نماز خواند. تنها اولادی که مؤیّد بالله از خود به یادگار گذاشت امیر ابوالقاسم حسین بود. مزار مؤیّد بالله هنوز در منطقه¬ی لنگا پابرجاست.
2-1-2. ابوطالب هارونی
ابوطالب یحیی¬بن حسین بن هارون ملقّب به ناطق‌ بالحق در سال 340ق در طبرستان ـ جنوب دریاچه‌ی قزوین ـ در سایه‌ی خانواده‌ای علوی و دوستدار علم متولّد شد. همانطور که بیان شد پدرش علامه‌ی محدّث حسین هارونی متوفّی قرن4 هجری و برادرش امام مؤیّد بالله متوفی 411ق بود. مادرش نیز ام الحسن دختر یحیی¬بن داعی حسن¬بن قاسم حسنی بود. پس از وفات برادرش مؤیّد بالله، با او که جامع شرایط امامت بود بیعت شد؛ علمای زیدی و بالتبع سایر زیدیان به بیعت با او شتافتند چرا که او به فزونی علم و تقوا مشهور و مورد قبول همه‌ی طبقات و گرایش‌ها بود. در همین راستا نقل شده است که ـ با توجه به فزونی علم ابوطالب ـ یکی از بیعت کنندگان پس از بیعت با او از وی پرسید: این همه علم در روزگار سید ابوالحسین کجا بود؟ ابوطالب پاسخ داد آیا سزاوار بود که من سخنی بگویم در حالی که برادرم هنوز زنده بود؟!
درباره مدّت امامت ابوطالب در منابع اختلاف نظر وجود دارد. با توجه به این¬که در سال وفات مؤیّد بالله اختلاف وجود دارد، به همین دلیل در مدت امامت برادرش پس از وی نیز اختلاف شده است. صاحب سیره¬ی مؤیّد بالله مرگ وی را در سال 411ق می¬داند و با توجه به مرگ ابوطالب در سال 424ق، مدت امامت وی 13سال به طول انجامیده است. برخی از نویسندگان معاصر نیز همین قول را می¬پذیرند. مثلاً عبدالله‌بن حمود العزّی ـ محقّق کتاب تیسیر المطالب ـ در مقدمه‌ی این کتاب ذکر می‌کند که مدّت امامت ابوطالب 13 سال طول کشید و در سایه‌ی حکومتش عدالت حکمفرما شد و حیات علمی شکوفا گردید، اما سایر منابع مثل «تاریخ طبرستان»، «مآثر الأبرار»، «اخبار ائمۀ الزیدیۀ فی طبرستان و دیلمان و جیلان» امامت وی را بین 1 تا 3 سال می‌دانند.( ) همانطور که گذشت قول صاحب سیره¬ی مؤیّد بالله صحیح¬ است؛ چرا که این کتاب به منزله¬ی اصل معتبری است که سایر منابع پس از آن، به آن استناد کرده¬اند. به هر روی دعوت ابوطالب در گیل و دیلم با اقبال گسترده¬ی مردم روبه¬رو شد و از آن پس وی به لقب «الناطق بالحق الظافر بتأیید الله» ملقّب گشت؛ هر چند او برخلاف سایر علویان برای شروع و تداوم نهضت خویش به اقدامی نظامی دست نزد و صرفاً به تبلیغ و دعوت برای امامتش اکتفا نمود. بیشتر از این مقدار فعالیت¬های قابل ملاحظه¬ای از وی در ایام امامتش گزارش نشده است.
امروزه اشعاری به یادگار مانده که حاکی از بیعت مردم با ابوطالب در دیلمان است. از جمله شعر ابوالفرج‌بن هندو که به وی تبریک می‌گوید. ابوالفرج در این اشعار ابوطالب را به عنوان شخصی بزرگ از خاندان اهل‌بیت ستوده است و برای دولت او طول عمر و بقاء آرزو کرده است. ابوطالب به کمال عقل و فضل، سخا، ورع، اجتهاد، عبادت و زهد و تقوی معروف بود. در فضیلت او آمده است: هنگام حمله‌ی ترکان (مغولان) به ملک محمّدبن نکش شاه در سال 620 ق، آنان به تخریب مشاهد مشرّفه پرداختند. از جمله‌ی این مشاهد قبر محمّدبن جعفربن محمّدبن علی در جرجان مشهور به «قبرالأحمر» و قبر فرزند برادرش علی‌بن موسی‌ الرضا (علیه السلام) در طوس است، اما در گزارش عالمان و بزرگان زیدی جیل و دیلم در مورد این حادثه بیان شده که فقط بلاد زیدیه و مشاهد ائمه‌ی آنان مثل قبر «ناصر للحق» در آمل و قبر دو سیّد بزرگوار «ابوالعباس» و «ابوطالب» از دست ترکان در امان ماند. آنان تلاش خود را به کار بستند تا به این مناطق نیز دست یابند، اما خداوند در دل‌هایشان رعب و ترس انداخت و موافق و مخالف به فضل این ائمه اعتراف دارند.
