کسانی قرار دارد که اتفاقا معتقدند قدرت رسانه ای امروز، در خلق و پذیرش اسطوره به هنرمند بسیار کمک می کند.
کدهای 6 ، 10 و 22 ( فرمانی، محمود برآبادی و کیانوش غریب پور ) که اولی در حوزه انیمیشن فعالیت دارد، دومی در حوزه ی نویسندگی قلم می زند و سومی که نگارگر کتاب است، هر سه معتقد بودند در خلق، قهرمان ساخته می شود و اسطوره ساخته ی فرهنگ است. تعدادی از هنرمندان نیز تاکید داشتند اسطوره مناسب بچه ها نیست. کدهای 12 ، 20 و 21 که به ترتیب در حوزه ی نویسندگی ( محمدرضا شمس ) و نگارگری کتاب ( علیرضا گلدوزیان و پیمان رحیمی زاده ) فعالیت دارند بر این عقیده پا فشاری بسیاری داشتند. آنان به نوعی اسطوره های کهن را در هاله ای از تقدس می پیچیدند و معتقد بودند، اسطوره تنها برای مخاطب نوجوان، جوان و بزرگسال که قابل درک است باید کار شود. شاید بتوان گفت همین امر یکی از علل گره خوردن کار و عدم خلاقیت در ساخت توسط هنرمندان شده است.
با سوال پنجم ( 5. چه کسانی می توانند به خلق اسطوره برای کودک بپردازند؟ ) قصد این بود که از نگاه خود هنرمند دیده شود، این که چه کسی می تواند سراغ تولید این نوع برنامه های فرهنگی برود. پاسخ روشن بود؛ کسانی که در این حوزه تخصص و مطالعه ی همه جانبه داشته باشند. افرادی که شیوه ی بیان درست اسطوره را برای کودک بدانند و در ضمن کودک را نیز خوب بشناسند. با شناخت مخاطب هدف، آن ها می توانند شروع به تولید برنامه های فرهنگی کنند که همچون ساخته های غیربومی، کودک با آن همذات پنداری کند. همذات پنداری که در او لذت ایجاد کند و باعث شود آن ها را دنبال کند. در این زمینه اکثر هنرمندان ( 9 نفر از 23 هنرمند ) به این موضوع اشاره نمودند که مطالعه کننده در این زمینه می تواند در این مسیر موفق باشد. هنرمندانی که به پاسخ های جزیی تری پرداختند، اشاره به نویسنده داشتند که نویسنده باید اسطوره را پردازش یا خلق کند. سپس بقیه هنرمندان در دیگر حوزه ها آن را با تخصص خود تکرار کنند. به این موضوع 8 نفر از 23 هنرمند اشاره داشتند. جالب است کدهای 6 ، 9 ، 10 ، 11 ، 14 ، 16 و 22 که به این گزاره اشاره کردند. کد 6 ( فرمانی ) یکی از کارگردانان انیمیشن است اما کدهای 9 ، 10 ، 11 و 14 ( رحماندوست، برآبادی، یوسفی و راستی ) هر چهار نفر، از نویسندگان حوزه کودک و نوجوان هستند. در واقع از شش نویسنده، چهار تن معتقد بودند خلق اسطوره، کار نویسنده است. کدهای 16 ( بهروز غریب پور ) و 22 ( کیانوش غریب پور ) به ترتیب از کارگردانان فیلم و نمایش های عروسکی و دیگری نگارگر کتاب کودک به این موضوع اذعان داشتند. ودیگر گزاره هایی که در جدول مورد نظر در فصل چهارم به طور مفصل آمده است. تنها کد 1 ( زرین کلک ) به این موضوع اشاره کرد که زمینه ی آن در کشور ما فراهم نیست؛ زیرا سرمایه گذاری کلان و زمان زیادی را می طلبد.
