خود قابل طرح و احترام است؛ بنابراین نمیتوان به این مسأله بیاعتنا بود که یک نوع ادبی برای نخستین بار در چه تاریخی و در کدامین سرزمیـن به صورت مکتوب به ظهور رسیـده و در مراحل بعـدی چگونه مسیر دگرگونیهای خاص خود را طی کرده است. این امـر به این دلیـل در عرصۀ پژوهشهای ادبی اهمیت دارد که به بحث دربارۀ دو مقولۀ بسیار سرنوشتساز ادبیات مکتوب و ادبیات شفاهی میپردازد و تکلیف این دو را در خصوص استقلال و یا ارتباط بعدی آنها با یکدیگر روشن میسازد؛ زیرا ادبیات شفاهی که عمدتاً شامل ادبیات عامیانه و فولکوریک است، به دلیل ساختار ساده و بدوی خود در عرصۀ انتقال به خارج از مرزهای یک ملّت، توفیق چندانی نداشته و همواره به شدیدترین صورت ممکن در معرض خطر نابودی و فراموشی ابدی بوده است، اما ادبیات مکتوب درست به عکس ادبیات شفاهی، همواره از منزلت و شکوه بیشتری برخوردار بوده و تا حد ممکن توانسته است خود را از خطر نابودی و فراموشی حفظ کند و به عنوان میراثی ماندگار در میان نسلهای یک ملّت و نیز رهآوردی ارزشمند در میان ملّتهای دیگر که تا پیش از آن از یک گونۀ ادبی به خصوص برخوردار نبودهاند، جایگاه خود را به خوبی حفظ کند. براین اساس، ما نیز در این تحقیق، به طور خلاصه به تاریخچۀ فابل در ادبیات جهان، شرق و ایران میپردازیم تا زمینهساز شناخت بهتری باشد برای طرح مسائلی که در فصلهای آتی به آن خواهیم پرداخت.
داستانهای جانوری «داستانهای اخلاقی و آموزندهای است که در شیوۀ فنّی و ادبی خاص حکایت میشود و این مفهوم نه در معنی دینی آن، بلکه در مفهوم کلی لغوی آن، بیشتر گرایش و بُرد نمادی دارد؛ به این معنی که نویسنده یا شاعر از باب مقابله و تنظیر، نمادهایی را به کار میبرد که وضع آنها بر انسانها و رویدادهای منظور نظر نویسنده قابل تطبیق باشند، تا به آنجا که خواننده و تعقیب کنندۀ داستان، در پشت نمادهای ظاهری، مقصود واقعی نویسنده را در ذهن خویش مجسم میکند. قهرمانان این داستانها غالباً از جانوران و گیاهان و جمادات هستند که نقش سمبلیک شخصیّتهای داستان را بازی میکنند و گاهی نیز انسانها در قالب و نماد اشخاص واقعی داستان گذارده میشوند. داستان بر زبان حیوانات، پیش از آن که به مرحلۀ فولکوریک و سبک ادبی خاص ارتقاء یابد، بیشتر جنبـۀ ابتدایی و فطری داشته است و غالباً عـوام از این راه به توجیه پدیدههای طبیعت بر پایۀ باورهای اساطیری و متافیزیکی میپرداختهاند.»(غنیمی هلال، 1390: 226)
«در باب اینکه کدام یک از ملّتها در ساختن اینگونه حکایتها(فابلها) پیشقدم بودهاند و از کدام یک به دیگری سرایت کرده است، میان محققان اختلاف است. برخی بر آنند که نخستین زادگاه بافت فنّـی این داستانها یونان بوده است و یونانیان نمونههایی از این حکایتها را در داستانهای ازوپ= (آیسوپوس) (قرن ششم، ق.م) میشناختهاند و حتی از این مرحله فراتر رفته، بر این عقیدهاند که قدمت داستانهای افسانهای در ادبیات یونانی پیش از«ازوپ» در اشعار هسیود یا «هزیود» (حدود قرن هشتم، ق.م) و پس از او در آثار « ستسیخوروس» (قرن ششم، ق.م) وجود داشته است. پس محتمل است که افسانههای مشترک هند و یونان، نخست از طریق فتوحات گستردۀ اسکندر کبیر (356ـ323ق.م)در مشرق زمین، از هندوستان به یونان منتقل شده باشد.
دستهای دیگر از پژوهشگران بر این باورند که نخستین زادگاه داستان بر زبان جانوران، سرزمین هندوستان بوده است و این کشور در این زمینه نسبت به سرزمین یونان پیشگامی داشته است.