ابوطالب به انواع علوم مسلّط بود. وی فقه زیدیه را نزد ابوالعباس حسنی (م 353) و عقاید و اصول فقه را نزد شیخ ابوعبدالله بصری (م 377) فراگرفت تا در آن تبحّر یافت. از دیگر مشایخ او می‌توان به پدر محدّثش حسین هارونی و محدّث احمدبن عدی الحافظ (م 365) اشاره کرد.( ) نکته‌ی قابل توجه این است که ابوطالب از کلیه‌ی گرایشات و رویکردهای معاصرش آگاهی داشته است: پدرش و ابوالعباس حسنی از زیدیه بودند و از این دو تن علوم اهل‌بیت ـ مذهب زیدی ـ را فراگرفت. محدّث احمدبن عدی حافظ سنی مذهب است و شیخ ابوعبدالله بصری، معتزلی است و ابوطالب از همگی این افراد با احترام یاد می‌کند.
در مدّت زمانی که ابوطالب در بغداد اقامت داشت، درگیر مسائل سیاسی و خلافت نشد و فعالیت‌های او علمی بود. او در بغداد نزد ابوعبدالله بصرى به تحصیل دانش کلام پرداخت، اما رونق شهر رى و حمایت صاحب‏بن عباد از معتزله و گرایش زیدى آل‏بویه، به مهاجرت وى به رى منتهى شد. پس از بازگشت از عراق مدّتی در جرجان و نیز در دیلم به تدریس مشغول شد و علما در محضر درس او حاضر شدند و به کسب علم پرداختند. وی در همین مدت کتاب‌های گرانبهایی تألیف کرد: در زمینه‌ی اصول فقه باید به کتاب «المجزی» در دو مجلد اشاره کرد. می¬توان گفت اولین متن اصول فقهی زیدیه، مربوط به همین کتاب است و تا قبل از آن هیچ کتاب اصول فقهی از زیدیه سراغ نداریم. در این کتاب مباحث ارزشمند و منحصر به فردی وجود دارد که در سایر کتب مرتبط با این فن یافت نمی‌شود. وی در زمینه‌ی فقه هادوی نیز صاحب کتاب «التحریر» و شرح آن است که حدوداً در 16 بخش تألیف شده است. او مذهب هادوی را بر سایر مذاهب زیدی ترجیح داده و به تبیین در آن زمینه پرداخته است. از دیگر آثار او می‌توان به «الدعامۀ فی مسائل الإمامۀ»، «جامع‌ الأدلۀ فی اصول الفقه»، «مبادئ الأدلۀ فی الکلام»، «الإفادۀ فی تاریخ الائمۀ السادۀ»، «الأمالی» و «شرح بالغ المدرک» اشاره کرد.
در نهایت ابوطالب بعد از حیاتی سرشار از علم و عمل و تلاش و جهاد در سال 424ق درگذشت. درباره¬ی محل دفن او نیز اقوال متفاوت است: برخی آن را در آمل و برخی در جرجان می¬دانند که ظاهراً نقل درست نیز همین است. پس از وفات وی تنها پسرش ابوهاشم محمّد که از خود نیز نسلی بر جای نگذاشت، شخصاً مسئولیت تشییع پدرش را به عهده گرفت.
2-1-3. اساتید ابوطالب هارونی
2-1-3-1. ابوالعباس حسنی
ابوالعباس احمد¬بن ابراهیم¬بن حسن حسنی متوفّی 353ق، یکی از امامان بزرگ زیدیه است که از محضر ناصر اطروش بهره برده است. وی در دیلمان زندگی می¬کرد و به شهرهای فارس، بغداد مسافرت کرد و از خلفای عباسی معاصر با قاهر، راضی و متقی بود. از مشایخ او می¬توان به قاسم¬بن عبد العزیز بن اسحاق¬بن جعفر بغدادی و عبدالرحمن ابی¬حاتم اشاره کرد. شهرت حسنی در سنّت زیدیه علاوه بر تألیف آثار مختلف، شاگردی سه تن از امامان زیدی یعنی برادران هارونی و ابوعبدالله داعی نزد وی است: در اوایل فعالیت علمی وی، ابوعبدالله بن داعی به محضر او رفت و آمد می¬کرد و از او مسائل فقه را می¬آموخت. حسنی مدتی در فارس اقامت داشت و در همین ایام، مورد اکرام و احترام علی¬بن بویه قرار گرفت، سپس به سوی بغداد رفت و همین جا بود که برادران هارونی از محضر وی استفاده کردند. وی در بین مردم به «خال السیدین» یعنی دایی برادران هارونی شهرت داشت.
حسنی در فقه زیدیه تبحّر زیادی داشت. وی صاحب شروحی بر آثار هادی الی الحق همچون «الأحکام» و «المنتخب» است که البته شرح دومی باقی نمانده است. حسنی در زمان خود از دانشمندان طراز اول در ری و بغداد بود و یکی از مهمترین فقیهان آنان و از مهم¬ترین نشر دهندگان مذهب زیدی و از تئوری¬پردازان اصلی آنان قلمداد می¬شد. دامنه¬ی تأثیرگذاری او نه تنها در ری و شمال ایران تا قرن¬ها تداوم داشت، بلکه آثارش مستقیم و یا غیر مستقیم به یمن هم رسید و اساساً فقه هادوی را تحت تأثیر عمیق خود قرار داد؛ طوری که باید او را مؤسّس واقعی مذهب اجتهادی هادوی بدانیم. در واقع با آثار اجتهادی ابوالعباس حسنی و نیز با بهره¬گیری از سنّت¬های مختلف فقه زیدی از ناحیه¬ی او بود که فقه هادوی در قالب یک مکتب فقهی مجال ظهور و بروز پیدا کرد و مبانی اجتهادی آن تنظیم شد؛ کاری که بعداً با تلاش دو شاگردش (برادران هارونی) عملاً در عموم ابواب فقهی گسترش پیدا کرد و سبب ترویج فقه هادوی بویژه با بهره¬مندی از اصول فقه معتزلی و نیز با نگاه به مبانی فقه اجتهادی حنفیان، در میان زیدیان شد. ابوالعباس حسنی علاوه بر فقه در دانش کلام معتزلی هم آگاه و استاد دیده بود. تخصّص او بویژه در مباحث امامت بود و در تبیین آن در زیدیه تلاش¬های بسیار کرد. وی در این زمینه درحقیقت متأثر از استادش، ابوزید عیسی¬بن ¬محمد علوی بود که در اواخر سده¬ی سوم و اوایل سده¬ی چهارم در ری فعّال بود. حسنی در همین شهر از محضر او بهره¬مند گردید.
2- 1-3-2. صاحب‌بن عباد
ابوالقاسم اسماعیل¬بن عباد¬بن عباس در سال 326 هجری در طالقان از نواحی قزوین متولّد شد. بعدها در اصفهان و سرانجام در ری سکونت گزید و در سال 385 هجری در ری چشم از جهان فروبست. وی معتزلی مسلک بود و اعتزال را از پدرش فرا گرفت و همواره مردم را به آن فرامی¬خواند و در انتشار آن می¬کوشید. وی مناصب والا را به معتزلیان می¬سپرد و اموال زیادی به آن¬ها می¬بخشید. گفته شده ری در زمان او برای معتزله مانند بغداد در عصر مأمون و معتصم بود. صاحب نخست مکتب¬دار یک ده بود، سپس به کاتبی پرداخت و آنگاه مراتب و مدارج ترقّی را به¬سرعت پیمود تا به وزارت رسید و به سبب مصاحبت با مؤید ¬الدولۀ یا ابوالفضل¬بن عمید، صاحب خوانده شد. وی سال-ها نزد ابن¬عمید درس وزارت آموخت؛ از این¬رو بلافاصله به وزارت مؤیّد ¬الدولۀ رسید. مؤیّد الدولۀ در مقام شریک برادر قدرتمندش عضد الدولۀ که اداره¬ی ولایت عراق را بدست گرفته بود، در ری و اصفهان حاکم بود. چون مؤیّد الدولۀ وفات یافت، فخرالدولۀ به پیشنهاد خود صاحب به سلطنت رسید، وی نیز منصب وزارت را به صاحب واگذار کرد.
صاحب در علم¬دوستی شهره بود. وی از موقعیت خود استفاده کرد و در پیش¬برد اندیشه¬ی معتزله بسیار کوشید: به دستور شخص صاحب جلسات مناظره در مورد خلق قرآن تشکیل می¬شد. وی همچنین گروهی به نام دعات تشکیل داده بود و به آن¬ها امر کرد در بازارها تردّد کنند و اعتزال را برای بقّال، عطّار و خبّاز تحسین کنند. از دیگر اقدامات مهم او در پیش¬برد این مذهب، دعوت مهمترین شخصیت معتزلی آن عصر یعنی قاضی عبدالجبار معتزلی به ری و واگذاری قضاوت ری به وی بود. از این زمان بود که عبدالجبار به قاضی¬القضاه مشهور گردید. صاحب¬بن عباد کتابخانه¬ای بزرگ تأسیس کرد که بالغ بر117 هزار جلد کتاب داشت و فهرست آن به ده مجلّد می¬رسید. بخش عظیمی از این کتابخانه که بیشتر حاوی آثار کلامی، فلسفی و نجومی معتزلیان بود به دنبال یورش محمود غزنوی

  • 9
مطلب مرتبط :   ، شهری، حکمرانی، حکومت، 3-
دسته بندی : علمی