مراحل مختلف مسائل گوناگونی را برای نوجوان مطرح کرد. آقای “کیارستمی” برای کودک نمی‌سازد بلکه درباره کودک فیلم می‌سازد. دوستان دیگر برنامه‌ساز برای نوجوان نمی‌سازند بلکه درباره او می‌سازند.
من : آیا می‌توان گفت بعضی قالب‌ها به رویکرد دینی قرابت بیشتری داشته و پتانسیل آنها برای ظرف شدن محتوای اخلاقی بیشتر است؟ اگر آری کدام قالب‌ها؟ با چه ویژگی‌هایی؟
اگر برنامه‌ساز با سلیقه و باسواد باشد قالب درست را برای موضوع خود انتخاب می‌کند که بتواند تأثیرگذار باشد. همه مفاهیم اخلاقی در همه قالب‌ها قابل بیان هستند. قالب‌ها مثل کلید هستند که برای قفل‌های مختلف ساخته شده‌اند و خود برنامه‌ساز است که باید تصمیم بگیرد و از بین آنها انتخاب کند که ببینید چطور می‌شود در سریع‌ترین حالت ممکن، با مخاطبش ارتباط برقرار کند و حرفش را نیز به او برساند. و مخاطب هم از این رابطه جواب بگیرد یعنی تأثیر بپذیرد.
من : آیا جنسیت مخاطب (خردسال،کودک،نوجوان) در انتخاب قالبی خاص برای تماشا کردن توسط او دارد؟ اگر آری. کدام قالب را خواهد پسندید و دلیل این انتخاب از نظر شما چیست؟
کشورههای مختلفی هستند که برنامه‌های مختلفی برای جنسیت دختران تولید می‌کنند. اگر شخصیتی که قهرمان داستان است مرد باشد دیگر نمی‌توان گفت این یک کار مشترک است. و باید برای یک کار مشترک یک همکاری بین زن و مرد ایجاد کرد.
من : کدام ژانر(کمدی، فانتزی،موزیکال،اکشن،اسلپ استیک،…) برنامه‌سازی در راستای جذب کودکان دارای پتانسیل بیشتری است؟ چرا؟
خردسالان از اسلپ استیک خیلی خوششان می‌آید. و موسیقی تا اندازه‌ای کمک می‌کندو به اندازه‌اش خوب است. در دپارتمان فیلمنامه‌نویسی بخشی داریم به نام gag. که در این بخش گگمن‌هایی هستند که بخش طنز را می‌نویسند. یعنی علاوه بر فیلمنامه‌نویس افراد مخصوصی هستند به نام گگ‌من که کارشان این است که دیالوگ‌ها و کارهای طنز فیلم را می‌نویسند. چه بخش کلامی و چه بخش فیزیکی. مثلا شما در کارتون”شرک” می‌بینید که” شرک” یک مار را به صورت بادکنک برای “پرنسس فیونا” باد می‌کند و تارهای عنکبوت را به صورت پشمک برای “شرک” در‌می‌اورد. یا “شرک” روغن درون گوشش را درمی‌آورد و به عنوان شمع از آن استفاده می‌کند و یا با لجن مسواک می‌زند. اینها علاوه بر اینکه طنز رفتاری دارد و خردسال لذت می‌برد دیالوگ‌های طنزی دارد که مثلا آن “الاغ شرک” می‌گوید. و یا شعرهایی که می‌خواند. یا حرکات “مستربین” را ببینید همه با آن ارتباط برقرار می‌کنند چون صامت است و مثل خیلی از اشتباهاتی است که خود ما مرتکب می‌شویم. و یا مثل “پت مت”. برای خردسال و کودک، کمدی و فانتزی و برای نوجوان کمدی، ‌فانتزی و دیالوگ‌های قابل فهم ژانرهای جذابی هستند. انیمیشن “شکرستان” برای کودک نیست چون خیلی از دیالوگ‌های درون این برنامه به گوش کودک نخورده است. فرهنگ جامعه، سن عقلی مخاطب ملاک برای نوشتن فیلمنامه طنز است.