در جایی از کتاب ” اسطوره امروز ” رولان بارت می نویسد؛ ” اسطوره نه به وسیله ی موضوع پیام خود، بلکه به کمک شیوه ی بیان آن پیام، می آید “. نحوه ی بیان در اسطوره، چه اسطوره ی گفتمانی باشد و چه اسطوره ی تصویری، بسیار حائز اهمیت است. و در این تحقیق سعی شد با پرسش های ششم ( 6. اسطوره ها به عنوان الگوی فرهنگی، برای کودک 7 تا 12 سال، باید دارای چه مشخصه هایی باشند؟ ( از نظر ما این سن به مثابه پلی است برای ورود کودک به دنیای بزرگ تر با آموخته های علمی که هم می تواند بخواند و هم بنویسد و نیز تا حدودی برای کارهای شخصی اش تصمیم بگیرد) ) ، یازدهم ( از دریچه ی نگاه شما چه تکنیکی در این کتاب ها، کارتون ها و … برجسته است که موجب پذیرش کودکان در سراسر جهان می شود؟ ( خارج از هر دین و فرهنگی که باشند و با وجود تفاوت بسیاری که در رفتارهاست ) ) و دوازدهم ( به نظر شما آن ها کودک را بهتر می شناسند و در این امر از نظر علمی و نظری از ما جلوترند؟ ( یا در فن زیبا شناختی و ساختار روبنایی خوب کار می کنند ) )، به این چگونگی بیان پیام توسط اسطوره دست یافته شود.
در پاسخ به پرسش ششم، برخی به مشخصه هایی از خود اسطوره پرداختند، برخی به خصوصیاتی که داستان اسطوره ای باید داشته باشد و برخی دیگر با نگاه به خصوصیات کودک مشخصه هایی را بیان نمودند. در هر صورت هنرمندان به یک مجموعه ای اشاره کردند که هر قسمت آن را، یک هنرمند بیان نمود. و در مجموع با در نظر گرفتن این مشخصه ها در نحوه ی بیان پیام رسانی اسطوره ای، در پذیرش یا عدم پذیرش آن، تاثیر بسیاری خواهد داشت. در سوال یازدهم توجه هنرمند به این موضوع معطوف شد که بیان و نحوه ی پیام در اسطوره های غیربومی چه گونه است ( خصوصیات آن ها ) که هر کودکی با هر فرهنگ و رفتار و کنشی که باشد، با آن همذات پنداری می کند و خود را جای شخصیت اسطوره ای کارتون مدنظر قرار می دهد. در حالی که برخی از هنرمندان تا قبل از این سوال، در پرسش ششم معتقد بودند یکی از مشخصه هایی که باعث می شود کودک با کارکتر یا شخصیت اسطوره ای همذات پنداری کنــد این است که به بافت زندگی و اجتمــاعی او نزدیک باشد؛ با پرسیدن این سوال، گویا با چیزی تازه برخورد کــرده اند. در این باره برخی مدتی فکــر می کردند و سپس پاسخ سوال را می دادند. زیرا این پرسش دقیقا در تضاد با جواب های آن ها بود.
با این دو ســوال ( 6 و 11 ) مشخص شــد نگاه هنرمنــد ما، از وسعت و بعد کم تری نسبت به هنرمندان غیربومی مطرح در دنیا، برخوردار است که شاید علت آن به قول خود هنرمندان به کودکی ” انیمیشن ” و ” ادبیات کودک ” در ایران برمی گردد. زیرا انیمیشن تنها دو دهه است که در ایران شروع به فعالیت کرده است ( از دهه هفتاد به بعد ) و ادبیات کودک نیز چون وام دار سبک و سیاق غربی است نویسنده ی ما نسبت به هنرمند اروپایی و غربی که خالق آن هستند کم تر تجربه دارد. در حالی که آن ها دوره رشد خود را تکمیل کرده اند، در ایران تازه این هنر ( نویسندگی برای کودک ) در مرحله ی آغازین رشد خود قرار دارد. یا از دیگر علت هایی که اشاره شد، سرمایه و زمانی است که هنرمندان آنان در اختیار دارند و با فکر آزادتری می توانند بیندیشند و دست به خلاقیت بزنند. در حالی که دستوری بودن این امر در ایران خلاقیت را از هنرمند می گیرد. البته در این جا نمی توان کم کاری از نظر علمی و مطالعاتی هنرمند را نیز نادیده گرفت. زیرا در هر صورت محدودیت، نمی تواند تمام استعداد هنرمند را بگیرد بلکه یک جاهایی این محدودیت باعث خلق اثری ماندگار می شود. زیرا یافتن راه هایی غیر معمول، یکی از دلایل محدودیت ها می تواند باشد. مطمئنا منظور محقق، جانبداری از محدودیت ها نیست بلکه دیدن موضوع از هر بعد آن است؛ این که لازم است به موضوع مورد بحث از همه ی جوانب آن نگریسته شود.
