از قبر برمی‌خیزد، خود را با کفنی ساده و سفید در حضور حق می‌یابد. کفن دوخت و دوزی ندارد، لباسی ساده است، همراه با تکلف و زینت نیست، این‌ها خصوصیات لباس احرام است.
شیخ صدوق نیز در این باره می‌فرماید:
«احرام، این پیام را براى انسان به همراه دارد که در زمانى نه چندان دور، با کفنى احرام گونه و با دستى تهى از دارایى‏هاى دنیا، روانه گورى تیره و ترسناک خواهد شد، جایی که نه سپیده‌دم زندگى به رویش لبخند مى‏زند و نه جلوه صبحگاهى او را به زندگى فرا مى‏خواند و فرزندان و کسانش او را در تنهایى‏اش رها خواهند کرد».
یاد قیامت در ارتباط انسان با خدا مؤثر است چو اینکه اگر انسان¬ها ملاقات با خدا را باور داشته باشند، از گناهان پرهیز می¬کنند و اعمال صالح انجام می¬دهند و با انجام این اعمال ارتباط خود را با خدا نزدیک¬تر می-کنند.
3ـ1ـ1ـ3ـ فروتنی و خشوع‌
بر اساس روایات، لباس احرام باعث خشوع و فروتنی انسان می‌گردد، زیرا زینت و زیبایی‌هایی که آدمی را از معنویت دور نماید در آن وجود ندارد.
در لباس احرام، توجه آدمی فقط به خداست و امتیازات ظاهری و شخصی از وجود انسان برطرف گردیده است. به‌واسطه احرام، همه زائران خانه خدا با هم یک رنگ و یک شکل و به سوی هدف واحد در حرکت‌اند و شاه و گدا، فقیر و غنی، سفید و سیاه، زن و مرد و … دوش به دوش یکدیگر در حالی که از زینت‌ها و لذت‌های دنیوی گریزان‌اند، در برابر خداوند سر تعظیم فرود می‌آورند. چنان‌که امام رضا در این باره فرموده است:
«وَ انَّما یُأمَرُوا بِالاحرامِ لِیَخشَعُوا قَبلَ دُخولِهِم حَرَمَ اللهِ وَ امنِهِ وَ لِئلّا یَلْهُوا وَ یَشتَغِلوُا بِشَی‏ءٍ مِن امُورِ الدُّنیا وَ زینَتِها وَ لَذّاتِها وَ یَکُونُوا جادّینَ فیما هُم فیهِ قاصِدینَ نَحوَهُ، مُقبِلینَ عَلَیهِ بِکُلّیتِهِم، مَعَ ما فیهِ مِنَ التَّعظیمِ للهِ عزَّوجلَّ لِبَیتِهِ وَ التَذَلُّلِ لأنفُسِهِم عِندَ قَصدِهِم الَی اللهِ عَزَّوجلَّ وَ وِفادَتِهِم الَیه راجینَ ثَوابَهُ، راهبینَ مِن عِقابِهِ، ماضینَ نَحوَهُ مُقبِلینَ الَیهِ بِالذُّلِّ وَالاستِکانَهِ والخُضُوعِ».
«همانا به احرام دستور داده شد تا مردم خشوع و فروتنى پیدا کنند، پیش از اینکه به خانه امن الهى وارد شوند و نیز براى اینکه دست به کارهاى لهو و بیهوده نزنند و مشغول امور دنیا و زینت‏ها و لذت‏هاى آن نشوند و به آنچه اراده کرده‏اند توجه و کوشش داشته باشند و همگى به‌سوی چیزى روند که قصد کرده‏اند. به‌علاوه، در احرام، تعظیم خداوند و خانه او و ذلیل و خوار شدن نفس‏هاى آنان است، در حالى که قصدشان به‌سوی خداست و بر او وارد مى‏شوند و به ثواب و پاداش خداوند امیدوار و از عقاب و کیفر او هراسانند؛ به‌جانب خداوند مى‏روند و با کوچک شمردن خود و فروتنى و تواضع به‌سوی او روى مى‏آورند».
