‌اساسی‌ آنها تفاوت‌ داشت‌ و بنابراین‌ چگونگی‌ تغییر در اروپا و در ایالات‌ متحده‌ بهتر است‌ که‌ جداگانه‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. به‌ هر حال‌، افزایش‌ رقابت‌ از یک‌ سو با پیدایش‌ بازیگران‌ تجاری‌ قدرتمند بین‌المللی‌ و رقابت‌ جانشینانی‌ نظیر دستگاه‌های ضبط‌ نوارهای‌ ویدیوئی‌ از سوی‌ دیگر، و همچنین‌ گرایش‌ها و تقاضاهای‌ جدید، کاهش‌ موانع‌ با توسعه‌ فنی‌ نظیر ماهواره‌، کابل‌، و تکنولوژی‌های ‌رادیوــ تلویزیونی‌ ارزان‌تر موجب‌ بی‌ثباتی‌ در وضعیت‌ محیط‌ شدند. به‌ عبارت‌ دیگر، این‌ بی‌ثباتی‌ محیطی هم‌ برای‌ تولیدات‌ تلویزیونی‌، سیستم‌های ‌ رسانه‌ای‌ ملی‌، مقررات‌، مخاطبان، سخن‌پراکنان خدمت‌ عمومی‌ و هم‌ هزینه‌های‌ سخن‌پراکنی‌ پدید آمد. (Küng-Shankleman، 224,2000)
5-10-2- دلایل مخالفت با انحصار زدایی از صنعت رادیو- تلویزیون
همانگونه که اشاره شد، مخالفت با رادیو تلویزیون خصوصی وتجاری یکی از مباحثی است که در دهه های اخیر به‌صورتی گسترده توسط صاحب نظران مکتب انتقادی طرح گردیده است این مخالفت که با رویکردهای مختلف فرهنگی اقتصادی واجتماعی پیامدهای منفی فعالیت شبکه های تجاری را مورد بررسی قرار می دهد نقش محوری بخش عمومی جامعه وشهروندان در اداره رسانه تاکید می کند به عبارت دیگر مخالفت با رادیو تلویزیون خصوصی در مکتب انتقادی به معنای حمایت از رادیو تلویزیون دولتی نیست بلکه حتی برخی صاحب نظران ، سواستفاده دولتها از اهرم آگهی های بازرگانی برای تحت سلطه قرار دادن شبکه های رادیو تلویزیونی خصوصی را طرح می کنندو معتقدند به‌دلیل برخورداری دولت از اهرمهای اقتصادی وقدرت ، شبکه های خصوصی نیز که طبیعتا بدنبال منافع بیشتر می باشند تحت نفوذ دولتها قرار می گیرند.در این میان دوروند “انحصار زدایی از حوزه رسانه ها” و “خصوصی سازی رسانه ها” که اولی موانع موجود بر سر راه ورود بخش خصوصی به صنعت رادیو تلویزیون را رفع می کند ودومی واگذاری شبکه های دولتی رادیو تلویزیونی به بخش خصوصی را مورد توجه قرار می دهد، در سه دهه اخیر مورد توجه صاحب نظران مکتب انتقادی قرار گرفته است.
انتقادات به روند جهانی مقررات زدایی از حوزه تلویزیون
تفسیرهای حداکثری از انحصار زدایی یکی از علل مخالفتها است. “مقررات‌زدایی در معنای صحیح خود به کار نمی‌رود، همچنان مقررات دولتی در حوزه مالکیت فرکانس‌ها و فرانشیزها و همچنین حقوق مالکیت معنوی معتبر است. بنابراین مقررات‌زدایی در برابر مآزادهای آزاد نیست بلکه مقررات در منافع عمومی در برابر مقرراتی است که تنها منافع بخش خصوصی را حفظ می‌کند. “(MC Chensy، 2003)
مورونی نیز در نقد ایده تعمیم خصوصی سازی حداکثری به صنعت رسانه با ذکرکردن تفاوتهای عرصه فرهنگ با سایر بخشهای اقتصاد می نویسد:
“توافقنامه اروپا بر روی تمرکز و تکثیر رسانه‌ای (EC1992) در پیش‌نویس برای یک تکثیر رسانه‌ای و مالکیت مستقیم رسانه‌ای در دهه نود موجب بحث‌های زیادی شد و محققین زیادی اثر تمرکز بر دموکراسی و هدایت بحث‌ها را انجام دادند.این‌که چرا یک بازار رسانه متفاوت از دیگر بازارهاست و قانون رقابت برای ممانعت از غیررقابتی شدن و در بحث قرار می‌گیرد و حامیان یک رویکرد پیچیده به مقررات رسانه‌ای افزایش می‌یابند موضوعی است که از فرضیات که بر روی موفقیت حفاظت از رقابتی بودن و تنوع بازار رسانه شکل می‌گیرد، آغاز می‌شود و نمی‌توان تعیین کرد که بازار رسانه‌ای رقابتی است. عموم مردم می‌توانند به اطلاعات متنوع و متفاوت دست یابند، چرایی آن به استدلال‌های زیر برمی‌گردد:
• استدلال نخست آن به پدیده‌ای به نام اثر منفی باز می‌گردد که تمایل به تعداد محدود شده‌ای شرکت‌های فعال به یک بازار معین برای ارائه خدمات است. که هدف آن‌ها یک زمینه شبیه به هم و حداکثر کردن فروش است.
