خدا دارد.) و حکومت خدا (اشاره به کتاب شریل بنارد، حکومت خدا: جمهوری اسلامی ایران دارد.) نه تنها ثابت کرد که دین، افیون جامعه و ضد حرکت های انقلابی نیست، بلکه توانایی دین در اداره سیاسی جامعه را آشکار کرد. هوبر روزنامه نگار سوئیسی در خصوص تأثیرپذیرفتن الهیات رهایی بخش از انقلاب اسلامی می نویسد:
به دنبال انقلاب اسلامی و شعار جمهوری اسلامی در مورد دفاع از مستضعفین، امریکای لاتین شاهد دهها کشیش بود که با انتقاد از پاپ خواستار تجدیدنظر در آیین کلیسای واتیکان بودند. اوج چنین روندی در احیای مسیحیت در نیکاراگوا خود را نشان داد. چند سال پس از انقلاب اسلامی ایران، صدها کتاب در مورد نقش مذهب در صحنه سیاسی و اجتماعی به بازارهای جهان آمد و بسیاری از دانشگاهها به تحقیق درباره مذهب پرداختند. (روزنامه جمهوری اسلامی، 17 خرداد 1369. همچنین رک: کامیلو تورس، کلیسای شورشی، ترجمه جواد یوسفیان و فری بتو فیدل کاسترو و مذهب، ترجمه سرویس خارجی روزنامه اطلاعات)
• رشد سیاسی و آگاهی های عمومی مردم و حضور آنها در صحنه های مختلف و حرکت به سوی قانونگرایی و جامعه مدنی دینی.
• شکست ابهت غرب و شرق؛ ابهت امریکا و سایر قدرتهای خارجی سلطه گر در جریان پیروزی مردم بی سلاح ایران در انقلاب، مقاومت در مقابل توطئه های بیگانگان و همچنین در جریان جنگ تحمیلی شکست. این تحول شگرف در خصوص انقلاب ایران، معلول تحول فرهنگی، تسلیم ناپذیری و روحیه شهادت طلبی مردم قلمداد میشود. (رک: جرعه جاری، پیشین : 303)
• تجدید حیات سیاسی اسلام در عالم و کسب عزت برای ملل مستضعف و جهان سوم؛ برنارد لوییس در سخنرانی 1985 م. خود درباره اصولگرایی اسلامی اظهار داشت که تا همین اواخر گفتن این مطلب که اسلام و مذهب در سیاست کشورهای مسلمان از اهمیت برخوردار است، به مذاق کارشناسان غربی خوش نمیآمد، ولی اینک با ظهور [ امام ] خمینی موضع آنها تغییر کرده است. انقلاب ایران حتی برای غیرمسلمانان نیز پیام آزادی از سلطه و ستم را به همراه داشت.
• مبتنی کردن سیاست خارجی و ارتباط با دیگر دولت ها براساس اصول اسلامی و سیاست نه شرقی، نه غربی؛ ایران در دوران معاصر همواره تحت نفوذ قدرت های استعماری و بیگانه بوده است. سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر اساس نفی هرگونه سلطه جویی و سلطه پذیری، حفظ استقلال همه جانبه کشور و روابط صلح آمیز با دول غیرمحارب استوار می باشد. (اصل 152 قانون اساسی) از نمودهای عینی تحول در سیاست خارجی جمهوری اسلامی، قطع رابطه سریع با رژیم اشغالگر قدس و رژیم آپارتاید در آفریقای جنوبی بود. شاه با این دو رژیم، روابط سیاسی و اقتصادی گستردهای داشت و بخش قابل ملاحظه ای از نفت مورد نیاز آنها را نیز تأمین کرد. نلسون ماندلا، رهبر کنگره ملی آفریقا و اولین رییس جمهور آفریقای جنوبی پس از رهایی از آپارتاید، در جریان سفر به ایران اظهار داشت:
انقلاب اسلامی ایران تحت رهبری امام خمینی امیدهای فراوانی را برای قیام مردم آفریقای جنوبی در مبارزه با بی عدالتی به همراه داشته است و بدون تردید تاریخ هرگز نقش ایران اسلامی را فراموش نخواهد کرد. (روزنامه جمهوری اسلامی، 14 مرداد 1371)
• . صدور پیام انقلاب و حمایت از نهضت های آزادیبخش; اکثریت قریب به اتفاق محققان مسایل اسلام، خاورمیانه و جهان عرب متفق القولند که انقلاب اسلامی در ایران، بزرگترین محرک جنبش های سیاسی اسلامی بوده است. در این میان کشورهایی مانند لبنان، عراق، کشورهای حوزه خلیج فارس، افغانستان، پاکستان، تونس، فلسطین و شمال آفریقا به شکل مستقیم و سوریه، نیکاراگوا و آفریقای جنوبی به شکل غیرمستقیم از انقلاب ایران متأثر بوده اند. (رک: به کوشش حاتم قادری، مجموعه مقالات پیرامون جهان سوم: 155 ـ 117. همچنین در مورد تأثیرپذیری انتفاضه فلسطین از انقلاب اسلامی ایران رک: صالح عوض، الانتفاضه الثوره: 89)
