ر شود، و از عذاب آن پند گیرد، تقوا و خویشتنداری او را از سقوط در شبهات نگه میدارد. آگاه باشید تیره روزیها و آزمایشها، همانند زمان بعثت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) بار دیگر به شما روی آورد. سوگند به خدایی که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) را به حق مبعوث کرد، سخت آزمایش میشوید، چون دانهای که در غربال ریزند، یا غذایی که در دیگ گذارند! بههم خواهید ریخت، زیر و رو خواهید شد، تا آنکه پایین به بالا، و بالا به پایین رود؛ آنان که سابقهای در اسلام داشتند، و تا کنون منزوی بودند، بر سر کار میآیند، و آنها که به ناحق، پیشی گرفتند عقب زده خواهند شد.
به خدا سوگند! کلمهای از حق را نپوشاندم؛ هیچگاه دروغی نگفتهام؛ از روز نخست، به این مقام خلافت و چنین روزی خبر داده شدم. آگاه باشید! همانا گناهان چون مرکبهای بد رفتارند که سواران خود را عنان رها شده در آتش دوزخ میاندازند. آگاه باشید! همانا تقوا، چونان مرکبهای فرمانبرداری است که سواران خود را، عنان بر دست، وارد بهشت جاویدان میکنند. حق و باطل همیشه در پیکارند، و برای هر کدام طرفدارانی است. اگر باطل پیروز شود جای شگفتی نیست، از دیرباز چنین بوده، و اگر طرفداران حق اندکاند، چه بسا روزی فراوان گردند و پیروز شوند، اما کمتر اتفاق میافتد که چیز رفته باز گردد.
آنکس که بهشت و دوزخ را پیش روی خود دارد، در تلاش است. برخی از مردم به سرعت به سوی حق پیش میروند، که اهل نجاتاند؛ و بعضی به کندی میروند و امیدوارند؛ و دیگری کوتاهی میکند و در آتش جهنم گرفتار است. چپ و راست گمراهی، و راه میانه، جادهی مستقیم الهی است که قرآن و آثار نبوت، آن را سفارش میکند، و گذرگاه، سنت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است و سرانجام، بازگشت همه بدان سو میباشد. ادعا کنندهی باطل نابود شد، و دروغگو زیان کرد، هر کس با حق درافتاد هلاک گردید. نادانی انسان همین بس که قدر خویش نشناسد. آنچه بر اساس تقوی پایه گذاری شود، نابود نگردد. کشتزاری که با تقوی آبیاری شود، تشنگی ندارد. مردم! به خانههای خود روی آورید، مسایل میان خود را اصلاح کنید، توبه و بازگشت پس از زشتیها میسر است. جز پروردگار خود، دیگری را ستایش نکنید و جز خویشتن خویش، دیگری را سرزنش ننمایید(نهج البلاغه،خطبه16،صص41-39).
اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در اولین روز حکومت، برنامهها و سیاستهای دولت را اطلاعرسانی میکنند یعنی لزوم تداوم تعامل مسئولین با مردم در حکومت دموکراسی، حکومت مردمسالاری یا دموکراسی صرف مشارکت مردم در رأی دادن نیست بلکه مردم باید در تعامل با مسئولین، در جریان اهداف و برنامههای دولت قرار گیرند؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنچه میگویم بهعهده میگیرم و خود به آن پایبندم، یعنی لزوم تطبیق سیاستهای اعلانی با سیاستهای اعمالی؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از تقوا و خویشتنداری بهعنوان سپر مقاومت در برابر شبهات یاد میکنند یعنی لزوم پیروی از ارزشها و پرهیز از ضدارزشها و ممانعت از رسوخ عوامل تفرقه در وحدت ملت؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) از هجوم آزمایشها و تیرهروزیها سخن میگویند یعنی لزوم تغییرات بنیادین در ارکان حکومتی جهت تطبیق ماهیت حکومت با ساختار آن؛ وقتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند آنانکه به ناحق پیشی گرفته بودند عقب زده خواهند شد یعنی لزوم چینش عادلانه و رعایت شایستهسالاری در پیکرهی حکومت دموکراتیک؛ سوگند