• استدلال دوم، یک بعد رقابت قابلیت جانشینی است به عبارت دیگر مصرف‌کننده در یک رقابت می‌تواند محصولی دیگر را جایگزین محصول معرفی خود کند اما در عرصه فرهنگ و رسانه این‌گونه نیست و مخاطبان ممکن است در غیاب برنامه یک تهیه کننده ، نتوانند جایگزین مناسبی برای آن پیدا کنند.
• استدلال سوم، بدیهی است که همبستگی زیادی میان مالکان در بازار رسانه و تنوع محتوی وجود ندارد، به علاوه برخی اوقات تکثر به تمرکز در مالکیت تا محدودیت در مالکیت نزدیک‌تر است چرا که شرکت‌های رسانه‌ای می‌توانند هزینه زیادتری را از محل منافع خدمات عمومی خود بپردازند.
به دلیل تفاوت بازار رسانه با سایر بازارها بسیاری استدلال کرده‌اند که قانون رقابت مفید است اما به عنوان مقررات بازار رسانه کافی نیست.” (Colns، Murroni، 70,1996)

مطلب مرتبط :   رسانه،، اطلاعاتی، دانایی، ای،، کند،

مخالفت دولتها با انحصار زدایی
در دیگر کشورهای آسیایی به استثنای کشورهایی نظیر ژاپن، تایوان وتایلند، رسانه‌های خصوصی الکترونیکی توسط دولت به شدت نفی می‌شدند، در مستعمرات آسیایی انگلستان انحصار رادیویی وجود داشت. اما در سال‌های اخیر این انحصار به سوی یک تنوع با تصویب قوانین و مقررات جدید گسترده شده است. در کشورهای وابسته به غرب، موج آگاهی و بیداری سیاسی موجب شکسته شدن الگوی سنتی در رسانه‌ها شد.
تصدی دولت‌ها با حفظ انحصار دولتی بسیار راحت بود، و به همین دلیل دنبال راهی برای تداوم آن بود، در هند گاندی برای توجیه حفظ انحصار رسانه‌ها گفت که این انحصار صرفاً ابزاری برای حفظ یک‌پارچگی ملی است.
زمانی که شما به سوی مراحل دشواری از توسعه گام برمی‌دارید و راهی طولانی در پیش دارید، این زمان بزرگ‌ترین فرصت برای ظهور اختلافات است. بنابراین رسانه‌ها باید مردم را کنار یکدیگر در جهت حفظ دیدگاه ملی نگه دارند.
از نقطه مخالف این نگاه، یکی از کارکردهای رادیو تلویزیون دولتی، دروغ گفتن به نفع دولت است.
سه دلیل برای علت تمایل کشورهای آسیایی به سوی انحصار زدایی و خصوصی‌سازی رادیو تلویزیون وجود دارد:
• دولت‌ها یک فشار سیاسی را در داخل کشور برای تلاش در جهت ایجاد یک مشارکت ظاهری توسط بخش خصوصی و برون سپاری در صنعت رادیو تلویزیون تحمل می‌کنند.
• دولت‌ها می‌خواهند بار مالی خدمات تلویزیونی را برای پاسخ‌گویی به دیگر بخش‌های جامعه و نواحی اقتصادی کاهش دهند.
• دولت‌ها می‌خواهند که فعالیت‌های کارآفرینان را در حوزه سرگرمی‌ها برای بهره‌برداری از فرصت‌های توسعه رسانه‌های الکترونیک تشویق کنند.
در این میان به نظر می رسد دلیل سوم تاثیر بیشتری دارد.
تیپولوژی انحصار زدایی از ساختار تلویزیونی
اسچرر، تیپولژی زیر را از انواع انحصار زدایی از انحصارهای عمومی ارائه کرده است:
“غیرملی شدنی که با انتقال اموال عمومی از دولت به مالکان خصوصی انجام می‌شود نظیر خصوصی‌سازی شبکه TFI فرانسه در دولت ژاک شیراک
خصوصی‌سازی وظایف اجرایی یک یا چند (نه همه)، سلسله مراتب تولید از یک انحصار بخش عمومی به شرکت‌های خصوصی مستقل که برنامه‌ها را تولید می‌کنند شبیه BBC و ITV در انگلستان.
انحصار‌زدایی از تعیین سیاست‌ها به وسیله شکستن انحصار دولتی با ایجاد رقابت مانند ورود رادیو تلویزیون‌های تجاری در فرانسه یا BBC-IBA در انگلیس. مرداک همچنین آن را آزادسازی می‌نامد که ورود رقابت تجاری به خدمات عمومی یا انحصارهای ملی می‌باشد.
