استفاده از بازاریابی احساسی به‌عنوان یک استراتژی بازاریابی ارتباطی، به ارتباط عمیق از جنبه احساسی انجامیده و منجر به حفظ جایگاه رقابتی شرکت در بازار می‌شود. این روزها برای هر گروه از محصولات، انتخاب‌های وسیعی وجود دارد، از این رو محصولی به فروش نمی رسد مگر اینکه مصرف‌کننده با نام و نشان تجاری محصول با استفاده از احساسات خویش ارتباط برقرار کند. درواقع می‌توان گفت، مشتریان تجربیات را به محصولات و اشتیاق و احساسات را به استفاده از ارزش‌ها ترجیح می‌دهند. (فابریا، 2009)

امروزه بازاریابی احساسی تلاش می‌کند تا به سؤالات زیر پاسخ گوید:

  • نگرش­ها، رفتارها و احساسات چگونه رفتارهای خرید را شکل می‌دهند؟
  • آیا می‌توان احساسات را قبل، در حین و بعد از فرآیند خرید اندازه گیری کرد؟
  • ذهن مصرف‌کنندگان زمانیکه در معرض تبلیغات و ترغیب قرار می‌گیرد چگونه واکنش نشان می‌دهد؟
  • مشتریان درکجا (در یک فروشگاه یا در یک سایت اینترنتی)، به دنبال پاسخگویی به انگیزه‌های برانگیخته خویش هستند؟

اخیراً مطالعات بازاریابی نشان می‌دهد که حس پویایی در تصمیمات خرید بسیار حائز اهمیت است. در بسیاری از موارد، استفاده از رایحه یا موزیک در فضای درون فروشگاه مهم است. رایحه یک واسطه قدرتمند برای نقش بستن یک تصویر مطلوب به‌صورت طولانی مدت در حافظه مشتری

است. ضمن اینکه بسیاری از فروشگاه‌ها از رایحه مطلوب برای بیشتر نگه داشتن مشتریان در فروشگاه و طولانی­تر کردن خرید آنان استفاده می‌کنند. حتی موزیک نیز به شکل قدرتمندی با احساسات مشتریان پیوند خورده است و سودمندی آن برای دستیابی به مقاصد اقتصادی بسیار مشهور است؛ بنابراین برای بهبود ارتباط با مشتری ضروری است که شرکت‌ها به‌طور واضح اهداف خویش را تعریف نموده و مهارت‌های مربوط به سایر نظام‌های غیراقتصادی همچون روانشناسی و جامعه شناسی را کسب کنند، چرا که هدف اصلی بازاریابی احساسی، شناسایی نوع تجربه‌ای است که بر محصول بهتر و ایجاد همدلی بین شرکت و مشتری تأکید می‌کند. (کنسولی، 2010)

مطلب مرتبط :   موافقت، ، تحدید، میادین، استخراج

 

دسته بندی : علمی