امام صادق در حدیثی درباره بیرون آوردن لباس‌ها و راز پوشیدن لباس احرام فرموده است:
«… وَ البِس کِسوَهَ الصِّدقِ وَ الصَّفا وَ الخُضوعِ وَ الخُشُوع …»؛
«لباس صدق و صفا و خضوع و خشوع را بر تن کن».
بنابراین یکی از کارکردهای ارتباطی احرام به‌عنوان تجلی‌گاه تولی و تبری در حج، تواضع و فروتنی در برابر خداوند و بندگان خدا است. تواضع یکی از فضایل اخلاقی است و بنا به فرموده پیامبر اکرم کسب فضایل اخلاقی وسیله ارتباط میان خداوند و بندگان است و هر کس کار اخلاقی صحیحی انجام دهد به خدا نزدیک می¬شود.
4ـ1ـ1ـ3ـ عزت بخشی و بی‌نیازی حاجی
در احرام بعضی از چیزهایی که قبلاً برای محرم حلال بوده است حرام می‌گردد. عرفا این حالت را دلیل عزت حاجی دانسته و می‌گویند: حاجی با احرامش در خود احساس استغنا کرده و خود را غنی از خیلی مسائل می‌داند، چو اینکه حرام کردن بعضی از امور بر خود، دلیل بر عدم وابستگی انسان محرم است؛ به عبارت دیگر، معنویت حج در هنگام احرام، حاجی را به صفات الهی متخلق می‌کند که یکی از صفات پروردگار غنی بودن است:
«عبدی اطعنی حتی اجعلک مثلی».
«بنده من مرا اطاعت کن تا تو را مثل خود قرار دهم».
یعنی بندگی حاجی او را به مقام استغنا رسانده و در ارتباط با خدای خود از توجه به ماسوی الله غنی می¬شود.
5ـ1ـ1ـ3ـ حفظ حرمت کعبه
از جمله کارکردهای احرام به‌عنوان تجلی‌گاه تولی و تبری، حفظ حرمت کعبه است، بر اساس روایات اسلامی میهمان وقتی وارد بر خانه میزبان می‌شود، به خاطر رعایت ادب و احترام به میزبان، باید آداب ورود و حضور در خانه میزبان را رعایت کند. حج‌گزار به‌عنوان میهمان خداوند، وقتی وارد خانه خدا می‌شود، باید آداب کعبه را رعایت کند.
یکی از آدابی که مختص مکه معظمه است و روی زمین هیچ منطقه دیگری این خصیصه را ندارد، وجوب احرام است. هر کس هر زمان بخواهد وارد مکه شود، باید نخست به میقات وارد شده، در آنجا احرام بندد و سپس به مکه وارد شود. او در این صورت محرم است و مادام که اعمال مخصوص را انجام ندهد، از احرام خارج نمی‌شود. این حکم اختصاصی و انحصاری مکه، علتی دارد. علت آن حرمت انحصاری کعبه است و به همین خاطر خداوند قانون احرام را مقرر نمود. امام صادق فرمود:
«وَ حُرِّمَ الْمَسْجِدُ لِعِلَّهِ الْکَعْبَهِ وَ حُرِّمَ الْحَرَمُ لِعِلَّهِ الْمَسْجِدِ وَ وَجَبَ الْإِحْرَامُ لِعِلَّهِ الْحَرَمِ»؛
«مسجدالحرام به خاطر کعبه حرمت داده شد و حرمت حرم به علت مسجد الحرام است و احرام به علت حرم واجب شد».
همچنین امام صادق در حدیثی دیگر با صراحت بیشتر به این سر عرفانی اشاره دارد:
«وَجَبَ الْاحرامُ لِعلّهِ الْحَرمِ».
