را ضروری می‌کرد. تردیدی نیست که با در نظر گرفتن موقعیت ایران در مسیرهای مهم تجاری دنیای قدیم، بایستی پنداشت که بسیاری از شهرها در موقعیت مناسبی از نظر طبیعی بر سر راه‌های مهم ارتباطی قرار گرفته‌اند.250
4. در پیوند با نقش دفاعی- نظامی ارگ‌ها، می‌توان چنین باور داشت که در بسیاری از بحران‌های سیاسی و ناملایمات، ارگ‌ها مهم‌ترین نقش را در حفظ و حراست از جان و مال ساکنان داشته‌اند. از این رو، ساخت و توسعه و گسترش ارگ می‌توانست در مواقعی مهم از بحران‌های سیاسی انجام گیرد. به همین دلیل است که از زمان اختراع توپ‌های برج‌کوب و قلعه‌کوب که بارو‌های مستحکم با ضخامت 4- 5 متری نتوانستند در مقابل ابزارهای جدید جنگی مقاومت کنند، نقش دفاعی ارگ‌ها کم‌رنگ شد و به تدریج از گستره فعالیت‌های اجتماعی- اقتصادی فاصله گرفته به پیکره‌ای برای بازدید تماشاگران و پژوهشگران تبدیل شدند.251
اگر بتوان دو نوع سیستم دفاعی کلی را در طراحی ارگ‌ها در نظر داشت، کشف چگونگی مکان‌یابی ارگ‌ها آسان‌تر خواهد شد؛ “دفاع عامل” (تدارکات جنگی، شیوه‌های مبارزه و آنچه به ابزار و نیروی نظامی مربوط می‌شود) و دیگر “دفاع غیر عامل” که بستر و جایگاه جنگ را مانند دفاع در محیط طبیعی (استقرار روی ارتفاع، کنار? رودخانه و …) و برخورداری از امکانات معماری در زمین? مهندسی نظامی را به منزل? دفاع در شرایط جنگی (بنای برج، بارو، دیده‌بانی، خندق و …) را در برمی گیرند.252
چنان که اشاره شد، ارگ در پیوند با شهر است و گاه نماد ستبری و استحکام یک شهر محسوب می‌شده و حتی اقتدار حکمران شهر را به نمایش می‌گذاشته است. بدین سان ارگ از نظر ساختار درونی، نمای ظاهری و نوع مصالح نماینده نوع معماری و بیان‌کنند? شرایط مختلف اقلیمی تأثیرگذار در پیکره هر شهر و دیار است. ارگ، بخش‌های چندی دارد که با استحکامات، برج و بارو، خندق و حصارها مجموعه‌ای از بناهای عمومی سیاسی- نظامی را در کهندژی ستبر گرد آورده که از یک سو شاه‌نشین (حاکم‌نشین) و بخش‌های در پیوند با آن مانند قورخان? نظامی، زندان، خزانه و اصطبل حکومتی را از سوی دیگر با شارستان به منزل? هست? اصلی شهر و ربض (بیرونی) با کارکردهای مختلف به هم پیوند داده است. از این رو ارگ از دیدگاه شهرشناسی و کالبد یا ساخت فضایی شهر و همچنین گونه‌شناسی معماری، مجموعه‌ای از بناهایی است که با کارکرد‌های گوناگون، اما پیوستگی و همبستگی خاص و طرحی جامع از مصالحی همگون، به وجود آمده باشند.
