برخی از افرا ط گرایان حوزه الهیات از آغاز ظهور مسیحیت با ادعای برتری ایمان می گفتند : وحی از سوی خدا به بشر عطا شده تا جایگزین همه معارف شود چون خدا با ما سخن گفته و راه و برنامه به ما داده ، نیاز به تفکر عقلی و فلسفی نداریم ( ژیلسون ، اتین ، 1371 ) . ایمان گراها مدعی هستند که حقایق دینی را نمی توان از طریق عقل و خردورزی به دست آورد ، بلکه تنها چاره ی آن ایمان آوردن به خداوند است ( پورجوادی ، نصرالله ، 1385 ) . پولس که مدعی بود ، آموزه های اصلی مسیحیت با فلسفه یونان تباه می گردد ؛ و آگوستین107 که ایمان را منشأ فهم می دانست، در واقع زیربنای تفکر ایمان گرایی را بنا نهادند .
اما خود ایمان گرایان به دو دسته عمده تقسیم می شوند؛ گروه اول کسانی هستند که ادعا می کنند که درمیان گزاره های دینی، برخی گزار ه ها عقل ستیزند . یعنی کلاً عقل را معارض با آن گزار ههای دینی می دانند و خواستار تعطیلی تفکر بشری در خصوص این حقایق دینی هستند. این گروه به ایمان گرایان افراطی108 معروفند. از این گروه می توان از کرکگور نام برد. گروه دوم گروهی هستند که ادعا دارند برخی گزاره های دینی عقل گریزند.آنها قائل به ضدیت بین درک عقل و درک دین نیستند و صرفاً می گویند. حوزه و مجال هر یک را از دیگری جدا می کنند . به این گروه ، ایمان گرایان معتدل109 می گویند . پاسکال، ویلیام جیمز، ویتگنشتاین، تیلیش از این گروه اند ( پورجوادی ، نصرالله ، 1385 ) .
همانطور که ذکر شد در میان دیدگاه های ایمان گرایی رویکردهای گوناگونی وجود دارد که از هر گروه به یک نمونه برجسته بسنده می شود . در این جا کرکگور، از دیدگاه افراطی و ویتگنشتاین، از گروه میانه روها ، یک دیدگاه نص گرایی اسلامی، و یک دیدگاه تربیت دینی براساس ایمان محوری مورد بررسی قرار گرفته است.
2-4-1 دیدگاه ایمان گرایی کرکگور :
کرکگور استدلال های عقلانی را بی ارتباط و حتی مضر به باورهای دینی می داند . مساله اصلی مباحث او ، بررسی این مساله است که آیا ایمان از طریق استدلا لهای آفاقی )عقلانی ( به دست می آید یا خیر؟ او در پاسخ به این پرسش دو نوع بحث را مطرح می کند :
بحث سلبی؛ که نقدهای او بر استدلال های آفاقی است .
بحث ایجابی؛ که نظر خود اوست در باب چگونگی حصول ایمان.
او اعتقاد دارد از آنجایی که در علوم بشری هیچ نوع یقینی یافت نمی شود و پژوهش های آفاقی، چه فلسفی و چه تاریخی، توانایی اثبات باورهای انسانی را ندارند، پس باید استدلا لهای آفاقی را به کناری نهاد و از طریق پژوهش انفسی به دینداری و نحوه رسیدن به سعادت توجه شود و ارتباط فرد با دینداری را مشخص نمود. وی در نهایت با ارائه سه برهان (تقریب یا تخمین ، برهان تعویق و برهان شورمندی)110 به این نتیجه می رسد که مومن حقیقی نباید به پژوهش های آفاقی دست بزند، زیرا با این کار به ایمان خود ضرر می- رساند . کرکگور معتقد است که ایمان در سیری انفسی پدیدار می شود. عقیده او ناشی از توجهی است که او به فرد انسان دارد. او بر این باوراست که ایمان تنها در خلال سیری درونی حاصل می شود. در سیر باطنی آنچه اهمیت دارد، صیروریت داشتن انسان است. او بیان می دارد که در تفکر انفسی نباید از این نکته غفلت کرد که سر و کار ما با فاعل شناسایی است، که دارای هستی است ( اکبری ، رضا ، 1384 ) .