هفته نامه اشپیگل در آستانه پانزدهمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نوشت:
انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی حیات تازهای به مسلمانان سراسر جهان بخشیده است… اسلام مبارزترین مذهب دنیا با انرژی انقلاب خود 2/1 میلیارد مسلمان را برانگیخته و آنان را برای تشکیل حکومت اللّه در کره زمین بهحرکت درآورده است. (روزنامه جمهوری اسلامی، 4 بهمن 1371)
• ترسیم چهره صلح طلبان های از اسلام با اثبات مظلومیت ملت ایران در جریان جنگ تحمیلی و با طرح نظریه گفت و گوی تمدنها و سعی در ایجاد ارتباط بین ملتها و تشنج زادیی در سطح دولتها؛ این طرح به زودی توسط مجمع عمومی ملل متحد و پارلمان اروپا مقبول افتاد و سال 2001 سال گفت و گوی تمدنها نام گرفت.
علاوه بر موارد بالا می توان از موارد کلی تری چون افزایش دانش سیاسی یا آگاهی از نحوه ی کار نظام سیاسی ، مشارکت و نظارت ، علاقه بین ملت ، تمایل به فعالیت سیاسی ، پذیرش مشروعیت و کارامدی حکومت ، اعتماد و اطمینان به نظام سیاسی ، وفاداری به نهادهای سیاسی ، حمایت از سیستمهای کلان کشور ، اعتماد به ضرورت استقرار یک نظام سیاسی واحد بر کل جامعه ، دفاع از یکپارچگی و همبستگی سیاسی ، اعتماد به ایدئولوژی سیاسی مناسب با نظام سیاسی مطلوب ، و اطمینان به ساختار قدرت مناسب برای کشور ، تغییر نگرش نسبت به جایگاه و نقش حکام در جامعه ، تغییر جایگاه کشور در نظام بین الملل و دفاع از تصمیمگیریهای سیاسی سیستم سیاسی کشور و افزایش روحیه استقلال طلبی و عدالت خواهی و مبارزه با استعمار و استبداد و … نام برد. (ابوالحسنی ،1387 )
از بین موارد نام برده در ابعاد سیاسی متأثر از انقلاب اسلامی، میتوان نیم نگاهی به بحث استقلال داشت . بحث استقلال در حوزه های متفاوتی از جمله استقلال علمی ، استقلال نظامی و اقتصادی و … قابل بررسی می باشد .
پیش از این اگر بخواهیم شخصیت ها , بزرگان و رهبران ایران و جهان اسلام را از نظر میزان پایبندی آن ها به تفکر استقلال محوری و تاثیر این تفکر بر عموم ملل اسلامی بررسی کنیم ؛ قطعا به این نتیجه می رسیم که امام خمینی بزرگترین و تأثیر گذارترین عالم و رهبر سیاسی جهان اسلام در عرصه تفکر استقلال محوری میباشد. نه تنها امام خمینی در بعد کلان سیاسی و اجتماعی , تفکر و رفتار استقلال محوری داشت. بلکه معتقد بود که افراد باید در عرصه های زندگی شخصی نیز تفکر و رفتار استقلال محور داشته باشند و چنین تفکری را با هیچ چیز دیگری عوض نکنند. امام خمینی در این باره می فرمود: من اعتقادم این است که اگر انسان با هر زحمت و مرارتی زندگی کند و زندگی اش مال خودش باشد , در زندگی مستقل باشد و نان و جو خودش را بخورد , زندگی که مال خود انسان باشد , ارزشش صدها مقابل این است که انسان در آپارتمان های عظیم بنشیند و دستش پیش دیگران دراز باشد و برای دیگران سلام بدهد. این یک مطلبی است که هر انسان شرافتمندی باید به آن توجه داشته باشد .(صحیفه امام , جلد ۱۴ :۴۳۷)