در کتاب «جاتکه» که به تاریخ تناسخ«بودا» در بعضی از موجودات و به ولادتهای پیشین«بودایی» مربوط میشود، حکایتهای فراوانی از تناسخ «بودا» دربارۀ جانوران دیده میشود. قدمت بخشی از آنها به پیش از قرن هفتم قبل از میلاد میرسد.
نظریۀ گروه سوم بر این است که این نوع داستانهای ادبـی از مصر باستان به ادبیات هنـد و یونان راه یافته است. این نظر را به استناد پاپیروسهای کشف شـده اظهار کردهانـد(مانند: پاپیروس داستان شیر و موش) که قدمت آن به قرن دوازدهم پیش از میلاد میرسد.
از آنجا که پیدایش اینگونه افسانهها، ریشههای عامیانه و اساطیری دارد، هیچگونه مدرک تاریخی جهت صدور رأی قطعی نسبت به تعیین موطن اصلی آنها در دست نیست؛ زیرا تاریخ مبادلات و نحوۀ ارتباط این نوع داستانها که پس از ارتقاء ادبی انجام گرفته است، بر ما پوشیده است و هیچگونه سند معتبر تاریخی که بر اساس آن بتوان مسیر این نوع مبادلات را ترسیم کرد، در اختیار نیست.
آنچه را که ما محتمل میدانیم، آن است که: سرزمینهای مصر، هند و یونان همگی به طور مشترک در رشد این نوع قصّـهها سهیم بودهانـد و در طی قرون و اعصار متمادی، داد و ستـدهایی در این زمینه انجام شـده است.»(همان: 228ـ 229)
البته در میان داد و ستدهایی که در میان چنین تمدنهای کهنی صورت پذیرفته است، یکی از بحث برانگیزترین آثار که در ادبیات ملل ختلف جهان همواره دست به دست گشته و به وسیلۀ مترجمان به شکلهای گوناگون در آمده، کتاب هندی بسیار معروف «پنچاتنترا» است.
این کتاب «به مرور ایّام و با طی دوران و سیر زمان به صورتهای گوناگون درآمد و از هند به چین رفت و از آنجا با فتوحات طوایف مغول به طرف مغرب زمین روان گردید و در اواخر قرون وسطی به وسیلۀ عربها و یهودیان به سرزمین فرنگستان رسید و در سال 1270 میلادی(یعنی متجاوز از هفتصد سال پیش از این) یک نفر از دانشمندان یهود، به نام «ژان دو کاپو»، آن را از زبان عبری به زبان لاتینی برگردانید و به آن عنوان«راه و رسم زندگانی انسانی» داد.»(جمالزاده،1353: 638)«این اثر بعدها به زبانهای دانمارکی، ایسلندی، هلندی و … ترجمه گردید. قدر مسلّم این است که ترجمۀ ژان دو کاپو شهرت فراوان در اروپا کسب کرد و به زبانهای اسپانیولی، چکاسلواکی و ایتالیایی نیز ترجمه گردید. همین بسکه چهار طبع دیگر از سال1480.م تا1485.م و دوازده طبع دیگر تا سال1592.م از آن به عمل آمد و این خود دلیل محکمی از شهرت آن است. ترجمۀ ایتالیایی آن، اثر «دونی» در سال 1592.م در ونیـز به طبع رسید و بعد به زبـان انگلیسی به وسیلۀ «توماس نورث» در سال 1570.م ترجمه شـد. سپـس چاپهای متعددی تا سال 1601.م به طبع رسیـد و در سال 1888.م به کوشش «ژوزف جاکوب» چاپ بعدی آن منتشر شـد.»(شیکهر، 1385: 12)
«در ادبیات اغلب کشورهای اروپایی، آماری از فابلهای یونانی و هندی دیده میشود و از آن گذشته، خود مردم اروپـایی هم در طی سنوات و قرون، فابلسازهایی پیـدا کردند که کم و بیش دارای شهرتی شدهاند، اما روی هم رفته، فابل در فرانسه، ایتالیا، اسپانیا، آلمان، انگلستان و روسیه ریشه دوانیده و بارور شده است.»(جمالزاده، 1353: 639)