من : عناصر تأثیرگذار بر جذب کودک در برنامه‌های کودک کدام است و چرا به نظر شما دارای جذابیت هستند؟ به عنوان مثال تنوع حرکات، تنوع تصاویر، قصه (رومنس)، متن(پژوهش)، تخیل (فانتزی)، مفاهیم اخلاقی، استفاده از بانوان، رنگ و لعاب شاد، جذابیت‌های فطری استفاده از عروسک …
برنامه‌سازی مثل یک میهمانی بزرگ می‌ماند که شما باید نگاه کنید ببینید چه کسانی در این میهمانی شرکت کرده‌اند از خردسال هست تا بزرگسال با سلایق و علایق و سطوح ذائقه متفاوت. و شما که نمی‌توانید برای تک تک آنها غذای مورد علاقه‌اش را آماده کنید ولی می‌توانید غذایی آماده کنید که همه استفاده کنند می‌توانید نوشیدنی آماده کنید که همه استفاده کنند می‌توانید سالاد،‌ دسر و میوه‌ای آماده کنید که همه بتوانند استفاده کنند. به نظر من شما برای اینکه بتوانید یک سفره را پهن کنید تا میهمانانتان سر سفره بنشینند باید این چیز که بر سر سفره می‌گذارید رنگ و لعاب داشته باشد باید مزه خوب داشته باشد باید گرمی و صمیمت را میهمان شما احساس کند. از زمانی که دکمه پاور تلویزیون را می‌زنند در پای برنامه شما می‌نشینند در حقیقت شما به منزل آنها وارد می‌شوید و آنها میهمان برنامه شما می‌شود و باید این گرمی و صمیمت را احساس کنند. شما باید در کار خودت به جایی از تجربه رسیده باشید که بتوانید حس کنید که اینجا دیالوگ دارد سنگین می‌شود و یا اینکه مجری اینجا زیادتر از حد خود صحبت می‌کند و همه اینها باید در جای خود استفاده شود.
من : چند ویژگی مهم و تاثیرگذار را در انیمیشن که به نظر شما در جذب مخاطب به سوی این قالب کمک می‌کند نام برده و اگر ممکن است توضیح دهید چرا این ویژگی از نظر شما کمک می‌کند؟
در انیمیشن کشش و جذابیت قصه پیرامون مخاطب خودش بسیار اهمیت دارد. موزیکال بودن انیمیشن بسیار اهمیت دارد. اگر یک کار سینمایی و یا سریال می‌سازیم اصلا اگر طنز هم باشد خیلی اهمیت دارد. طراحی کارکترها و فضاسازی بسیار بسیار حائز اهمیت است. و طراحی‌های شما باید یک دست باشد و از هر گلی چمنی نباشد. خیلی از تهیه‌کننده‌های ما تدارکاتی هستند و باسواد نیستند ولی بعضی معدود تهیه‌کننده داریم که در کارش سررشته دارد و ازتصویر، نور و فیلمنامه سردرمی‌آورد و فرم را می‌شناسد و محتوا را درک می‌کند. برای یک کار انیمیشن ورود و خروج کاراکتر را لی‌اوت‌من در نظر می‌گیرد که همان کار صفحه بند در نشریات را انجام می‌دهد. در کنار کارگردان لیپ‌سینک‌ها،‌ حرکات کاراکترها، وسایل و آکسسوار صحنه، طراحی صحنه و مچ کردن و کامپوزیت کردن اینها را با هم یعنی صدا، ‌افکت ،‌موسیقی و تصویر را با پس زمینه‌ها و فورت‌گراندها و پیش زمینه‌ها را لی‌اوت‌من انجام می‌دهد. در بخش‌های بزرگ سوپروایزها هستند که جلوه‌های ویژه در بخش‌های سه بعدی و دو بعدی و ترکیب اینها، ترکیب زنده انیمیشن در فیلم‌های فانتزی و تخیلی را انجام می‌دهند و حرفه‌ای بودن همه این عوامل بسیار مهم است. ولی اولین چیز که در مرحله پیش تولید داریم یک فیلم‌نامه خوب و منسجم است. و نباید طوری باشد که هرچه مدیر شبکه بگوید انجام بشود یعنی فیلم‌نامه را به شما بدهند که همین را بسازید. طرح فیلمنامه خوب،‌ کارگردان مجرب و خوب انیمیشن، طراح استوری بورد، طراحی کارکترها،‌ طراحی پس زمینه،‌ طراحی حرکات خوب،‌ لی‌اوت‌من خوب،‌ موزیسین خوب، خواننده‌ها و دوبلرهای‌ خوب وقتی همه اینها را خوب انتخاب بکنید کار خوب حاصل می‌شود. قبلا فاصله ژاپن با ایران در زمینه انیمیشن شش یا هفت سال بود ولی الان او یک امپراطوری دارد و به اندازه درآمد نفت ما درآمد دارد.