یاد کردن امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) مبنی بر نپوشاندن کلمهای از حق، یعنی لزوم حقمحوری مسئولین و پرهیز از سیاستهای عوامفریبانه؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند طرفداران جبههی حق اندکند یعنی ملاک گزینش در بلوکبندیها و اتحادها، کیفیت عملکرد باشد نه کمیت اعضا؛ اطلاعرسانی از مرزبندی جبههی حق و باطل یعنی لزوم توجه به ماهیت احزاب و پرهیز از افراط و تفریط؛ اگر امیرالمؤمنین میفرمایند مسایل میان خودتان را اصلاح کنید یعنی پرهیز از مداخلات خارجی در مسایل داخلی و لزوم وحدتگرایی؛ اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) میفرمایند جز پروردگار خود دیگری را ستایش نکنید یعنی لزوم پاسخگویی مسئولین در برابر مردم، زیرا تملق و ستایش دولتمردان مانع از پیشرفت کیفی امور کشور میشود؛ و اینکه میفرمایند جز خویشتن خویش دیگری را سرزنش ننمایید یعنی لزوم نظارت مردم بر سیستم حکومتی، زیرا ظلم و ستم دولتمردان در فضای سکوت مردم شکل میگیرد. نای میگوید:
اگر یک راهبرد ارتباطاتی بر خلاف سمت و سوی سیاست باشد، نمیتواند موفقیتی ایجاد نماید. صدای «کرده»ها بلندتر از «گفته»ها است؛ دیپلماسی عمومیای که صرفاً تزئیناتی ظاهری برای اعمال قدرت سخت بهنظر میرسد، به احتمال زیاد نمیتواند موفق باشد(نای،1390،ص173).
قدرتهای بزرگ، تلاش میکنند از فرهنگ و روایتی برای ایجاد قدرت نرم استفاده کنند که مزیت آنها را ترویج دهد، اما در صورتیکه کلمات و نمادها، با واقعیتهای داخلی همخوانی نداشته باشد، اینکار همیشه کار آسانی نیست(همان،ص149).
راهبرد ارتباطی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در فرایند دیپلماسی عمومی، در تطبیق با عملکردهای سیاسی ایشان قرار داشت و همین امر موجب ترویج جذابیتهای حکومت ایشان فرای زمان و مکان شد؛ و اینها همه یعنی اینکه امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) 1400 سال پیش، اشاعهی اصول محوری دموکراسی اصیل را در دستور کار قرار داد و عملیاتی کرد؛ بهعبارتی دموکراسی اصیلی که در چهارده قرن پیش، مسلمانان طعم آنرا در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) چشیدهاند، هنوز هم اذهان و قلوب را مجذوب خود کرده است و جایی برای دموکراسی تجویزی و وارداتی با ماهیتی انحصاری و منفعتی باقی نمیگذارد.
5. عدالت اقتصادی، زیربنای عدالت اجتماعی
حقوق مدنی و سیاسی از جمله حقوق اساسی بشر است؛ اما آیا با وجود شکم گرسنه میتوان از این حقوق بهرهمند شد؟! اگر از بازماندگان فجایع عظیم انسانی سؤال کنیم، خواهند گفت که نگرانی اصلی آنان در بازداشتگاههای کار اجباری، از رنج و درد گرسنگی بوده است. البته گرسنگی دادن، نتیجهی سیاستهای غیر انسانی و نژادپرستانه است، و آنچه بهطور مستقیم، زندگی این افراد را تهدید میکرده، فقر و گرسنگی بوده است نه محرومیت از حقوق و آزادیهای مدنی. اعلامیهی جهانی حقوق بشر اشعار میدارد که وظیفهی دولتها برای حفظ کرامت ذاتی انسان، بسیار بیشتر از وظیفهی آنها برای پوشاندن ردای حقوق بر تن افراد است. پیش از هر چیزی، انسان به پوشاک، غذا، مسکن، آموزش، خدمات درمانی و اجتماعی و شغل مناسب با درآمد کافی نیاز دارد تا فراغت کافی برای زندگی در کنار خانوادهاش و کسب تجارب فرهنگی داشته باشد. وظیفهی حکومتها در فراهمکردن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، در مواد 24 و 7 اعلامیهی جهانی حقوق بشر، بهعنوان حقوقی که برای حفظ کرامت و رشد شخصیت آزاد انسانی ضروری است، بیان شده است(رابرتسون،1383،ص228).