داده های استخراج شده از جواب ها، حاکی از این بود که نگاه بین المللی آن ها و ساختن بر اساس صفات فطری انسان ها که در همه جا و در بین همه ی افراد مشترک است، پذیرش همگانی را برای محصولات آن ها به ارمغان آورده است. زیرا آن ها به این قضایا، صنعتی نگاه می کنند و سرمایه و برگشت آن یکی از موضوعات مورد توجه ی آن هاست. از این رو، روی موضوع هایی مانور می دهنـد که تضادها و اختلافات را بیش تر نکند و به تفاوت ها دامن نزند. بر عکس آن چیزهایی که ما در کشور خود کار می کنیم. برخی هنرمندان معتقد بودند ما روی قضایایی کار می کنیم که نقطه اختلاف ما و دیگــری است و این خــود و دیگــری در کارهای ما زیاد به چشــم می خورد. این نیز می تواند یکی از عللی باشد که باعث شده است تا محصولات فرهنگی ما بازارهای جهانی نداشته باشد.
از طرفی بارت می نویسد؛ شباهت اسطوره های مکان های مختلف همان تشابه و کارکرد یکسان ذهن انسان است؛ در هر مکان جغرافیایی که می خواهد باشد. و بدوی و یا پیشرفته بودن جوامع در آن تاثیری ندارد. کد 5 این تحقیق ( حسین مرادی زاده از کارگردانان انیمیشن ) به همین امر اشاره نمود که اسطوره ها به خاطر شکل فراملی که دارند اتفاقا موضوع خوبی برای تعامل فرهنگی جوامع مختلف با هم خواهند بود. شکل اصلی اسطوره، فراملی بودن است چیزی که در پذیرش کارکترهای غیربومی دیده می شود.
در پرسش دوازدهم اکثر هنرمندان ( 17 نفر از 22 هنرمند ) بیان کردند، آنان نه تنها از نظر جذابیت های بصری و کارهای گرافیکی کارهای زیبا می سازند و خلق می کنند بلکه از نظر علمی و تئوری هم به موضوع توجه کافی دارند و کار را از هر دو بعد جلو می برند. تنها 3 نفر از هنرمندان اشاره کردند که شکی نیست آن ها فقط از نظر جذابیت های بصری خوب کار می کنند. کدهای 1 ، 4 و 15 ( زرین کلک، عظیمی و بیژن شکرریز ) به این موضوع اشاره داشتند که دو هنرمند اول از کارگردانان انیمیشن و شکرریز از کارگردانان فیلم رئال هستند.
اکثر هنرمندان اشاره داشتند؛ شناخت آن ها از روان شناسی کودک، روان شناسی رنگ ها ( کد 8 احمد عربانی از کارگردانان انیمیشن بیان داشت، کارشناس آن ها 20 سال سابقه ی کار فقط در رنگ آبی دارد ) و … فاصله ی ما و آنان را زیاد کرده است. شیوه ی بیان با رنگ ها، تصاویر، هنر و تکنیکی که به عنوان جلوه های ویژه از آن یاد می شود همه و همه حاکی از آن است که آنان کار را بسیار عمیق و موشکافانه تولید می کنند.
بارت معتقد است اسطوره یک نظام ارتباطی است؛ یعنی یک پیـــام است. و سعی شد با طرح پرسش سیزدهــم ( 13. چه گونه می توان در فرهنگ ایرانی، اسطوره سازی و قهرمان پروری کرد که علاوه بر پذیرش کودک ایرانی، جنبه ی بین المللی پیدا کند و به این شکل حتا ما با خارج از مرزهای ایران به تبادل فرهنگی پرداخته باشیم؟ ( راهکار پیشنهادی شما چیست؟ ) ) راهکار پیشنهادی هنرمندان، برای تعامل فرهنگی ما و دیگران گرفته شود. و این که شاه کلید ارتباطات فرهنگی در دنیای کودکان، این اسطوره ها می توانند باشند و بهترین شیوه برای برقراری ارتباط مستمر از طریق آن ها چه گونه است؟
در دوره ای که قدرت رسانه ای حرف اول را در ارتباطات می زند و صنایع فرهنگی یا به قولی رسانه های فرامدرن چون اینترنت، رایانه و … در حال استیلا بر جوامع انسانی است، ســـواد رسانه ای برای همه الزامی به نظر می آید. و این امر برای کودکان که از درکی عمیق و موشکافانه برخوردار نیستند ضروری تر به نظــــر می رسد. همان طور که حمید مولانا در کتاب خـــود ” دانش ارتباطات ” می نویسد؛ گیم ها و انیمیشن ها در سطح وسیعی، از مهم ترین محصولات فرهنگی این عصر محسوب می شوند که در ایران کودکان بیش ترین مخاطبان آن ها هستند. هنرمندان باید به این امر توجه داشته باشند در عرصه ی رقابتی ک

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی