بودم رژیم بعث، پیروزی ایران در سطح جهانی به ثبوت رسید. بهترین تحلیل در مورد دستاورد جنگ تحمیلی، از امام خمینی (ره) است که فرمودند: ما انقلابمان را در جنگ به جهان صادر نموده‌ایم، ما مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ ثابت نموده‌ایم. ما در جنگ پرده از چهره جهانخواران کنار زدیم، ما در جنگ دوستان و دشمنانمان با شناخته‌ایم. ما در جنگ به این نتیجه رسیده‌ایم که باید روی پای خودمان بایستیم. ما در جنگ ابهت دو ابرقدرت شرق و غرب را شکستیم… تنها در جنگ بود که صنایع نظامی ما از رشد آن چنانی برخوردار شد و از همه مهمتر استمرار روح اسلام انقلابی در پرتو جنگ تحقق یافت. (صحیفه نور، ج21، ص 94)
– تشکیل سپاه و بسیج
یکی از افتخارات انقلاب اسلامی تشکیل سپاه و بسیج به فرمان امام خمینی (ره) بود. این دو نهاد مقدس از بدو تشکیل درگیر جنگ‌های ناخواسته و تحمیلی از سوی ابرقدرت‌ها و مزدوران داخلی آنها در کردستان، خوزستان، سیستان و بلوچستان… و در نهایت متجاوزین رژیم بعث عراق بودند و توانستند با اهدای خون پاکشان درخت انقلاب را آبیاری کنند و آن را از گزند ضد انقلاب محفوظ بدارند.
در سایه این فداکاری‌ها بود که سپاه و بسیج در قلب امت مسلمان بیش از پیش جای گرفت و مظهری از اخلاص و تعهد و ایثار شد. به طوری که امام خمینی (ره) در دیدارهای مختلف از آنها این چنین یاد می‌کردند: من از سپاه راضی هستم و به هیچ وجه نظرم از شما برنمی‌گردد. اگر سپاه نبود کشور هم نبود… .ای کاش من هم یک پاسدار بودم! بسیج لشکر مخلص خداست من همواره به خلوص و صفای بسیجیان غبطه می‌خورم و از خدا می‌خواهم تا به بسیجیانم محشور گرداند، چرا که در این دنیا افتخارم این است که خود بسیجی‌ام. … بسیج میقات پا برهنگان و معراج اندیشه پاک اسلامی است که تربیت یافتگان آن نام و نشان در گمنامی و بی‌نشانی گرفته اند .( صحیفه نور، ج21، ص 52).
– خودکفایی نظامی
در حال حاضر بیشتر جنگ افزارهایی که در ارتش و سپاه به کار گرفته می شود ساخت کارخانجات داخل است. پیشرفت‌های قابل ملاحظه‌ای که در تولید انواع موشک‌ها، توپ‌ها، خمپاره‌اندازها، تهیه قطعات یدکی هلیکوپترها و هواپیماها و سیستم‌های کنترل راداری توسط ارتش، سپاه و وزارت دفاع صورت گرفته نمونه‌های روشنی از خودکفایی نظامی است.
علاوه بر تولید تجهیزات نظامی، کشورمان در حال حاضر از نظر تعمیر و نگهدرای و مدرنیزه کردن سلاح‌های جنگی و آموزش افراز به مرز استقلال دفاعی رسیده به طوری که می‌توان گفت نیروهای مسلح ایران در حال حاضر در ردیف قوی‌ترین ارتش‌های دنیا قرار گرفته است.

3- تأثیر گفتمان انقلاب اسلامی بر هویت ملی در آیینه گفتمانها
حال با توجه به آنچه متفکرین معاصر گفتند؛ به سالهای بعد از انقلاب دقت نموده و در حّد توان این نوشتار به بررسی شرایط هویت ساز آن دوران میپردازیم تا ببینیم هویت ملی در دهههای بعد از انقلاب تحت تأثیر گفتمان انتخاب آیا رویکردی تک عنصری داشته است و یا چند عنصری؟ و در صورت چند عنصری بودن آیا دههای بوده است که ما در آن شاهد سازگاری و انسجام درونی باشیم و یا تعارض و ناهمخوانی را به چشم دیده باشیم؟ و یا حتی نظرات بینابین گویای هویت ملی ما باشد.
آنچه در اینجا پی خواهیم گرفت هویتهای ظهور یافته پس از انقلاب اسلامی ایران است. در هر دوره با توجه به نگرشها، رویکردها و جهتگیریها گفتمان هویتی ویژهای به اقتضای مبانی فکری کنشگران سیاسی، امکانات ساختارهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی، تحولات داخلی و بینالمللی و چشماندازهای آتی نظام سیاسی سر برآورده است.