. . «کاربرد فابل در اروپای سدههای میانه، همچون گونههای دیگر بسیار گسترش یافت؛ چنـدان که نمونه فابلهای بسیار ارزشمندی به قلم«ماری دو فرانس» بانوی فابلنویس فرانسوی در سدۀ نوزدهم میلادی پدیدآمد. اینمجموعه همچون دیگر مجموعههای آنسال، صورت تکوینیافتۀ قصصالحیوانات بود. مشهورترین مجموعۀ فابل آن دوره، داستانهای به هم پیوستهای به نام«رومن دوربنارت» است. نام این مجموعه برگرفته از نام روباهی است که قهرمان این فابلها و نماد آدمی هوشیار، ماهر و مکار است.»(انوشه، 1381: 1007)«با این همه، سرآمد فابلنویسان غربی، «ژان دو لافونتن» (1621ـ1695.م) است که نخستین مجموعه فابلهایش در سال (1668.م) به چاپ رسید. وی در مجموعه فابلهایی که در 25سالگی گـرد آورد، از طرح و شیوۀ ازوپ و مضامینی چون هجـو دربار، دیـوانسالاری، کلیسا، بورژوازی و تمام مسائل و مشکلات بشری بهره جسته است.»(همان: 1008) لذا «فرانسه در این زمینه از برکت وجود لافونتن… دارای مقام مخصوصی گردیده است و میتوان گفت اولین مقام را بدست آورده است. البته فرانسویها گذشته از لافونتن… فابلنویس دیگری نیز دارند موسوم به «فلوریان»که صد سال پس از لافونتن میزیسته است و هر چند در فن فابلسازی و شاعری به پای استاد نمیرسید، ولی او نیز مانند عبید زاکانی در ادبیات خودمان در داستان «موش و گربه» در طعن و طنز، دارای مقام شامخی بوده است… ایتالیا هم چند فابلساز دارد که مهمترین آنها «پیگنوتی» نام دارد و رئیس دانشگاه شهر فلورانس بوده و مجموعه آثارش به نام«فابلها و داستانها» در سال 1779 میلادی انتشار یافته است.»(جمالزاده، 1353: 639)
«از سدۀ نوزدهم میلادی و با شکوفایی ادبیات کودکان و نوجوانان، بسیاری از نویسندگان و فابلنویسان به آفرینش فابلهایی برای این گروه پرداختند که از آن جملهاند: « لویسکرول» نویسندۀ انگلیسی (1832ـ 1898.م) با«آلیس در سرزمیـن عجایب»(1865.م)، «هانس کریستین آندرسـن» داستاننویس دانمارکی (1805ـ1875.م) با «جوجه اردک زشت»، «رادبرد کیپلینگ»شاعر و نویسنـدۀ بریتانیایی(1865ـ1936.م) با «کتاب جنگل» (1892.م)»( انوشه، 1381: 1009) «انگلستان هم فابلنویسهای متعدد دارد و نقادهای ادبی نوشتهاند که فابلهای انگلیسی از لحاظ لطف و مزه، مقامی بین فابلهای فرانسوی و آلمانی دارد. معروفترین فابلنویس انگلستان، موسوم است به «جان دگی» (1685ـ1732.م) که اپرای مشهوری ساخته که عنوانش«اپرای گداها» میباشـد. (جمالزاده، 1353: 639ـ640)
«از مهمترین فابلسازهای اسپانیا، «دون یوان مانوئل»(1750ـ1791.م) را میتوان نام برد. شاعر دیگری به نام «ایریات»، فابلهایی در لهجۀ کاستلانی ساخته است که یکی از آنها عنوان«عنکبوت و کرم ابریشم» دارد. آلمان هم چند تن فابلساز دارد که مشهورترین آنها « لسینگ» است که فابلهایش در سه جلد به چاپ رسیده است.»(همان: 640) «لسینگ در دورهای زندگی میکرد که فلاسفه و شعرای دورۀ روشنگری (1700ـ 1770.م) که به نام عصر فلسفۀ اصالت عقل(Pilosophie der reinen Vernunft ) نیز نامیده میشود، در آثار خود با تعصبات مذهبی و خودکامگی کلیساها، بیتوجهی به حق و حقوق آحاد جامعه و اندیشههای نادرست به مبارزه میپرداختند. لسینگ نیز مانند تمامی دورۀ روشنگـری، رشـد و تعالی انسان را در جستجوی حقیقت واحـد و درک ارزشهای والای انسانی و شناخت انسان از خود میدانست؛ به همین منظور در آثار خود به مسائل اساسی در امر تعلیم و تربیت

مطلب مرتبط :   داستان، طنز، صادقی، زن، (ص،1380:
دسته بندی : علمی