ن پیام اخلاقی مورد نظرش مینماید، به این صورت که با اختصاص سهم بیشتری از کلام هنری به روباه، کشمکش وسوسه را به زیان مرغ، شکل داده، به حادثۀ خورده شدن مرغ ختم میکند، بعد هم با بیانی مجزا از زبان هر یک از طرفین دعوا، پیام دلخواه خود را ابلاغ مینماید.

نقطۀ عطف و گرهگشایی
چنانکه پیش از این نیز در بحث تحلیل ساختاری حکایتهای شوقی، عنوان کردیم، نقطۀ عطف یا اوج و گرهگشایی، در حکایتها و مناظرههای تمثیلی غالباً به صورت آنی و بیدرنگ، به دنبال یکدیگر میآیند و میان آنها فاصلۀ چندانی وجود ندارد و دخالت راوی در این ارتباط، بسیار تأثیرگذار است. در حکایتهای پروین نیز، همین مسأله به وضوح دیده میشود، با این تفاوت که نقاط اوج و گرهگشایی، در حکایتهایی که فاقد حادثۀ جزئی هستنـد روایـی است و از طریق کلام صورت میگیرد و بر اساس منطق مناظره بنا شـده است، در حالی که این دو عنصر در دیگر حکایتهای انگشت شماری که حادثهدار هستند، از همان روش طبیعی خود برخوردار است. به عبارت دیگر، نقاط اوج و گرهگشایی در مناظرهها، بالاگرفتن جنجال لفظی و سپس بایکوت کردن طرف مقابل برای پایان بخشیدن به حکایت است و این به دلیل عدم رخ دادن حادثۀ جزئی در بطن آنهاست. پرداختن به مثال بالا و نیز نمونههای دیگری از هر دو گونه حکایتهای حادثهدار و مناظرهای، میتواند راهگشای این بحث باشد.
در مناظرۀ حدیث مهر، نقطۀ اوج آنجایی است که کبوتر این دو بیت را به زبان میآورد و عقیدۀ گنجشک را به چالشی عمیق میکشد:

مطلب مرتبط :   باغ، کاشانک، قنات، بوعلی، شاه

گیرم که رفتهایم از اینجا به گلشنی
تا لحظهای است ، تا که دمیده است نو گُلی
با هم نشستهایم به شاخ صنوبری
تا ساعتی است تا شکفته است عبهری
در ادامه، بیدرنگ این یک بیت را به عنوان پایان اوج این جدال و به منزلۀ تصدیق و تأیید هر چه بیشتر بیت قبل ذکر میکنــد:

خوشبخت طائری که نگهبان مرغکی است
.
سر سبز شاخکی که بچینند از آن بری

سپس این راوی است که با بیان روایی منسوب به کبوتر، مناظره را پایان میدهد و آخرین ابیات را بیان میکند.

در مناظرۀ خاطر خشنود نیز، نقطۀ اوج آنجایی است که سگ پس از بیان ابیات مختلفی چنین اظهار میکند:

نخست رسم و ره ما، درستکاری ما است

دسته بندی : علمی