مطلب مرتبط :   صلح، حافظ، تسلیحات، متعارف، امنیتمقاله با کلمات کلیدیتیتر مطلب

نگین حسینی
نویسنده جُنگ تلویزیونی برای کودکان، انتشارات اطلاعات، 1385
تخصص:
نویسنده، روزنامه نگار، پژوهشگر ارتباطات و مطالعات رسانه و معلولیت
تحصیلات:
کارشناسی ارشد تولید، دانشکده صدا و سیما
دانشجوی پیشین دکترای علوم ارتباطات، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
سوابق حرفه‌ای:
عضور بورد تخصصی ژورنال بین‌المللی مطالعات معلولیت، دانشگاه هاوایی ایالات متحده امریکا، 2013
خبرنگار روزنامه اطلاعات از سال 1373 تا 1388
دبیر سرویس اجتماعی، ضمیمه و گزارش روزنامه اطلاعات از سال 1384 تا 1388
خبرنگار و فعال حوزۀ معلولیت از سال 1370 تا به امروز
مسئول صفحه “با معلولان” روزنامه اطلاعات از سال 1380 تا 1388
خبرنگار اعزامی کمیته بین المللی صلیب سرخ به افغانستان (1386) و مراکش (1387) برای ماموریت مرتبط با افراد دارای معلولیت
پوشش خبری سه دوره بازی‌های پارالمپیک: آتن 2004، پکن 2008 و لندن 2012
نگارش دو کتاب در زمینه بازی‌های پارالمپیک
همکاری با فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین و کمیته ملی پارالمپیک جمهوری اسلامی ایران از سال 1380 تا کنون
مسئول روابط عمومی روز ملی پارالمپیک در ایران، سال های 1384 و 1386
همکاری با دفتر صلیب سرخ در تهران از سال 1385 تا 1388
داور کمیته های تخصصی جشنواره مطبوعات در سال‌های 1380 و 1381
گزارش نویس برگزیده جشنواره مطبوعات در سال 1379 و نامزد جایزه برتر در سه دوره جشنواره مطبوعات از سال 1380 تا 1382
همکاری با رادیو گفت و گو در سال‌های 1387 و 1388
سوابق تدریس در ارتباطات و روزنامه نگاری:
باشگاه خبرنگاران جوان، از 1383 تا 1386
دانشگاه علمی-کاربردی انجمن صنفی خبرنگاران، 1385 و 1386
سایر دانشگاه‌های علمی کاربردی، از 1386 تا 1388
دانشکده خبر، از 1386 تا 1388
متن مصاحبه با سرکار خانم نگین حسینی :
من : برنامه موفق چه برنامه‌ای می‌باشد؟
اصولا معیار سنجش موفقیت محتوای رسانه ها در هر نظام رسانه‌ای، میزان استقبال دریافت‌کنندگان یا استفاده کنندگان از آن محتواست. در مورد برنامه‌ها ی تلویزیونی نیز به همین ترتیب، میزان کمّی مخاطب، ملاک موفقیت برنامه است. به عبارت دیگر، وقتی برنامه‌ای آنقدر قدرتمند باشد که بینندگان نتوانند کانال عوض کنند، می‌شود گفت برنامه موفق بوده است.
من : به نظر شما در برنامه‌سازی برای کودکان آیا می‌توان مفاهیم اخلاقی را به کودکان منتقل کرد؟ اگر آری چه ضوابط و معیارهایی را برای انجام آن پیشنهاد می‌دهید؟
قرار نیست همه محتوایی که برای کودکان و نوجوانان تولید می‌شود، الزاماً پیام اخلاقی داشته باشند. گاهی صرف سرگرمی و نشاط بخشی به این گروه از مخاطبان، هدف برنامه‌سازی است. اما مسلماً برنامه‌ها می‌توانند حامل پیام اخلاقی هم باشند. پیام‌های اخلاقی بر اساس سن و سال کودکان، متفاوت هستند. بنابراین طبقه‌بندی پیام‌های اخلاقی بر اساس سن گروه هدف، اولین لازمه کار است. نکته بعد، چگونگی گنجاندن پیام اخلاقی در محتوای در دست تولید است. این نکته از آنجا ضرورت دارد که مفهوم اخلاقی نباید برنامه را “شعاری” و “تربیتی” کند، بلکه باید در بطن محتوا پنهان باشد. پیام نباید خودش را داد بزند و عرضه کند؛ زیرا در این صورت شبیه بایدها و نبایدهای والدین و معلمان می‌شود و مخاطب کودک را جلب نمی‌کند. کودک باید پیام اخلاقی را در عمل ببیند و نه در حرف و شعار. بقیه کار، بستگی به خلاقیت نویسنده برنامه دارد که چگونه مفهوم اخلاقی را در بدنه داستان پنهان و عملی کند. به نظرم سبک داستانی می‌تواند بهترین سبک برای آموزه‌های اخلاقی باشد.
من : از منظر شما کدام یک از مفاهیم اخلاقی دین را می‌توان برای کودکان مطرح کرد؟اگر برای مخاطبین مختلف کودک (خردسال،کودک و نوجوان) تفکیک می نمایید چه عاملی را سبب تفریق این دسته‌بندی برای هرکدام از مخاطبین می‌بینید.
باید ابتدا فهرستی از آموزه‌های اخلاقی تهیه کرد. باید توجه کرد که هر آموزه اخلاقی، یک جفت تلقی می‌شود: دروغگویی و راستگویی، کثیفی و تمیزی، کمک کردن و کمک

مطلب مرتبط :   خاقانی، ، شاعر، است.، اصطلاحات
دسته بندی : علمی