«احرام به خاطر احترام و تکریم حرم الهى واجب شده است».
2ـ1ـ3ـ کارکرد ارتباطی طواف
طواف به دور خانه خدا از طرف حاجی در حقیقت نمایانگر اوج علاقه انسان به خداوند است. خداوند هم این عشق و علاقه حاجی را بدون اجر و ثواب نگذاشته است. در این بخش به بیان کارکردهای طواف به‌عنوان نماد تولی و تبری در حج از دیدگاه قرآن و روایات می‌پردازیم:
1ـ2ـ1ـ3ـ آمرزش گناه
احادیث و روایات فراوانی در زمینه آمرزش گناه به‌وسیله انجام طواف وارد شده است. ما به جهت اختصار به چند نمونه اشاره می‌کنیم.
الف) حمّاد بن عیسی می‌گوید: روزی جهت پرسیدن سؤالی خدمت رسول خدا رسیدم. لحظه‌ای که نگاهم به ایشان افتاد، نتوانستم سخن بگویم. رسول خدا دست به سینه من گذاشت و فرمود: سؤالت را بپرس. در این لحظه اشک مهلتم نمی‌داد و باز نتوانستم سؤالم را بپرسم. وقتی پیامبر اشک‌ها و سر برهنه مرا دید، چنین فرمود:
«مَا مِنْ طَائِفٍ یَطُوفُ بِهَذَا الْبَیْتِ حِینَ تَزُولُ الشَّمْسُ حَاسِراً عَنْ رَأْسِهِ حَافِیاً یُقَارِبُ بَیْنَ خُطَاهُ وَ یَغُضُّ بَصَرَهُ وَ یَسْتَلِمُ الْحَجَرَ فِی کُلِّ طَوَافٍ مِنْ غَیْرِ أَنْ‏ یُؤْذِیَ أَحَداً وَ لَایَقْطَعُ ذِکْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ لِسَانِهِ إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَهٍ سَبْعِینَ أَلْفَ حَسَنَهٍ وَ مَحَا عَنْهُ سَبْعِینَ أَلْفَ سَیِّئَهٍ وَ رَفَعَ لَهُ سَبْعِینَ أَلْفَ دَرَجَهٍ وَ أَعْتَقَ عَنْهُ سَبْعِینَ أَلْفَ رَقَبَهٍ ثَمَنُ کُلِّ رَقَبَهٍ عَشَرَهُ آلَافِ دِرْهَمٍ وَ شُفِّعَ فِی سَبْعِینَ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ وَ قُضِیَتْ لَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ حَاجَهٍ إِنْ شَاءَ فَعَاجِلَهُ وَ إِنْ شَاءَ فَآجِلَهُ».
«هیچ طواف‏کننده‏اى نیست که هنگام زوال آفتاب (موقع ظهر) سر و پا برهنه، برگرد این خانه طواف نماید در حالتى که قدم‏ها را کوتاه بردارد و چشم خود را (از شدت حیا یا براى پرهیز از نگاه‏هاى ناروا) فروافکند و در هر طوافى (در صورت امکان) حجرالاسود را استلام کند. بدون این‏که آزارش به کسى برسد و بی‌آنکه ذکر خدا از زبانش قطع شود، (آرى، نیست چنین طواف‏کننده‏اى) مگر اینکه خدا براى او مى‏نویسد به هر قدمى 70 هزار حسنه و محو مى‏کند از او 70 هزار سیئه و بالا مى‏برد براى او 70 هزار درجه و آزاد مى‏کند از طرف او 70 هزار بنده که قیمت هر بنده‏اى 10 هزار درهم باشد (یعنى ثواب آزاد کردن 70 هزار بنده به او مى‏دهد) و حقّ شفاعت درباره 70 نفر از بستگانش به او عنایت مى‏فرماید و استحقاق روا شدن 70 هزار حاجت را واجد مى‏شود که اگر بخواهد در دنیا، وگرنه در آخرت به حوایجش نائل مى‏گردد».