گفتمان انقلاب اسلامی با ویژگیهای خاص خود که هم در این بخش و هم بخشهای دیگر راجع به آن صحبت شد با خصوصیتی انعکاسی زمینه را برای ظهور گفتمانهای هویتی متنوعی در متن خویش فراهم آورد. حاصل این امر ظهور گفتمانهای هویتی متنوعی است که از یک سو برخی از آنها به عنوان گفتمان «غیر خودی» از چرخه هویتی انقلاب به حاشیه رانده شدند. همانند گفتمان لیبرال و از سویی دیگر فضایی فراهم آمد تا در مراحل بعدی با نوعی تحول درون گفتمانی، عناصر و مؤلفههای محوری هر یک از این گفتمانها در یکدیگر بازتاب یابند.پیش از بیان تأثیر انقلاب بر گفتمان های هویتی منظور مطالبی را راجع به گفتمان انقلاب مطرح می کنیم .
1-3-گفتمان هویتی انقلاب، امام
غلبه گفتمان هویتی سنت با اوجگیری و پیوندی اسلامی ایران پیوند دارد. به همین دلیل زمان آغاز آن را میتوان سال 1357 دانست، گرچه این تاریخ صرفاً جنبه نمادین دارد و نقطه عطفی را در جریان شکلگیری و گسترش عمومی آن نشان میدهد این تاریخ را به وجه بهتری میتوان نقطه آغاز ظهور خاص و علنی آن دانست.
پس در جریان تحول گفتمانهای هویتی ایران از آغاز تاریخ معاصر ایران، یعنی از حوالی نهضت مشروطه تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران، به روشنی میتوان خطی مستمر از ارتباط و پیوند تکامل یابنده را مشاهده کرد. هر یک از این گفتمانها نه تنها امکان خود را در گفتمان قبلی مییابند، بلکه مصالح و مواد لازم را از آنها اخذ میکنند، حتی گفتمان اولیه تاریخ معاصر ایران، یعنی گفتمان غرب طلب نیز آن گونه که بویژه در طرح ملکم خان میبینیم، طرح هویتی خود را به نحوی، خواه با تظاهر، به هویت بومی موجود پیوند زده یا بر آن اتکا میکند.
و امّا ارزیابی گفتمانها توانایی پاسخگویی آنها به سئوالات و نیازهایی است که به ایجاد صورتبندیشان منتهی شده است با این حال گفتمانی که توانست مردم ایران را بطور کلی درگیر انقلاب ساخته و آنها را به پیروزی رساند گفتمانهای پیش و حتی گفتمان بازگشت به خویش نبود چرا که این گفتمان اساسا گفتمانی نخبهگرا و خاص گروههای دانشگاهی بود. این گفتمان تمام وزن خود را برروی گروههای اجتماعی بالا قرار داده بود و از مردم عادی غفلتی تام داشت، میتوان با توجه به گفتمانهای پیشین گفتمان انقلاب و امام را به لحاظ تاریخی تکامل یافتهترین بدانیم. سنت موجود در گفتمان انقلاب و امام سنتی است که در جریان تجربه تاریخی صدساله بار دیگر توانسته از طریق تجربه خود بر دیگر گفتمانها غلبه یابد و به بازنمایی هویتی مردم ایران نائل گردد.
بسیج همه جانبه منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی محصول گفتمان امام و انقلاب است که علما بر پایه آن از موقع و جایگاه همیشگی خود در جامعه ایران، تودهها را به میدان آورده و آنها را در کنار نیروهای دانشگاهی و روشنفکر، که با گذشت از مجرای هویتی بازگشت خویش مهیای وحدت با تودهها گشته بودند، در مسیر انقلابی موفق توأمان رهبری کردند.
با توجه به نقشی که این انقلاب بینظیر تاریخی در ایجاد و غلبه این گفتمان بر سایر
گفتمانهای هویتی دارد زمان حقیقی آن را باید بیش از اینها دانست و همچنین فرآیند شکلگیری گفتمان هویتی امام را نباید کامل و تمام شده به حساب آورد. همچنان که انقلاب اسلامی ایران در بستر تاریخ ایران به سان رودی نو پدید هر لحظه در چالش با اوضاع و مسائل پیشبینی نشده صورتی جدید از خود ظاهر ساخته و خلق زمان نامنتظر مسیر نارفتهای را میگشاید، چارچوب نمادینی که در درون و بر پایه آن مردم ایران با معنا بخشی به خود و اعمال خویش این رخداد و تاریخ زمان را ساخته و به پیش میبرند نیز متناسب با بنیانهای عینی و واقعی خود در سیلان و گونهگونی دایمی به سر میبرد.
