معتقدند فروش نخواهد داشت. در صورتی که هر یک از این اقلام می تواند تبلیغی برای دیگری باشد.
در پایان آرزو می کنم انیمیشن هایی داشته باشیم که بچه ها کارکترش را روی لباس خود داشته باشند، طرفدار عروسک های آن باشند و با شنیدن آهنگ برنامه، با ذوق بنشینند و آن را ببینند. به امید روزی که بتوانیم انیمیشن ایرانی را صادر کنیم و روزی که یکی از قهرمانان کودکان جهان، شخصیتی ایرانی باشد.

11. محمدرضا یوسفی ( نویسنده و فیلمنامه نویس )
یکی از پرکارترین نویسندگان کودک و نوجوان، حرفه اش نویسندگی ست و نیز خالق 214 اثر در حوزه کتاب
متولد 1332 – همدان
« نویسنده ای که جز نویسندگی حرفه ای دیگر را برای خود برنگزیده است. در جوانی به دوستان نویسنده خود می گوید؛ می خواهد تمام عمر در خدمت ادبیات باشد. اولین کتابش « سال تحویل شد » برای کودک بود که توسط شباهنگ چاپ شد. اما سال انتشار آن در زمان، گم شده است. محسن هجری یکی از نویسندگان انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در مورد وی می نویسد؛ ” یوسفی می تواند یکی از نویسندگانی باشد که به دلیل کارنامه ی پربار خود در زمینه ی انتقال دستاوردها و میراث تاریخی، در آسیب شناسی ارتباط با مخاطب نقش موثری داشته باشد. به ویژه آن که او توانایی عرضه ی این مباحث به زبانی تئوریک را نیز دارد ” . خیلی کم از خانه بیرون می آید شاید یک روز در هفته، آن هم برای جلسه نقد کتاب. اما بسیار سفر می کند. به اکثر نقاط ایران رفته است. ورزش را چون نوشتن فراموش نمی کند. و صاحب صدای گرم و زیبایی نیز هست ».

تحصیلات
کارشناسی تاریخ – دانشگاه تهران

برخی از کتاب های کودک
آواز شادی – نوشته لورا لی تیک – ترجمه و بازنویسی محمدرضا یوسفی – زلال 1370
حکایت کوزه گر جوان – کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 1372
ستاره کوچولو – کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان 1374 ( ترجمه به ارمنی در ارمنستان، و قرار گرفتن در کتاب قصه های برگزیده شده جهان برای دانش آموزان )
نخودی و بی بی همدم – نهاد هنر و ادبیات 1375
ملوچک و خواب شیرین / بازآفرینی – تصویرگر:کیانوش غریب پور – خانه آفتاب 1378
ملوچک و لانه اش / بازآفرینی – خانه آفتاب 1378
ملوچک اشی مشی / بازآفرینی – تصویرگر:کیانوش غریب پور – خانه آفتاب 1378
ملوچک دایره زن / بازآفرینی – تصویرگر:کیانوش غریب پور – خانه آفتاب 1378
دایناسورها نمی ترسند – به نشر 1380
پهلوان پنبه و ماه پری – شباویز 1381
حماسه سیاوش – شباویز 1381
بر بلندترین نقطه ی ایران – شباویز 1381
بزبزی و درخت آسوری – شباویز 1382
درفش کاویانی – شباویز 1382
بابا نمکی و ماه – به نشر 1383
شگرد پهلوانان: پهلوان اکبر – به نشر 1385
خاله بالا و ننه سرما – انتشارات به‌نشر
شگرد پهلوانان2: پهلوان عبدالرزاق، پهلوان پوریای ولی – به نشر 1386
شگرد پهلوانان3: پهلوان محمد مالانی، پهلوان بهرام چوبینه – به نشر 1386
بابا برفی – به نشر 1388
شگرد پهلوانان6: پهلوان ساوی، پهلوان فیله – به نشر 1389
شگرد پهلوانان7: پهلوان حسین کرد شبستری، پهلوان یعقوب لیث صفار – به نشر 1389
شگرد پهلوانان8: پهلوان بیک عیار، پهلوان گلزار – به نشر 1389
اگر بچه رستم بودم – امیرکبیر ( کتاب های شکوفه ) 1390

مطلب مرتبط :   اعتماد، عواطف، معرفتی، اخلاقی، درباره‌ی

 بعضى از کتاب‌های نوجوان
افسانه بلیناس جادوگر
دختران خورشیدى – انتشارات پیدایش
حسنی به مکتب نمی رفت؛ 19 مثل و متل دیگر – انتشارات قدیانی
حسنی را خواب برده …. و 11 مثل و متل دیگر – انتشارات قدیانی
قصه‌هاى‌ حسنى – انتشارات قدیانى
نامه‌هایى به آقاغوله – انتشارات کتاب چرخ‌فلک
بچه‌هاى خاک – انتشارات افق
عاشقانه‌هاى‌ شاهنامه – انتشارات پیک بهار
گلابتون، هفت کچلون – انتشارات خانه آفتاب
قصه های حسن کچل – انتشارات خانه آفتاب
قصه های ملوچک / بازآفرینی – تصویرگر:کیانوش غریب پور – انتشارات خانه آفتاب
ماه پیشونی، سیندرلا، ابرو کمونی – انتشارات گفتمان خلاق
 
جوایز
ستاره‌اى به نام غول – دیپلم افتخار IBBY
حسنى به مکتب نمی‌رفت – دیپلم افتخار IBBY
دختر سیاره ی سبز – نامزد جایزه‌ى هانس کریستین اندرسن در سال 2000
دختر سیاره ی سبز – نامزد جایزه کریاما در امریکا