هنگامی که امام خمینی در سال ۱۳۴۱ هـ . ش قیام شکوهمند الهی اش را آغاز کرد , کسب استقلال برای میهن را یکی از مهم ترین علل و انگیزه های قیام خویش ذکر نمود و در ۲۹ اسفند سال ۱۳۴۱ فرمود : دستگاه جبار بداند که اگر بخواهد به اسلام تجاوز کند و احکام کفر را در بلاد اسلامی جاری سازد , من در کمین آنها ایستاده ام . من تا آخرین لحظه های زندگی ام از نوامیس اسلام و مسلمین دفاع می کنم . من به حکم اسلام که به ما دستور جهاد و مقابله داده است در برابر خیانت به اسلام دست روی دست نمی گذارم و ساکت نمی نشینم . اگر می خواهند راحت باشند بیایند مرا که مزاحم هستم از این کشور تبعید کنند. تا من هستم نمی گذارم قوانین مخالفت اسلام تصویب و اجرا شود , تا من هستم نمی گذارم که دستگاه جبار استقلال این ملت را بر باد دهد. (همان , جلد اول : ۱۶۲)
« ملت ایران که ما داریم عرض می کنیم , این است که ما می خواهیم مستقل باشیم . ما در زمانهای سابق , و خصوصاً در زمان این پدر و پسر , بالاخص در زمان این پسر , ما همه جهات مملکتمان در تحت سلطه اجانب بوده و هست . ما اقتصادمان به هم خورده است به واسطه اینکه اجانب بر آن تسلط دارند , نفت ما را دارند می برند و در ازای آن برای خودشان پایگاه درست می کنند در ایران , یعنی اسلحه می دهند برای پایگاه درست کردن برای خودشان . فرهنگ ما را عقب نگه داشته اند , جوانهای ما را نمی گذارند تحصیل بکنند , برای اینکه مبادا در بین اینها اشخاصی پیدا بشود که مخالف باشند با این کارهایی که دارند اینها می کنند» .(همان , جلد ۴ :۱۹۴ و ۱۹۵)
سرانجام در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ هـ . ش , ملت مسلمان ایران پس از سال ها زحمت و جان فشانی و تحمل مصایب بسیار فراوان , توانست تحت رهبری امام خمینی به استقلال دست یابد و شیرینی و لذت آن را به طور کامل احساس نماید. در این زمان , تفکر و رفتار استقلال محوری امام خمینی چنان بسط و منتشر شده بود که در کالبد اکثر قریب به اتفاق مردم بعنوان یک ویژگی ممتاز , تثبیت گردیده بود. به همین دلیل بود که ملت مسلمان ایران در آن زمان در برابر همه توطئه ها و جنایت های دشمنان داخلی و خارجی خود ایستاد تا از استقلال خود با نثار خون و تقدیم بهترین جوانان میهن, دفاع نماید.
گر چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی , مردم با چشیدن طعم شیرین استقلال , با تمام وجود از استقلال میهن دفاع کردند و با پایبندی مستمر خود نسبت به این موضوع , کارنامه بسیار درخشانی از خود به یادگار نهادند , ولی چون امام خمینی می دانست حفظ استقلال , همواره با سختی ها همراه است و جامعه ای که بخواهد شیرینی استقلال را به طور مداوم حس نماید , باید پنجه در پنجه , مشکلات و توطئه هایی که دشمنان به وجود می آورند , بیندازد , پی در پی در این باره به مردم هشدار می داد و می فرمود : اگر بخواهیم مستقل باشیم , باید مهیا باشیم که با همه چیز مقابله کنیم .( همان , جلد ۱۴ : ۴۹۸ )
امام خمینی در سال های آخر حیات شکوهمندش نیز می فرمود : مردم شریف ایران و مسلمانان و آزادیخواهان تمامی جهان باید بدانند که اگر بخواهند بدون گرایش به چپ و راست و مستقل از هر قدرت و ابرقدرتی روی پای خود بایستند , باید بهای بسیار گران استقلال و آزادی را بپردازند . (همان , جلد ۲۰ : ۳۱۱ )
امام خمینی در جایی دیگر بر همین موضوع تاکید کرده و فرموند : مردم باید تصمیم خود را بگیرند; یا رفاه و مصرف گرایی , و یا تحمل سختی و استقلال . ولی مردم یقینا دومین راه را که استقلال و شرافت و کرامت است , انتخاب خواهند کرد .(همان , جلد ۲۱ : ۲۳۳)
ملت مسلمان ایران بعد از رحلت امام خمینی نیز همان راهی که را امام انتظار داشت برگزیدند و در برابر همه

مطلب مرتبط :   فقه، جزایی، مجلس، احکام، حقوقی
دسته بندی : علمی