اصول مطروحه در اعلامیهی جهانی حقوق بشر در سال 1948 یعنی قرن بیستم، در مورد فراهم نمودن سطح زندگی متوسط برای شهروندان، توسط امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در چهارده قرن پیش، نه تنها مطرح شد بلکه به مقام تجربی رسید. این اصل، مهمترین دغدغهی مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بود و چه زیبا فرمودند که «فقر، مرگ بزرگ است»(نهجالبلاغه،حکمت163،ص475).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) تئوری عدالت اجتماعی را بر بنای عدالت اقتصادی قرار میدهند، و اولین گام در جهت اجرای راهبرد مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق را در زمینهی اقتصاد بر میدارند؛ فقر با گسستن زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی جامعه، شکاف طبقاتی را موجب میشود و جامعه را به سمت نابودی سوق میدهد. عدالت اجتماعی جز بر بنای عدالت اقتصادی، هویت عینی نمییابد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در روز دوم خلافت خود، در مورد اموال فراوان بیتالمال که عثمان به بعضی از خویشاوندان خود بخشیده بود، فرمودند:
به خدا سوگند! بیتالمال تاراج شده را هر کجا که بیابم به صاحبان اصلی آن باز میگردانم، گرچه با آن ازدواج کرده، یا کنیزانی خریده باشند؛ زیرا در عدالت، گشایش برای عموم است، و آنکس که عدالت بر او گران آید، تحمل ستم برای او سختتر است(نهج البلاغه،خطبه15،ص39).
آنگاه فرمان داد، همهی سلاحهایی را که در خانهی عثمان پیدا شد، که بر ضد مسلمانان از آن استفاده شده بود، بگیرند و در بیتالمال نهند و همچنین مقرر فرمود شتران گزینهی زکات را که در منزلش بود تصرف کنند و شمشیر و ذره او را هم بگیرند. و مقرر فرمود هیچکس متعرض به سلاحهایی که در خانهی عثمان بوده و بر ضد مسلمانان از آن استفاده نشده است، نشود و از تصرف همهی اموال شخصی عثمان که در خانهاش و جاهای دیگر است خودداری شود. و دستور فرمود اموالی را که عثمان بهصورت پاداش و جایزه به یاران خود و هر کس دیگر داده است برگردانده شود. چون این خبر به عمروبن عاص رسید، برای معاویه نوشت هر چه باید انجام دهی، انجام بده که پسر ابیطالب همهی اموال را از تو جدا خواهد کرد، همانگونه که پوست عصا و چوبدستی را میکنند(ابن ابیالحدید،1375،ج1،صص136-135 و 1378،ج1،ص270).
اولین اقدام مدیریتی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در نخستین روزهای حکومت ایشان، در زمینهی اجرای عدالت اقتصادی صورت گرفت. اگرچه عدالت اقتصادی و شاخصهای مرتبط با آن، جزء مؤلفههای مدیریت قدرت نرم است، اما اجرای عدالت اقتصادی نیازمند مدیریت قدرت هوشمند است. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، در راستای اجرای عدالت اقتصادی و حذف شکاف طبقاتی، ابزار تهدید در قدرت سخت را در دستور کار قرار دادند. حذف شکاف طبقاتی، نیازمند هدفمند کردن بودجههای دولت است؛ مدیریت قدرت هوشمند امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، هدفمند کردن بودجههای دولت در راستای حذف شکاف طبقاتی را نه در کاهش بودجههای حمایتی و رفاهی، که در عدالت اقتصادی اجرا میکند، و عدالت اقتصادی یعنی برگرداندن اموال غصب شدهی دولت به چرخهی اقتصاد جامعه؛ اموالی که غصب آن، اقلیت جامعه را به طبقهی پردرآمدترینها، و اکثریت جامعه را به طبقهی کمدرآمدترینها، سوق داد و زنجیرههای اتصال هرم طبقاتی را با ایجاد شکاف، از هم گسست. نای میگوید:
شکل متغیر توزیع درآمد کشور نیز مشکلی در اقتصاد آمریکا است. … و شکاف بین پردرآمدترینها و افراد با درآمد متوسط در طی دههی گذشته رشد یافته است. تغییرات تقاضای کار که از کارگران کمسوادتر فاصله میگیرد، مهمترین توجیه حقوق رو به کاهش است، مشکل جدای از اینکه مسئلهی عدالت باشد، این است که آیا نابرابری ممکن است منجر به واکنش سیاسیای شود که

مطلب مرتبط :   فرهنگ، اعتقاد، هژمونی، زن، سینما