طواف حج کننده، طواف فرشتگان خداست، توبه زائرین است. با طواف می‌توان رحمت الهی را جلب کرد؛ غفران و بخشش الهی در طواف کعبه است، خداوند به طواف کنندگان نوید بهشت داده و برکات و هدایای خویش را شامل حال آنان ساخته است.
ب) روزی که خداوند به آدم امر نمود خانه کعبه را بنا کند، آدم به خدا گفت: هر اجیری اجری دارد، اجر من چیست؟ خداوند به او پاسخ داد:
«یَا آدَمُ، قَدْ غَفَرْتُ ذَنْبَکَ، قَالَ: یَا رَبِّ، وَ لِوُلْدِی، أَوْ لِذُرِّیَّتِی؟ فَأَوْحَى اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- إِلَیْهِ: یَا آدَمُ، مَنْ جَاءَ مِنْ ذُرِّیَّتِکَ إِلى‏ هذَا الْمَکَانِ، وَ أَقَرَّ بِذُنُوبِهِ، وَ تَابَ کَمَا تُبْتَ، ثُمَّ اسْتَغْفَرَ، غَفَرْتُ لَهُ».
«اى آدم هر گاه طواف کردى، رحمت و غفران من شامل تو مى‏شود. آدم گفت خدایا آیا برای فرزندان من و ذریه من این اجر هست؟ خدا فرمود: ای آدم هرکس از ذریه تو به این مکان بیاید و به گناه خود اعتراف کند و مثل توبه تو انجام دهد و طلب مغفرت کند او را مورد مغفرت قرار می‌دهم».
در واقع، آدمی که لبّیک اجابت به دعوت حضرت حق گفته و موفّق به ارتباط با خدا گشته است، میهمانی است بسیار عزیز که وارد بر میزبان کریمی شده است که جود و کرمش نامتناهی و اعطای کثیر به قلیل‌ روش و منش او است.
«یا مَنْ یُعْطِی الْکَثیرَ بِالْقَلیلِ».
«اى کسى که در مقابل کار کم، پاداش بسیار عطا مى‏کند».
ج) از امام امیرالمؤمنین سؤال شد:
«التَّعَلُّقُ بِأَسْتَارِ الْکَعْبَهِ لِأَیِّ شَیْ‌ءٍ هُوَ قَال‌«مَثَلُهُ مَثَلُ رَجُلٍ لَهُ عِنْدَ آخَرَ جِنَایَهٌ وَ ذَنْبٌ فَهُوَ مُتِعَلِّقٌ بِثَوْبِهِ یَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ وَ یَخْضَعُ لَهُ أَنْ یَتَجَافَى عَنْ ذَنْبِهِ».
«بنده که دست به دامن کعبه مى‏زند و پرده حرم را مى‏چسبد به چه معنى است؟ فرمود: کار او مانند کار مردى است که درباره دیگرى مرتکب گناه و جنایتى شده و حال، با ندامت و پشیمانى، چنگ به دامن او مى‏زند و گوشه جامه او را مى‏گیرد و با خضوع و تذلّل، از او عفو و گذشت از تقصیر و گناه را مى‏طلبد».
مسلّماً مقتضای کرم و بزرگواری هر شخص کریمی در این موقِع، بذل عنایت و ابراز مرحمت است. تا چه رسد به ساحت اقدس حضرت حق که وقتی بنده‌ای وامانده و بی‌پناه، روی نیاز به درگاه آن بی‌نیاز می‌آورد و چهره شرمسار و پر خجلت، بر خاک ذلت و انکسار می‌مالد و دامن بیت ر

  • 2
مطلب مرتبط :   تسلیحات، متعارف، نظامی، غیرنظامی، مخاصماتتحقیق با کلمه کلیدی:
دسته بندی : علمی