پند و عبرت شما هستم، و فردا از شما جدا خواهم شد، خدا شما و مرا بیامرزد. اگر از این ضربت و در این لغزشگاه نجات یابم، که حرفی نیست، اما اگر گامها بلغزد و از این جهان بروم، ما نیز چون دیگران در سایهی شاخسار درختان، مسیر وزش باد و باران، و زیر سایهی ابرهای متراکم آسمان پراکنده میشویم، و آثارمان در روی زمین نابود خواهد شد.
من از همسایگان شما بودم، که چند روزی در کنار شما زیستم، و به زودی از من جز جسدی بیروح و ساکن، پس از آن همه تلاش، و خاموش، پس از آن همه گفتار، باقی نخواهد ماند. پس باید سکوت من، و بیحرکتی دست و پا و چشمها و اندام من، مایهی پند و اندرز شما گردد، که از هر منطق رسایی و از هر سخن مؤثری عبرتانگیزتر است. وداع و خداحافظی من با شما چونان جدایی کسی است که آمادهی ملاقات پروردگار است، فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت(نهج البلاغه، خطبه149،ص195).
شهادت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، فقر عدالت را گستراند، فقری که سرآغاز انتشار جاذبهی عدالت علوی به وسعت جهان شد، عدالتی که حضورش دلیل عدم رؤیت، و عدم حضورش برهان رؤیت آن شد، و اینگونه بود که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) فرمودند: «فردا ارزش ایام زندگی مرا خواهید فهمید، و راز درونم را خواهید دانست. پس از آنکه جای مرا خالی دیدید و دیگری بر جای من نشست، مرا خواهید شناخت»؛ و امروز ندای حقمحوری امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بر گوش جهانیان طنینانداز شده است، حقی که مصداق این آیهی قرآن است: «أنزَلَ مِنَ السَمآءِ مآءً فَسالَت أودِیَهُ بِقَدَرِها فَاحتَمَلَ السَیلُ زَبَدًا رابیًا وَ مِما یُوقِدونَ عَلَیهِ فِی النارِ بتِغآءِ حِلیَهٍ أو مَتاعٍ زَبَدٌ مِثلُهُ کَذالِکَ یَضرِبُ اللهُ الحَقِ وَ الباطِلَ فَأما الزَبَدُ فَیَذهَبُ جُفآءً وَ أما ما یَنفَعُ الناسَ فَیَمکُثُ فِی الأرضِ کَذالِکَ یَضرِبُ اللهُ الأمثالَ»15(قرآن، سوره رعد، آیه17)؛ باطل کفنمایی که بر چشمهی زلال حق ساتر شد، ساتر شدنی سست و ناپایدار که دیری نپایید و به بیرون پرتاب و حق آشکار شد. نای میگوید:
برخی از سیاستهای داخلی، مانند حکم اعدام و فقدان کنترل اسلحه، باعث کاهش جذابیت ایالات متحده در نزد کشورهای دیگر میشود، اما این سیاستها نتیجهی ارزشهای متفاوتی است که ممکن است مدتی ادامه داشته باشند. سیاستهای دیگر، مانند امتناع از تولید وسایل نقلیهی پرمصرف، وجههی آمریکا را خدشهدار کرد، زیرا این سیاستها خودبینانه بهنظر میآید و نشاندهندهی نوعی بیمیلی نسبت به در نظر گرفتن اثرات اینکار بر تغییرات آبوهوایی جهان و کشورهای دیگر است. به همین صورت، تخصیص یارانههای داخلی مربوط به کشاورزی برای حمایت از کشاورزان ثروتمند، در حالیکه ما دم از بازارهای آزاد برای کشورهای فقیر میزنیم، باعث تحریک انتقادهای دیگران میشود. در یک دموکراسی «سنگ» سیاستهای داخلی اغلب بسیار بزرگتر از آن است که «دم» سیاست خارجی بتواند آنرا حرکت دهد، اما وقتی ما رابطهی ایندو را نادیده میگیریم، این دورنگی آشکار، برای قدرت نرم ما هزینه خواهد داشت(نای،1389،ص246).
