در تربیت و پرورش استفاده می‌کند، معرفی الگوهای برتر در هر زمینه است قرآن در هنگام نقل زندگی پیامبران تنها به اوج های زندگی آنان اشاره می‌کند. از هزاران پیامبر تنها شماری معدود را معرفی می‌کند که بهترین و قابل ارایه ترین افراد به همه جوامع بشری است و دیگر از میان آن همه لحظات زندگی ایشان تنها به اوج های زندگی آنان اشاره می‌کند که قابل پیروی باشند. قرآن همواره به مساله الگودهی و الگوپردازی توجه داشته است. الگوپردازی یعنی این که معلم خود به تنهایی نمی‌تواند در همه زمینه ها الگو باشد، ولی می‌تواند الگوهایی را به صورت نظری معرفی کند. آیات قرآنی سرشار از الگوهای عینی و یا ذهنی است. به این معنا که گاه رفتاری را مطرح می‌کند و یا این که اشخاص و رفتارهای آنان را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که در هر مساله‌ای چگونه عمل و رفتاری می‌تواند کامل ترین رفتار باشد.
تمام ادیان الهی نمونه های کاملی به نام اسوه، به پیروان خود معرفی کرده اند تا مردم با دیدن روش و سیره زندگی آنان از نظر علمی و نیز آشنایی کامل با فرامین الهی پیدا کرده و با الگو قرار دادن یک انسان کامل در جهت کمال خود گام زنند وحتی خداوند به انسان‌ها امر فرموده است که باید از این اسوه ها پیروی و تبعیت نمایند، به همین جهت اعمال ورفتار پیامبران (علیه السلام) به عنوان سرمشق زندگی مردم می‌باشند و باید مردم از سیره آنان نیز پیروی نمایند.
‌  أُولئِکَ الَّذینَ هَدَی اللهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِه 
«ایشان کسانی هستند که خداوند، هدایتشان کرده پس به هدایت ایشان اقتدا کن.»
معلوم می‌شود که انبیاء (علیه السلام) هدایتشان به اقتدا از دیگران نبوده، بلکه این دیگرانند که باید از آنان پیروی کنند. یکی از ثمرات وجودی پیامبران الهی (علیه السلام) که در میان مردم و در کنار آن‌ها زندگی می‌کردند نقشی بود که آن‌ها به عنوان الگو و اسوه در جامعه داشته و دارند.
پیامبران (علیه السلام) با همه جنبه‌های خارق العاده‌ای که دارند از قبیل: معجزه، عصمت از گناه واشتباه،رهبری بی نظیر، سازندگی بی‌نظیر، درگیری بی نظیر با شرک‌ها، خرافه‌ها وستمگری‌ها، از جنس بشرند یعنی همه لوازم بشریت را دارند، مانند دیگران می‌خورند، می‌خوابند، راه می‌روند، تولید مثل می‌کنند و بالاخره می‌میرند؛ همه نیازهایی که لازمه بشریت است در آن‌ها به دیگران ابلاغ می‌شود شامل خود آن‌ها هم هست، حرام وحلال در مورد آن‌ها هست و احتمالاْ برخی تکالیف شدید تر متوجه آن‌ها می‌شود ،آنچنان که بر رسول اکرم(ص) تهجد یعنی بیداری آخر شب و نافله شب واجب بود.
پیامبران هرگز خود را از تکلیف استثناء نمیکند،آن‌ها مانند دیگران و بیش از دیگران از خدا می ترسند، بیش از دیگران خدا را عبادت می‌کنند، نماز می‌خوانند، روزه می‌گیرند، جهاد می‌کنند، زکات می‌دهند، به خلق خدا احسان می‌کنند، برای زندگی خود و دیگران تلاش می‌کنند. تفاوت پیامبران (علیه السلام) با دیگر مردمان صرفاَ در مسئله وحی ومقدمات و لوازم وحی است، وحی؛ پیامبران را از بشریت خارج نمی‌سازد، به همین دلیل پیشرو وراهبر دیگران می‌شوند.
 فَتأَسَّی مُتَأَسّ‌ بنبیّهِ وَاقتصّ أَثرَهُ وَوَلَجَ مَوْلِجَهُ وَإلّا فلا یَأمَن الْهَلکهَ 
«(کسی که بخواهد خوشبختی واقعی پیدا کند) باید به این فرستاده خدا اقتدا و تأسی نماید، گام در جای گام هایش بگذارد، و از هر دری او داخل شده وارد شود و اگر چنین نکند از هلاکت ایمن نگردد.»

  • 5
مطلب مرتبط :   ایمان، دینی، عقل، باورهای، عقلی
دسته بندی : علمی