معمولاً در شناخت کُهَن‌شهرها، بخش اداری- سیاسی را که مستحکم‌تر و برخوردار از برج و بارو‌هایی مرتفع‌تر از شارستان است کهندژ (قهندز- ارگ) می‌خواندند. برخی به این نتیجه رسیده‌اند کهندژ را به عنوان هست? مرکزی شهر، شهر درونی بنامند؛ چنان که شارستان را شهر میانی و ربض را بیرونی خواندند. اما این برداشت جای تأمل اساسی دارد.253 اما این بدان معنا نیست که کهندژ به تمامی شهر یا دست کم به شهر درونی اطلاق شود بلکه کهندژ یکی از سه بخش اصلی شهر‌های ایران به ویژه در قرون میانه بوده است که در کنار شارستان و ربض (بیرونی) ساختار یک شهر را رقم می‌زده‌اند. چنان که تأکید شد، کهندژ به عنوان ارگ محسوب می‌شد.254 بر این اساس می‌توان در میان برج و باروهایی که کهندژ را تشکیل می‌دهند مستحکم‌ترین، درونی‌ترین و در دژهای بنا شده بر روی بلندی‌ها، مرتفع‌ترین دژ را مقر حکمران و تشکیلات سیاسی یک شهر دانست، اما این بدان معنا نیست که در چنین مقوله‌ای ارگ‌هایی چون ارگ کریم خانی شیراز- که در دشت و درون باروهای شهر قرار گرفته است- را با ارگ‌هایی چون ارگ بم- که بر فراز بلندی واقع شده از نظر کالبدشناسی ارگ و ساخت فضایی از یک دیدگاه مقایسه کرد. چرا که تمامی ارگ کریم خان مقر حکمران محسوب می‌شود، اما ارگ بم به عنوان بخشی از شهر کهنه بم در چهار باروی بلند که یکی بر دیگری مشرف است مجموعه بناهای قورخانه (سربازخانه)، اصطبل، زندان، عمارت چهارفصل و عمارت زمستانی (مقر حکمران) و برج دیده‌بانی را در بر گرفته است.255 از این رو تفاوت کلی ارگ بم با ارگ کریم‌خانی شیراز کاملاً مشخص می‌شود به گونه‌ای که آنچه مربوط به کارکرد ارگ کریم‌خانی می‌شود تنها مربوط به آخرین بخش از ارگ بم یعنی پس از بارو و دروازه سوم است.256 تعمیم دادن “شار درونی” به ارگ یا کهندژ از این رو جای تردید دارد که زندگی اجتماعی به منزل? برخورداری از کوی‌ها و تأسیسات مرتبط با آن و تشکیلات صنفی و ساختار اقتصادی اعم از خدماتی، تولیدی، صنعتی و … و نیز حلقه‌های اجتماعی اثرگذار در روند سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شارستان را در ارگ یا کهندژ نمی‌توان دید.
ارگ از آن رو با استحکامات کامل بنا می‌شد که در مواقع ضروری بتواند در مقابل تهاجمات دفاع کرده و باروهای آن ضمن این که در برابر دژکوب‌ها، منجنیق‌ها و قلعه‌کوب‌ها استواری خود را حفظ می‌کردند، درون ارگ چندان آذوقه و مایحتاج فراهم می‌آمد که برای مدت‌ها نیروی نظامی، شارنشینان و گاه مردم روستاهای پیرامون ارگ در بیرونی (ربض) را مصون نگه می‌داشت و یا در برابر هجوم، از آنها که به جان‌پناه‌های آن پناه می‌آوردند، حراست می‌کرد. از این رو در منابع مختلف دیده می‌شود که ارگ‌ها چندین ماه در محاصره بوده اما یا گشوده نشده یا به سختی و ترفند گشوده شده‌اند.257
ارگ می‌بایست در مواقع ضروری جان‌پناه ساختار حکومتی یا مردم پیرامون خود باشد؛ آب‌انبار، چاه آب، سرباز‌خانه (قورخانه)، حاکم‌نشین، زندان، پرستشگاه، اصطبل و طویله، برج‌های دیده‌بانی، کنگره‌ها، انبارهای آذوقه، تونل‌ها یا کانال‌های زیرزمینی برای هدایت آب یا فرار در موقع ضرورت، بخش‌های به هم پیوسته اما مهم داخل هر ارگ بوده‌اند.
چنان که اشاره شد، متناسب با سیستم‌های دفاعی، ارگ‌ها مکان‌یابی و ساخته می‌شدند. از این رو هرچه مکان‌یابی ارگ‌ در پهن? شهر به عنوان هست? مرکزی یا در کنار? آن با استفاده از موقعیت و ویژگی‌های طبیعی، مورد تأمل واقع می‌شد، شرایط دفاع بهتر فراهم می‌آمد. سیستم‌های “دفاع غیر عامل” مبتنی بر استفاده از صخره، تپه‌های منفرد و رودخانه مهم‌ترین جایگاه برای ارگ‌های ایران را فراهم می‌کرده است و اگر ستیغ کوه یا تپ? طبیعی فراهم نبوده، معمولاً تپه‌های مصنوعی بستر ارگ را بلندمرتبه‌تر از شهر فراهم می‌ساختند. بنای ارگ روی صخره منفرد در دشت باعث می‌شد تسخیر آن با مشکل مواجه شود.258 این نکته از یک نظر حائز اهمیت است، چنان که در سده‌های اخیر پیش از گسترش همه‌جانب? شهرها و بر چیدن برج و بارو و یا متروک ماندن ارگ‌ها، از آن جا که توپ‌های قلعه‌کوب گسترش یافتند کم کم بنای ارگ حتی بر بلندی‌ها دردسرساز شد چنان که ارگ‌هایی مانند ارگ کریم خان یا ارگ حکومتی تهران در میان شهر و فاصله طولانی با باروهای بیرونی شهر از توان مقاومت بالاتری برخوردار شدند. به همین دلیل بود که شاهان قاجار ترجیح دادند، بناهای حکومتی و ارگ را نه بر بلندای کوه‌ها بلکه در دشت و نزدیک به مواضع موردنظر خود بنا سازند.