عدم توجه آمریکا به اهمیت امنیت داخلی در کنترل اسلحه، به اهمیت منافع عمومی در حفاظت از محیط زیست، و به اهمیت حمایت از اقشار ضعیف در هدفمندی تخصیص یارانهها، که موجب بزرگی سنگ سیاستهای داخلی، آنچنان که نای میگوید، شده است، همه و همه، نتیجهی ناحقیها و بیعدالتیهای مدیریتی است که راهبرد منفعتمحور سیاست خارجی را در حالهای از دم لفاظیهای دروغین به سختی پیش میبرد، و تناقضهای عملی و گفتاری نتایج قدرت نرم را به سمت امواج انزجار سوق میدهد. در ادامه، ماندگاری نتایج قدرت نرم در اندیشهی امام علی(علیهالسلام) به اختصار مورد بررسی قرار میگیرد. امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) پس از ضربت خوردن در وصیت به امام حسن(علیهالسلام) و امام حسین(علیهالسلام) فرمودند:
شما را به ترس از خدا سفارش میکنم، به دنیا پرستی روی نیاورید، گر چه به سراغ شما آید، و بر آنچه از دنیا از دست میدهید اندوهناک مباشید؛ حق را بگویید، و برای پاداش الهی عمل کنید، و دشمن ستمگر و یاور ستمدیده باشید. شما و تمام فرزندان و خاندانم، و کسانی را که این وصییت به آنها میرسد، به ترس از خدا، و نظم در امور زندگی، و ایجاد صلح و آشتی در میانتان سفارش میکنم، زیرا من از جد شما پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که میفرمود: «اصلاح کردن بین مردم، از نماز و روزهی یک سال برتر است».
خدا را! خدا را! دربارهی یتیمان، نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند، و حقوقشان ضایع گردد! خدا را! خدا را! دربارهی همسایگان، حقوقشان را رعایت کنید که وصیت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) شماست، همواره به خوشرفتاری با همسایگان سفارش میکرد تا آنجا که گمان بردیم برای آنان ارثی معین خواهد کرد. خدا را! خدا را! دربارهی قرآن، مبادا دیگران در عمل کردن به دستوراتش از شما پیشی گیرند. خدا را! خدا را! دربارهی نماز، چرا که ستون دین شماست. خدا را! خدا را! دربارهی خانهی خدا، تا هستید آنرا خالی مگذارید، زیرا اگر کعبه خلوت شود، مهلت داده نمیشوید. خدا را! خدا را! دربارهی جهاد با اموال و جانها و زبانهای خویش در راه خدا. بر شما باد به پیوستن با یکدیگر، و بخشش همدیگر، مبادا از هم روی گردانید، و پیوند دوستی را از بین ببرید. امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدهای شما بر شما مسلط میگردند. آنگاه هرچه خدا را بخوانید جواب ندهد.
ای فرزندان عبدالمطلب! مبادا پس از من دست به خون مسلمین فرو برید(دست به کشتار بزنید) و بگویید امیر مؤمنان کشته شد. بدانید! جز کشندهی من کسی دیگر نباید کشته شود. درست بنگرید! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها یک ضربت بزنید، و دست و پا و دیگر اعضای او را نبرید، من از رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) شنیدم که فرمود: «بپرهیزید از بریدن اعضای مرده، هر چند سگ دیوانه باشد»(نهجالبلاغه،نامه47،ص399).