1. اسطوره چیست؟ و از نگاه شما به چه چیزی اسطوره اطلاق می شود؟
به نظر من اسطوره اساسا جهان ماورا بشری است که از طریق آن بشر به جهان هستی نگاه می کند. او تمام جهان هستی اطراف خود را به وسیله ی اسطوره تثبیت می کند. یعنی پیدایش اساطیر، پاسخ به همان نیازهای درونی بشر برای شناخت جهان پیرامونش است. ریشه ی آن به دوران غارنشینی می رسد که انسان پرسش های بسیار پیچیـده ای از هستی برایش پیش می آمــد؛ از خورشیــد ( آیین میترایسم )، از ماه و … . این را در نشانه های گوناگون اسطوره ای و در نقش برجسته ها می بینیم. به تدریج انسان ابتدایی با تعریف اسطوره ها، بین خود و جهان هستی محور ارتباطی به وجود آورد. هر یک از اسطوره ها به یک شکل، معنای آن تجلی پیدا می کند. وقتی می خواهد مقوله سرزمین را مطرح کند اسطوره آرش را خلق می کند. وقتی می خواهد این جهان و آن جهان را ترسیم کند نماد گل نیلوفر را خلق می کند. زیرا ریشه گل نیلوفر در مرداب و گل هایش رو به آسمان است. به این شکل انسان عرفانی را به شکل نمادین به تصویر می کشد. وقتی قرار است هویت و ذات انسان را مطرح کند به نام ها می پردازد. در اسطوره های کهن، در شاهنامه می بینیم فریدون سه پسر دارد که بزرگ و جوان شده اند ولی هنوز اسمی ندارند. مادر این را گوشزد می کند. فریدون می گوید نام، باید مبتنی بر هویت هر فرد باشد. به همین دلیل سه پسر یک سفر اودیسه ای به سرزمین هاماوران می کنند. همین طور در شاهنامه سیاوش را داریم که به معنی اسب سیاه است. داستان آن، یکی از داستان های تراژدی شاهنامه است. در داستان تراژدی سیاوش، این تراژدی را در اسم، اسب و در کل زندگی او می بینیم و کاملا قابل پیش بینی است. در واقع فردوسی از همان ابتدا این را بیان می کند. مثل تعزیه که از آغاز می دانید که قرار است چه پیش بیاید. نشانه ها را در بیرق ها و لباس ها می بینید و معنایش روشن است. زیبایی آن ها در همان رمزوار بودن آن هاست که اگر برای هزارمین بار مخاطب ببیند باز هم لذت بخش است. جهان اسطوره، یک جهان پیچیده است.
در دهه های اخیر است که در حوزه اسطوره شناسی، از تک تک این نمادها رمز گشایی می شود. بیش تر، متونی است از نسل کتاب نویسانی چون ندوشن ها، جنیدی ها و محجوب ها که به اسطوره ها پرداخته اند. اما آن ها بیش تر، تفسیر اسطوره ها را بر عهده داشته اند نه تاویل آن ها را. امروزه با گسترش نظریه های متفاوت در اسطوره شناسی، آرام آرام از تک تک اسطوره ها رمزگشایی می شود. با فاصله ای که ما با خالق اسطوره ها داریم یعنی کسانی که با طبیعت یکی بودند و خود را بخشی از طبیعت می دانستند، این رمزگشایی لازم است. اما در سیر تاریخ، کم کم از اسطوره ها دور شده ایم. یک بخش از این فاصله، مربوط به فرهنگ مدرن است. از دوره مادرسالاری به بعد، فاصله انسان با اسطوره به دلیل شرایط زندگی، بیش تر و بیش تر شد. به طوری که به یک باره با آن ها بیگانه شد. دیگر نمی دانیم پاشنه آشیل و چشم سیاوش چیست؟ امروزه آن ها برای ما تبدیل به داستان شده اند. در حالی که برای انسان های نخستین، آن ها داستان نبوده اند. بلکه فلسفه زندگی و هستی بوده اند و با آن ها زندگی می کرده اند و هستی را تفسیر و تاویل می نمودند.
به همین دلیل در اکثر کتب دینی، داستان و قصه وجود دارد که میراث همان دوران بشریت هستند. دورانی که انسان با این داستان ها می اندیشید و حیات برایش معنا پیدا می کرد. آن ها عین زندگی بودند. پس از آن ما به علت بیگانگی مجبور شدیم به سراغ رمزگشایی اسطوره ها برویم. چرا گرزگاوسر، رستم به دست می گیــــرد؟ با شجره شناسی آن به آغـــاز فرهنگ پهلوانی می رسیم. به فریدون، به میترایسم و به شخصیت گاو می رسیم. همین طور به عقب برمی گردیم تا اسطــوره را بتوانیم رمزگشایی کنیم. ریشه ها مانده اند. از منظـــر جامعه شناسی، روان شناسی، مردم شناسی و نماد شناسی نگاه می کنیم تا معناها را دریابیم.
2. جایگاه اسطوره ها کجاست؟ آن ها را از کجا می توان یافت؟
مبنای اسطوره های ملی – ایرانی، متون اوستایی و متون پهلوی و نیز قصه های فولکوریک هستند. حتا شاهنامه فردوسی متاثر از آن ها است. اساسا بخشی از اسطوره های ملی هر کشوری، به قصه های فولکوریک آن سرزمین برمی گردد.
3. آیا اسطوره در دوره های مختلف هویت ساز است؟

مطلب مرتبط :   ایمان، دینی، عقل، باورهای، عقلی

دسته بندی : علمی