البته آنچه سبب شد این بار نهضت مردمی یا بسیج جمعی ایرانیان در جریان انقلاب اسلامی آغازگر تاریخ گفتمانی خاص سنت گردد، این بود که نمایندگان عملی و نظری سنت، بویژه علما چالشها و تجربههای صدساله اخیر ایران را به عنوان بخشی از فرآیند تجربه تاریخیشان در هستی خود جمعآورده بودند، به علاوه دستآوردهای مثبت و منفی گذشته، از جمله شکستهای پیدرپی، همگان را آگاهانه یا بطور ناخودآگاه به سمت ایجاد هویت گفتمان و تاریخی خاص و اجتناب از خطاهای پیشین سوق داد. به هیچ روی نمیشود فراموش کرد که در کنار نقش علمای دینی در رهبری انقلاب، تنها به اعتبار ماهیت تودهای و مردمی انقلاب است که امکان شکلگیری و یا غلبه گفتمان انقلاب فراهم شود. در اینجا تأکید بر مردم از آن جهت اهمیت دارد که مشارکت مردم در انقلاب اسلامی ایران با انقلابهای تاریخی جدید بشری تمایز آشکار دارد اولاً بر پایه بسیج گسترده و سراسری مردم در پهنای یک کشور از طریق ایجاد اراده جمعی، همانطور که فوکو میگوید: به ندرت در واقعیت ظهور میکند .(فوکو، 1379) خود را محقق ساخته و به پیش میرود.
این گفتمان با توفیق در همراه ساختن یا قانع کردن این نیروها و جریانها با انقلاب و حرکت کلی مردم، در حقیقت نشان میداد که با نفوذ به عمق هستی اجتماعی آنها به میزان قابل توجهی واجد لایههایی از هویت آنهاست که به واسطهی آن زمینهی وحدت و عمل مشترک با دیگر
بخشهای جامعه برای آنها فراهم میشود آنچه در انقلاب اسلامی رخ داد؛ فعال شدن یا تظاهر سنت دینی است، که کاملاً به عمل و فعل مشترک مردم وابسته است. مردم در جریان تحول گفتمانها، هویتی ایران در مرحله آخر عملاً به منازعههای نظری حول هویت ایرانی پایان دادند و با آشکار سازی هویت خود چرخه تحولات گفتمانی را به نقطههایی آن بازگرداندند. شاید هیچ بیانی بهتر از آنچه امام در این خصوص گفته نتواند نقشی را که مردم در چالشها و منازعههای هویتی قبل از انقلاب داشتهاند مشخص و روشن سازد. «امروز زمانی است که ملتها چراغ راه روشنفکران شوند و آنها را از خود باختگی و زبونی در مقابل شرق و غرب نجات دهند. (صحیفه امام، جلد211:13) آنچه ایشان در این بیان بدان دعوت میکنند در واقع همان واقعیتی است که در انقلاب اسلامی ایران محقق شد مردم عملاً در مقام راهبری تحول هویتی نیروهای غیر دوستدار یا بیگانه شده با هویت سنتی قرار گرفته و آنها را از طریق اظهار هویت ملیشان در مسیر بازسازی هویتی قرار دادند.
گفتمان انقلاب عمدتاً درگیر بازخیزی هویت بومی ایران است، تا اینکه نظیرگفتمانهای دیگر به کار ساخت و ایجاد هویت تازهای برای ایرانیان باشد. وضع ویژهای پیدا میکند. این وضع ویژه در عین اینکه به آن قابلیتهای خاصی میدهد محدودیتهای مشخص نیز بر ظرفیت نوآوری و تفسیر آن تحلیل میکند. بر خلاف دیگر گفتمانها، تولید و توزیع این گفتمان محدود به افراد یا گروههای محدود نمیشود. چرا که تمام شبکههای اجتماعی درگیر بازنمایی سنت در جریان بازتولید و باز توزیع آن ایفای نقش میکنند، این شبکه شامل حوزههای علیه و همچنین مراکزی که بصورت انفرادی است که ایفای نقش میکنند در شبکه توزیع نیز حوزهها، مساجد، حسینهها و کثیری از مراکز و محافل بینام است که در قالب هیئتها و جلسات دائمی یا

مطلب مرتبط :  

دسته بندی : علمی