2-4-2 دیدگاه ایمان گرایی لودویک ویتگنشتاین :
در تشریح دیدگاه ویتگنشتاین، دیدگاه متأخر او مد نظر خواهد بود. او با تاکید بر نظریات فلسفی خود و با به کارگیری مفاهیمی کلیدی از فلسفه خود، همچون ) بازی های زبانی111 ) استدلال های فلسفی را کاملاً بی ارتباط با باورهای دینی قلمداد می کند . او بین نحوه های زندگی دینی و بازی زبانی آن ( بازی زبانی اصطلاحی است که ویتگنشتاین برای بیان دنیاهای متفاوتی که انسان ها در آنها زندگی می کنند و می اندیشند استفاده می کند. علت انتساب این جهان ها به زبان، این است که اساسا برای کسانی چون ویتگنشتاین جهان و اندیشه و فرهنگ هر انسان و قومی در زبان او تجلی می یابد) تمایز قائل می شود و بیان می دارد که در نحوه های زندگی دینی مختلف، بازی های زبانی مختلفی وجود دارد که نمی شود آنها را با هم مقایسه کرد. او در معرفت باورهای دینی بر متن گرایی توجه دارد و اعتقاد دارد که در معرفت شناسی باورهای دینی همین بس که افراد در متن و موقعیت خاصی به باوری می رسند که نیاز به توجیه اضافی ندارد . ویتگنشتاین بر این باور است که مومنان ایمان خود را از راه شواهد و عقل به دست نمی آورند تا از آن طریق هم نیاز به توجیه داشته باشند .تعهدی که مومن در قبال باورهای دینی دارد از سنخ تعهدی نیست که از ملاحظه شواهد در دسترس حاصل شود ( لگنهاوسن ، محمد ، 1380 ) .
2-4-3 رویکرد نص گرایی اسلامی :
یکی از روش های فکری در پذیرش باورهای دینی در حوزه تفکر اسلامی رویکرد ایمان گرایی است. ایمان گرایی در تفکر اسلامی نتیجه رویکرد نص گرایی112 است . در این رویکرد از آن جایی که عقل از دسترسی به معارف دینی ناتوان است تنها منبع معتبر در دستیابی به متون دینی نصوص و ظواهر کتاب و سنت است ( سبحانی ، جعفر ، 1381 ) . بر این اساس نص گرایان بر ظاهر کتاب و سنت جمود ورزیده و تعصب خاصی بر حفظ این ظواهر از خود نشان می دهند . به تبع چنین نگاهی، پذیرش باورهای دینی نیز به دور از هر گونه چون و چرای عقلی باید صورت پذیرد. از جمله ایمان گرایان در حوزه تفکر اسلامی می توان به ایمان گرایی ابن تیمیه و ملامحمد امین استر آبادی اشاره نمود.
ابن تیمیه که در بسیاری از آثار خود رویکردهای عقلانی به دین را مورد انتقاد اساسی و جدی قرار می دهد، اصلی را در باب ایمان به گزاره های دینی بیان می کند که صراحتاً بیانگر رویکرد ایمان گرایانه افراطی او در باب پذیرش گزاره های دینی است . بر اساس این اصل دست یابی به ایمان واقعی تنها در گرو ایمان جازم نسبت به باورهای دینی است . ایمان جازم ایمانی است که در آن هیچ قید و شرطی در پذیرش باورهای دینی وجود نداشته باشد ( ابن تیمیه ، 1971 ) . از نظر ابن تیمیه نقش عقل در پذیرش باور دینی تا بدان جا است که انسان را به سوی پیامبران الهی هدایت کند و زمانی که چنین هدایتی از سوی عقل صورت پذیرفت باید خود عقل دنباله رو و تابع ظواهر آیات و روایات باشد.