سیر تاریخ ایران و تحولات سیاسی- نظامی آن بیان‌کنند? آن است که در تسخیر ارگ‌ها و قلعه‌ها از فنون و دانش‌های گوناگون استفاده می‌شده و همین امر موجب شده است که “ثبات و تزلزل حکومت‌ها به میزان توانایی آنها در حفظ و حراست از قلاع” مربوطه باشد، از این رو “فن تسخیر قلاع و ابزارها و ادوات آن، که امری حیاتی برای حاکمیت‌ها بوده، مبحث اصلی برخی آثار شده است، نظیر: کتاب الدبابات و المنجیقات و الحیل و المکاید، آداب الحروب و فتح الحصون و کتاب العلم بالنار و النفظ… فی الحروب”.259 قلعه‌داری و ارگ‌داری یا دژ‌نگهداری و دژبانی به آموزش‌های خاص اما مبتنی بر نوع ساختار هر ارگ احتیاج داشته است، ضمن آن که نباید به ساختار ارگ صرفاً به دیده نظامی نگاه کرد، بلکه بخش‌های غیر نظامی برخی از ارگ‌ها نیز چنان ستبر و محکم بوده‌اند که مطابق منابع حتی برخی بناهای غیر حکومتی و غیر نظامی را ارگ می‌خوانده‌اند و نمونه بارز آن ارگ علیشاه در تبریز است که در واقع جامع علیشاه بوده است.260 اگرچه توجه در ارگ بم این نکته را نمایان می‌کند که در ساختار معماری و موقعیت‌یابی مکانی آن، تنها بخش‌های نظامی و حکومتی درون باروهای بلندای شهر که همان “ارگ” باشد، قرار گرفته‌اند و بخش‌هایی چون بازار، کاروانسرا، مسجد و منزل‌های مسکونی در بخش شارستان قرار دارند که اکنون به اشتباه همه این بخش‌ها ارگ خوانده می‌شوند.261 در این ارگ تأسیسات حکومتی و نظامی آن مهم‌ترین و بزرگ‌ترین بخش‌ها را شامل می‌شده است و عوامل تجاری (به دلیل قرار گرفتن بم در شاخه جنوبی راه ابریشم- راه فلفل یا ادویه-)262 و عوامل نظامی- دفاعی باعث شده تا هم برج و باروهای آن متناسب با شرایط نظامی ساخته شود و هم سربازخانه (قورخانه) در کنار اصطبل و بازار و چهارسوق، کاروانسرا و مسجد اما با ستبری و استحکام بیش‌تر و میان? شاه‌نشین و شارستان، بنا شوند. با این تفصیل باید گفت که ارگ‌های ایران شکل مشخص و معین هندسی ندارند و مطابق با کارکرد هر یک از این ارگ‌ها در طرحی خاص در تناسب با شرایط طبیعی و موقعیت سوق‌الجیشی که داشتند، قرار گرفته و با استفاده از مصالح ساختمانی مستحکم برگرفته از هر منطقه (سنگ یا خشت و آجر) بنا می‌شدند.
از آن جا که ضرورت دارد در ساختارشناسی ارگ‌ها پیش از هر چیز تفکیک این بناها از دیگر استحکامات دفاعی بازشناسی شود، لازم است در یک دسته‌بندی کلی انواع دژها نیز بیان شوند و در پرتو آن، ضمن برشمردن انواع استحکامات دفاعی از قبیل بارو، خندق و قلعه، سیر تاریخی ارگ‌ها در ایران متناسب با تحولات معماری مورد توجه قرار گیرد. انواع استحکامات و دژهای دفاعی بدین شرح است:263
1. دژهایی که شامل بارو و خندق هستند و به مثابه دیوار دفاعی می‌مانند تا یک دژ با تمام امکانات. این گونه دژها به هیچ وجه در تعریفی که از ارگ ارائه شد نمی‌گنجند. برای نمونه دیوار دربند یا باب‌الابواب، گمش‌تپه از جنوب شرقی دریای مازندران تا حوالی بجنورد، دیوار تمیشه در سرزمین گرگان، جر کلباد بین دریای مازندران و کوه بردنا، دیوار کنپرک (کمپیر) بر گرد مجموعه‌ای از شهرها و روستاهای بخارا به طول تقریبی 250 کیلومتر.264
2. استحکامات و دژهای کوهستانی مانند قلعه‌های ساخته‌شده روی کوه‌ها و ستیغ قله‌ها مانند قلعه استخر، قلعه ارّجان، قلاع اسماعیلیان مانند الموت، لمبسر (لنبسر) و… .
3. قلعه‌های راهداری (ارتباطی) که ساکنان آن محدود به نگهبان بوده که در مواقع معین تعویض می‌شدند. از این نمونه است، قلعه‌های دژبانی د

مطلب مرتبط :  
دسته بندی : علمی