• خصوصی‌سازی اولیه، ‌زمانی رخ می‌دهد که بخشی یا همه کل رسانه عمومی برای خصوصی شدن بخش عمومی به یک شرکت خصوصی توسط دولت واگذار یا سهامی عام شدن آن اتفاق افتد” (Scherer، 1986)
انحصار زدایی از رادیو تلویزیون توسط رژیم‌های متفاوتی انجام شده است، ‌هدایت به مراحل مقررات جدید برای تهیه و حقوق معنوی (عمدتاً تجاری) انجام می‌شود.
دیسون و هانری معتقدند:”زمانی که انحصار زدایی در میان تعدادی از بخش‌ها انجام شود درگیری مجموعه پیچیده‌ای از شرکت‌ها را شفاف می‌کند.
نخست، این پدیده آزادسازی برای مدرن‌سازی اقتصاد به وسیله بخش خصوصی و ارتقای فرهنگ کارآفرینی است.
دوم، انحصار زدایی وسیله‌ای برای کاهش ناکارآمدی بروکراتیک و ولنگاری مالی است.
سوم،‌ پاسخ‌گویی، افزایش رقابتی شدن و تمایل به آزاد شدن اقتصاد و دمکراتیک شدن را تقویت می‌کند.
چهارم، انحصار زدایی سرانجام به صورت پارتیزانی برانگیخته می‌شود مانند مورد فرانسه”
(Dysan and Humphreys، 1988,21)
به نظر می‌رسد “مهم‌ترین مانع انحصار زدایی در رادیو تلویزیون، ‌کاهش کنترل دولت‌ها بر این حوزه و عدم تمایل دولت‌ها به کاهش قدرت خود بود که به دلیل فضای تجاری جدید ایجاد شد.” (Papathanasso Poulos، 1990).
استدلال‌های موافقان و مخالفان تمرکز در رسانه:
مک چنی ، سیاست بازارهای جهانی رسانه،روند تسلط سرمایه داری بر صنعت رسانه را ضددموکراسی می داند. در مقابل، بنجامین کمپاین،‌ معتقد است یک نمایش کاملاً هدایت شده و متمرکز در جهان وجود ندارد.
• منطق پشت اقتصاد مقیاس برای شرکت‌های رسانه‌ای، حفظ توسعه است بنابراین رشد یک معیار موفقیت و انحصار یک تمایل به سمت طبیعت اقتصاد سرمایه‌داری است.
• مدیریت محصولات به سوی کاهش نیرو و قیمت با مشترک کردن منابع سوق می‌یابد بنابراین به سود مصرف‌کننده است.
• قدرت اقتصادی گروه‌های رسانه‌ای باید از نوآوری فن‌اوری بیش از ارتقای کیفیت ژورنالیسم حمایت کند تا زمانی که شرکت‌های کوچک در برابر شرکت‌های بزرگ از نظر مالی توانایی کمتر نوآوری دارند و قدرت تحمل فشار بیشتری از نظر مالی در برابر اقتدار محلی و فشار دارند.
• یک بازار متمرکز می‌تواند بهتر در جهان ایجاد کند.
• امتیازات اقتصادی در جستجوی بازارهای بزرگ‌تر پیدا می‌شود و شرکت‌های بزرگ توانایی بهتری دارند.
• اما مخالفان انحصار: تعداد منابع اطلاعاتی بر روی اعتبار خبر تأثیر می‌گذارد،
• رقابت مدیران را تشویق به پایبندی به منافع عمومی می‌کند.
• رقابت کمتر کیفیت و کمیت اخبار را کم می‌کند.
• رسانه مسلط می‌تواند رسانه‌های زیر بسته را تعطیل یا ترجیح قیمت دهد.( 2003، McChesney )
تلویزیون خصوصی وآسیب پذیری مقابل امپریالیسم فرهنگی
محصولات فرهنگی، سینمایی و تلویزیونی بین‌المللی در حال رشد سریعی هستند، سهم فرهنگ ملی در صنعت فرهنگ در حال کاهش است،”محصولات هالیوود، 70 درصد بازار اروپا در سال 1996 را به دست آورده اند. 83 درصد بازار آمریکای لاتین و 50 درصد بازار ژاپن نیز در اختیار هالیوود است، در مقابل سایر کشورها مانند مکزیک که پیش از این 100 فیلم تولید می‌کرده‌اند، تولیدات خود را به 40 فیلم در سال 1995 و 10 فیلم در سال 1998 کاهش داده‌اند” (1999، UNDP).
با وجود تجارت جهانی در محصولات فرهنگی و عدم تعادل در این تبادل به سود چند کشور، می‌توان استدلال کرد که

مطلب مرتبط :   سیاست، جنایی، فقه، -، فقهی

دسته بندی : علمی