از دیگر ایمان گرایان در حوزه تفکر اسلامی ملا محمدامین استرآبادی است. ایمان گرایی استرآبادی در مواضع مختلفی از اندیشه های وی مشهود است . به عنوان نمونه وی با استدلال منطقی سرسختانه به مخالفت بر می خیزد و معتقد است که متکلمان و مجتهدان و علمای علم اصول فقه به دلیل اکتفا به عقل از طریق ائمه اطهار ( علیهم السلام ) منحرف گشته اند ( استرآبادی ، ملا محمد امین ، 1321 ) . چرا که به نظر وی تنها امر معتبر ، استناد به روایت متواتر است . علاوه بر این وی ایمان قلبی به باورهای دینی را به طور مستقیم مخلوق خداوند می داند که به انسان عطا می شود . به نظر وی نظریات عقلی تنها زمانی معتبر است که هم ماده آن و هم صورت آن از سوی معصومین)علیهم السلام (مورد تأیید قرار گرفته باشد. در غیر این صورت گزاره های عقلی که از راه استدلال حاصل شده باشد اما در ظاهر با روایات معصومین در تضاد باشد هیچ گونه اعتباری ندارد.
البته روایت های معتدل تر و مقبول تری از ایمان گرایی در بین متفکران اسلامی نیز یافت می شود که نقش بیشتری را برای عقل قائلند. این امر در مقایسه میان شیخ صدوق و شیخ مفید، کاملاً مشهود است. شیخ صدوق یک متکلم نص گراست که نه تنها پذیرش باورهای دینی را تنها در گرو استناد به آیات و روایات می داند، بلکه در فصلی از کتاب خویش مجموعه روایاتی را که درباره نهی از جدل و مناظرات عقلی از سوی ائمه معصومین )علیهم السلام ) مطرح شده است، جمع آوری می کند و بدینوسیله از ورود عقل به حوزه باورهای دینی حتی در موضع دفاع از آ نها کاملاً جلوگیری می کند ( ابن بابویه ، محمد بن علی( شیخ صدوق ) ، 1380 ) . اما شیخ مفید که او نیز همچون شیخ صدوق از متکلمان ایمان گرا محسوب می شود در مواجهه با پرسش های فکری و شبهات عصر خود عقل را به کار گرفته و از موضع جدل و مناظره با مخالفان روبرو می شود . البته باید توجه داشت که وابستگی عقل به وحی در نظام کلامی مفید کاملاً مشهود است تا آن جا که در کتاب اوایل المقالات به صراحت بیان می کند که « عقل از سمع جدا نیست و در شناخت ها و نتایج خود محتاج به وحی می باشد » ( مفید ، محمدبن نعمان ، 1323 ) . علاوه بر این عقل مستقلاً نمی تواند به تکالیف خود پی و در فهم تکالیف و وظایف خود محتاج به شرع است.
آنچه در اینجا لازم به ذکر است این است که دیدگاه صدوق وتا حدودی شیخ مفید قرائت معتدلی از ایمان گرایی است که در دور ه های متاخر نیز بسیار مورد توجه می باشد. زیرا از طرفی سعی دارد به عقل در نظام معرفت دینی بها و جایگاه دهد و از سوی دیگر سعی دارد از مطلق شدن نقش عقل جلوگیری کند.
2-4-4 رویکرد تربیت دینی براساس ایمان محوری :
تربیت دینی بر مبنای ایمانگرایی جهت گیری دیگری را می طلبد . در این رویکرد تعلیم و تربیت نه بر اساس عقل که بر اساس دل و باورهای دینی صورت می پذیرد. در اینجا دو رویکرد

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی