ت اما نوع و رنگ لباسی که می‌پوشیم و اقدام ما برای آراسته بودن ریشه در اجتماع دارد. در واقع این محیط اجتماعی است که حد و مرز های پوشش مناسب و آراسته را تعریف می‌کند و ما از آن الگو می‌گیریم و این یعنی همان رفتار آیینی.
ز-بیانگر روابط اجتماعی
همان طور که در ویژگی قبلی نیز به اختصار اشاره شد آیین‌ها نماد های هستند که از روابط عمیق اجتماعی، نظم و ساختار های جمعی آن جامعه برگرفته شده‌اند. آیین‌ها در پس ظاهر عینی خود بیانگر روابط اجتماعی چون فاصله طبقاتی، منابع قدرت در یک جامعه و ارزش‌های نهادینه شده در جامعه است. رفتار های چون از جا برخواستن، دست بر سینه گذاشتن، احترام نظامی، کلمات و توصیفاتی که برای معرفی افراد استفاده می‌شود. ده‌ها مثال از این دست که در زندگی امروزی جاری است، نشانگر نوع جایگاه افراد، میزان قدرت نهاد های اجتماعی و یا مثلاً قدرت عناصر مذهبی در یک جامعه است. در واقع آیین‌ها نمایانگر نظم‌های اجتماعی هستند، نظم‌های که ممکن است ناشی از توافق‌های غیر رسمی عامه یا ساختار بندی قدرتمند سیاسی باشد.
ح-شرطی و نه اخباری
این ویژگی آیین موید این نکته است که آیین‌ها لزوماً بازتاب شرایط طبیعی اجتماعی نیستند بلکه ممکن است رفتاری بریده از نظم و ساختار موجود باشد به بیان دیگر آیین ناظر بر رفتاری است که شرایط اجرای آیین آن‌را اقتضا می‌کند. مثلاً مراسم مذهبی، هم خود مراسم نشات گرفته از یک اتفاق خاص زمانی است و هم رفتار های انجام شده در مراسم؛ رفتار های مانند التماس کردن، ضجه زدن و … که مختص آن مراسم است و احتمالاً پس از پایان مراسم تکرار نخواهد شد. بسیاری از افراد ممکن است که رفتار آیینی که انجام می‌دهند در شرایط طبیعی معتقد نباشند اما انجام آن رفتار در آیین عملی پذیرفته شده است.
ط-نماد های تأثیر گذار
نماد های یک آیین به شکلی جدی تأثیر گذارند. نماد های آیین قدرتمند هستند و فراتر از شیوه های استفاده عادی از زبان، به وقوع امور منتهی می‌شوند، قدرت نمادهای آیین در شعائر و دیگر آیین‌های گذار روشن‌تر است. (همان،53)
برای توضیح این ویژگی کافی است به بعضی تغییرات اساسی در زندگی بشری نگاه کنیم که شروع آن متأثر از یک آیین است. مثلاً فردی که پس از سال‌ها تلاش علمی و فقهی آماده روحانی شدن است. او پس از یک مراسم و انجام بعضی رفتار های آیینی عمامه به سر گذاشته و از آن موقع به بعد روحانی می‌شود. این امر یک تغییر مهم در زندگی وی به شمار می‌آید. در پس از آن جامعه از او برداشتی خاص خواهد کرد، بعضی رفتار های تا دیروز عادی، دیگر برای او مناسب نیست و بعضی اعمال از حالا به بعد از او انتظار می‌رود. این تغییراتی است که متأثر از آن آیین است. از این دست مثال‌ها در مسائلی چون ازدواج و اشتغال قابل ذکر است.
ی- نمادهای متراکم
معمولاً نماد را این‌گونه معنا کرده‌ایم که نشانه ای است که در پس خود معنای دارد و مخاطب با دیدن نشانه پی به معنا و اتفاقی ورای نماد می‌رسد. اگر این تعریف را بپذیریم نمادها را می‌توانیم به دو دسته تقسیم کنیم. نخست، نماد های که مخاطب را به یک مفهوم ارجاع می‌دهند و ساپیر آن را «نماد های ارجاعی» می‌نامد. در پس نماد های ارجاعی یک مفهوم وجود دارد. اما نماد های نیز وجود دارد که برای رسیدن به معنای آن باید لایه‌هایی را کنار زد و به معنای چندگانه و مراجع متنوع رسید. در واقع این نوع از نماد که «نماد های انقباضی» نامیده می‌شود دارای غنای معنای هستند. علاوه بر مشخصات فوق، ساپیر این نمادها را «شکل فوق‌العاده فشرده ای از رفتار های ذاتی برای ابراز مستقیم» و «مستعد برای رها سازی تنش‌های عاطفی» و دارای «ریشه های بسیار عمیق در ناخودآگاه و تسری دهنده کیفیت عاطفی خود به انواعی از رفتار یا موقعیت‌هایی که ظاهراً از معنای اصلی نماد دور هستند» معرفی می‌کند. (همان،55)
در واقع آیین‌ها از نوع همین نمادها و دارای معانی گوناگون و کنش‌های با منشأ های متنوع هستند که همین فشردگی در منبع باعث شده که عمل آیینی را نوعی عمل دارای «نابخردانگی» بدانند.
ک- رفتار بیانی یا زیبا شناختی
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های آیین غلبه جنبه هنری و زیبایی شناختی رفتار است. در این جنبه به جای آنکه هدف رفتار، بیشتر مد نظر باشد ابزار رفتار مهم تلقی می‌گردد.
منطق تعریف آیین به منزله رفتار زیبا شناختی به تمیز رفتار عملی از رفتار بیانی وابسته است؛ دسته اول با سودمندی و مادیت و رفتار های بیانی با زیباشناسی، نمادها و عقاید تعریف می‌شود. (همان،59)
اگر چیزی بدون دلیل در قالب سبک معینی درآمده باشد، به این معنا است که جنبه های زیباشناختی مستقل از جنبه های کاربردی آن مورد تاکید قرار گرفته، یا نماد پردازی به مثابه تدبیری سبک شناختی در آن برجسته شده است، در نتیجه وجود این ویژگی‌ها برای خاطر نشان کردن حضور آیین است. (خانعلی، 1389،22)
در واقع این ویژگی آیین دارای قرابت موضوعی بسیاری با بحث فرا عقلانی بودن آیین دارد و هر دو ناظر بر چگونگی کاری است که آیین انجام می‌دهد.
ل- رفتار سنتی
آیین‌ها شکل‌های از رفتار سنتی هستند. این نکته ای کلیدی محسوب می‌شود و هیچ تعریفی از آیین بدون آن کارا نیست. همواره در آیین چیز های وجود دارد که به صورت عقاید قالبی، استاندارد شده یا به سبک معینی در آمده و نسبتاً ثابت و رسمی است. البته این نکته نیز ضروری است که هیچ رفتاری به دلیل منظم، متحدالشکل یا ثابت بودن مرسوم تلقی نمی‌شود. (رودنبولر،61،1387)
م-به طور مرتب تکرار شونده
همان طور که از اسم فوق بر می‌آید یکی از ویژگی‌های آیین این است که وابسته به امور ویژه و دفعی نیست بلکه اجرای آن وابسته به واقعیت‌هاست و این واقعیت‌ها در موقعیت‌های مشخص یا رویداد های اجتماعی تکرار می‌گردند.
آیین، همچون اثری هنری، در مواردی آنتروپیک، بیشتر با حشو و حشو زائد همراه است، که اغلب به‏ شکل تکرار نمود می‏یابد. (میر عابدینی، 1388)
ن-ارتباطات بدون اطلاعات
این ویژگی بر این نکته تاکید دارد که ارتباطات آیینی بدون انتقال اطلاعات است و بر اساس نظریه اطلاعات عمل نمی‌کند. در واقع در این ویژگی، ارتباط آیینی به جای توجه به انتقال مفاهیم و اطلاعات به شکل و عینیت ارتباط توجه دارد. در واقع از آنجا که آیین دارای وابستگی علی و معلولی از رخدادها اطراف خود نیست بنابراین دارای اطلاعات در موضوعات خاص نیز نیست.
البته این‌گونه حکم قطعی صادر کردن نیز به نظر نمی‌رسد آنچنان خالی از اشکال باشد زیرا همان طور که قبلاً هم اشاره شده بود آیین داوطلبانه است پس بر مبنای انتخاب شکل می‌گیرد و این انتخاب خود اطلاعات است. همین‌طور زمان اجرای آیین نشانگر اطلاعاتی است. بنابراین می‌توان منصفانه تر این‌گونه ادعا کرد که آیین بیش از آنکه مبتنی بر اطلاع رسانی باشد مبتنی بر اجرا است و بیشتر از اطلاع رسانی از رخداد های ویژه کنشی نمادین از الگو های منظم اجتماعی است.
س-قدسی بودن
ارتباط آیین با مذهب و امور قدسی بیشتر ناظر بر عقاید دورکیم به آیین است، عقیده ای که مخالفانی را نیز برای خود دست و پا کرده است و آن را تعریفی غیر کاربردی و غیر مفید می‌دانند. البته اگر صرفاً بخواهیم به آیین‌های دینی بپردازیم قاعدتاً قدسی بودن مفهومی جذاب خواهد بود.
موضوعی که در مذهب‌های گوناگون، از آن متفاوت برداشت می‌شود. چه بسا عملی که در مذهبی مقدس و در مذهبی دیگر از منکرات باشد. بنابراین درک مرزهای مذهبی در شناخت آیین‌های ارتباطی امری ضروری برای پژوهشگر است.
اما ممکن است قدسی بودن را نتوان ویژگی همه رفتار های آیینی دانست با اینکه مرتبط با موضوعی جدی است. آیین در تمامی اشکالش عنصری از زندگی جدی است. گاهی رخدادهای آیینی به وضوح به امر قدسی، به نحوی که مشارکت کنندگانش می‌شناسند، منتسب می‌شوند گاهی رخداد های آیینی به موضوعاتی جدی که مشارکت کنندگان آن‌ها را به عنوان امور دنیوی می‌شناسند معطوف می‌گردند. (رودنبولر،67-68،1387)
نتیجه گیری
پس از ارائه تعاریف گوناگون و دست چین کردن عناصر اصلی اغلب این تعاریف و رسیدن به پانزده ویژگی اصلی آیین ارائه تعریفی که دارای بیشترین جامعیت و واضح‌ترین مرزها با غیر آیین باشد ضروری به نظر می‌رسد. برای این منظور آشنایی با مفهومی که «منطق مولد آیین» نامیده می‌شود لازم است. منطق مولد آیین دارای ویژگی‌های است از این قبیل که آیین شکلی است که سزاوار طراحی شده و نمادهایی را به وجود می‌آورد که در ورای رفتارها به شکل فی نفسه موثر واقع می‌شود.
با کمی دقت در این منطق می‌توان دریافت که بسیاری از ویژگی‌های که قبلاً به آن اشاره شده بود بازنمایی شده است. خصلت‌های چون هدفمندی، رفتار بیانی، جمعی بودن، بیانگر روابط اجتماعی بودن و … همه به نوعی در تعریف این منطق مستتر است. جامعیت منطق مولد آیین به اندازه ای است که چیل و لیچ معتقدند هیچ عمل ارتباطی بدون رعایت این منطق نمی‌تواند وجود داشته باشد؛ فرض بنیادین تمامی اعمال ارتباطی بر این منطق استوار است. (همان، 69)
شایسته است در پایان تعریفی جامع و مانع که رودنبولر در تعریف آیین ارائه می‌دهد را ذکر کنیم :
«آیین اجرای داوطلبانه رفتاری است که به شکلی سزاوار به منظور تأثیر گذاری نمادی یا مشارکت در زندگی جدی طراحی شده است.»

مطلب مرتبط :   تعلیق، مجازات، دادگاه، محکومیت، مراقبتی

2-4-تفسیر های غلط از آیین
از باب جامعیت تعریفی که از آیین می‌خواهیم ارائه بدهیم پانزده خصلت و مباحث دیگری را مطرح کردیم. اما مرور پنج مفهومی که ممکن است با آیین تداخل مصداقی داشته باشد به شناخت ما از آیین بیشتر کمک می‌کند.
الف – عادت و روزمره
ما برای توصیف بسیاری از رفتار های روزمره خود ممکن است از لفظ عادت استفاده کنیم. که منظور ما انجام رفتاری است بدون اینکه از آن رفتار مقصودی مشخص داشته باشیم. مثلاً موقعی که وارد خانه می‌شویم کنترل تلویزیون را بر می‌داریم و آن‌را روشن می‌کنیم بی آنکه منتظر برنامه خاصی بوده یا برای کسب آگاهی از موضوعی خاص به تلویزیون مراجعه کرده باشیم. این یک عادت است. اما اگر بخواهیم آیین را مترادف با عادت بدانیم در تشریح مراسم‌ و شعائر دچار مشکل می‌شویم؛ و همین‌طور در این نکته که آیین‌ها متأثر از جمع و دارای پیشینه اجتماعی و گاهاً تاریخی است دچار تناقض در تعریف می‌شویم. در یک جمله می‌توان این‌گونه ادعا کرد که عادت یک رفتار نسبتاً فردی ولی آیین متأثر از نظم و ساختار اجتماعی است. از همین رو است که رودنبولر با حساسیتی خاص می‌گوید : عادت را نباید یک آیین و نه حتی یک آیین واره به شمار آورد. (همان،74)
ب- تظاهر
نگاه بدبینانه به بعضی رفتار های ریا گونه افراد در جامعه و مخصوصاً در بین سیاسیون بعضی را بر آن داشته تا

دسته بندی : علمی