عملکردها و دستورالعملهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بازتاب عدالت اجتماعی است. سفارشات و دستورالعملهای امام علی(علیهالسلام) نمایانگر دغدغههای ایشان از صلح و ثبات در سطح ملی و جهانی است. اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، سفارش به صلحگرایی و میانجیگری و پرهیز از منفعتمحوری میکنند یعنی سیاستهای داخلی و خارجی باید بر مبنای اخلاق و عدالت تعریف و اجرا شود. قدرت و سیاست باید منفعتزدایی شود و در چارچوب حقوق و عدالت قرار گیرد. منافع ملی و منافع بینالمللی باید عادلانه و در توازن با حقوق عمومی کسب شود؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) ملاک هزینهفایده را نه در سود و ضرر مادی که در سود و ضرر معنوی میدانند یعنی ملاک مواسات، مساعدت، وام، و انواع کمکهای بشردوستانه نباید انحصارگرایی و منفعتمحوری باشد بلکه باید عادلانه و در راستای برپایی حق باشد؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به اهمیت حقوق یتیمان و همسایگان سفارش میکنند یعنی مبنای روابط با دولتهای ضعیف و دولتهای همسایه باید بر اساس حذف شکاف طبقاتی و ثبات توازن حقوق باشد نه بر اساس استثمار و سلطهگری و سودجویی؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به برقراری روابط با ستمدیدگان و قطع روابط با ستمگران سفارش میکنند یعنی ملاک حضور در بلوکبندیهای سیاسی نه بر اساس میزان بهرهمندی از حمایتهای سیاسی که بر اساس دفاع از حقوق مظلومین و جبههگیری در برابر ستمگران است؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، عمل به قرآن، برپایی نماز، و طواف کعبه را سفارش میکنند یعنی عملگرایی در برپایی حق، کرنش در اجرای عدالت، و وحدتگرایی در دفاع از حق؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، جهاد با اموال و جانها و زبانها را سفارش میکنند یعنی وجوب همگرایی کشورها و اشخاص در حد توان و ظرفیت آنها در راستای مهار تکتازیهای ظلم و ستم؛ اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)، سفارش به امر به معروف و نهی از منکر میکنند یعنی ترویج پیروی از ارزشها و پرهیز از ضد ارزشها از طریق سیاستهای اصلاحی در تذکر و هشدار و اولتیماتوم؛ و اگر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) به عدالت در کیفر سفارش میکنند یعنی عدم مشروعیت تهاجم و تجاوز و نسلکشی در برابر اقدامات تروریستی.
جاذبهی عدالت علوی در حالی در تاریخ ماندگار شد که سردمداران جبههی باطل با تمام نیرو و توان سعی در حذف آن داشتند تا جاییکه نهایت سیاست، قدرت و ثروت را در همآمیختند تا جذابیت عدالت پرتو آفرین علوی را محو کنند، سیاست، قدرت و ثروتی که همانند چتری در برابر تابش آفتاب و بارش باران عمل کرد، چتری که کوچکترین تأثیری در عدم تابش آفتاب و بارش باران نداشت. ماندگاری نتایج قدرت نرم علوی در سخنان ابن ابیالحدید، دانشمند معتزلی اهل تسنن، قابل درک است که میگوید:
و اینک چه بگویم دربارهی بزرگمردی که دشمنانش به فضیلت او اقرار کردهاند، و برای آنان امکان منکر شدن مناقب او فراهم نشده است و نتوانستهاند فضایل او را پوشیده بدارند. تو(خواننده) میدانی که بنیامیه در خاور و باختر جهان بر پادشاهی چیره شدند، و با تمام مکر و نیرنگ در خاموش کردن پرتو علی(علیهالسلام) کوشیدند، و بر ضد او تشویق کردند و برای او عیبها و کارهای نکوهیده تراشیدند و بر همهی منبرها او را لعن کردند و ستایشگران او را نه تنها تهدید کردند، که به زندان افکندند و کشتند، و از روایت هر حدیثی که متضمن فضیلتی برای او بود، یا خاطره و یاد او را زنده میکرد، جلوگیری کردند. حتی از نامگذاری کودکان به نام «علی» منع کردند، و همهی این کارها بر برتری و علو مقام او افزود. همچون مشک و عبیر که هر چند پوشیده دارند، بوی خوش آن فراگیر، و رایحهی دلانگیزش پراکنده میشود؛ و چون خورشید که با کف دستها و پنجهها نمیتوان پوشیدهاش داشت؛ و چون پرتو روز، که بر فرض چشم نابینایی آن را نبیند، چشمهای بیشمار آنرا میبینند(ابن ابیالحدید،1375،ج1،ص11 و1378،ج1،صص17-16).
«جرج جرداق» نویسنده و ادیب معروف مسیحی، در کتاب «امام علی(علیهالسلام) صدای عدالت انسانی»، فصلی تحت عنوان «اروپاییان و امام» گشوده است، که بهترین استناد به نتایج قدرت نرم امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سطح جهانی میتواند باشد، وی در این فصل دربارهی جذابیت شخصیت امام علی(علیهالسلام) و تأثیرگذاری ایشان بر اروپاییان میگوید:
در پیشاپیش ایشان، گوته، کارلایل، برنارد شاو، لامارتین، گوستاولوبون، ولز، کایتانی، و … هستند. اینان در قضاوتهای خود تابع وجدان و منطق بودهاند. … «کارایل»، فیلسوف انگلیسی،

مطلب مرتبط :   آمریکا، علی(علیهالسلام)، راهبرد، امیرالمؤمنین، عدالت