زوایای مبهم تاریخی آیات را هویدا سازد و حجابهای فهم مخاطب را که به خاطر گذشت زمان و یا روش خاص قرآن در حکایت اشارهوار تاریخی رخ نموده مرتفع سازد؛ اما در تفسیر آیات تاریخی با رویکرد تربیتی، تمامی این تلاشها بهمنظور عبرتگیری و افزایش تجربه مخاطب در جهت تغییر و تحوّل بر محور اهداف هدایتی قرآن صورت میگیرد.
برایمثال، یکی از مفسّران بعد از تفسیر آیات 139-143 سوره آل عمران766 که درباره جنگ احد نازل شده به بیان عبرتهایی از مجموع آیات تحت عنوان «بررسی کوتاهی در علل شکست احد» به شرح زیر می‌پردازد:
«در آیات فوق تعبیرات جالبى به چشم مى‏خورد، که هر کدام از آنها پرده از روى یکى از اسرار شکست احد بر مى‏دارد:
1- اشتباه محاسبه‏اى که براى بعضى از تازه مسلمانان در درک مفاهیم اسلام پیدا شده بود سبب شد که آنها خیال کنند تنها ابراز ایمان براى پیروزى کافى است و بنا، بر این است که خداوند در تمام میدانهاى جنگ به وسیله امدادهاى غیبى از آنها حمایت کند، و به این ترتیب سنت الهى را در عوامل پیروزى طبیعى و انتخاب نقشه‏هاى صحیح و تهیه وسائل لازم به دست فراموشى سپردند.
2- عدم انضباط نظامى و مخالفت با فرمان مؤکد پیغمبر ص دائر بر ماندن تیراندازان در سنگر حساس خود، عامل مهم دیگرى براى این شکست بود.
3- دنیا پرستى جمعى از مسلمانان تازه کار که جمع‏آورى غنائم جنگى را بر تعقیب دشمن ترجیح دادند، و اسلحه بر زمین گذاشته براى اینکه از دیگران عقب نیافتند به تلاش پرداختند، سوّمین عامل شکست بود، تا بدانند در راه خدا و به هنگام جهاد مقدس باید این مسائل به کلى فراموش شود.
4- غرور ناشى از پیروزى درخشان میدان بدر تا آنجا که فکر قدرت دشمن را از سر بیرون کرده بودند و تجهیزات او را ناچیز مى‏پنداشتند چهارمین عامل شکست بود.
اینها نقاط ضعفى بود که مى‏بایست در آب جوشان این شکست شستشو شود.»767
یکی دیگر از مفسّران نیز در تحلیل خود از جنگ احد می‌نویسد:
خداوند میتوانست از همان لحظه نخست پیروزی را نصیب پیغمبر9 و دعوت و دین و برنامه خود کند بدون این که مؤمنان رنج و زحمتی را در این راه از خود نشان دهند و گرفتاری‌هایی ببینند و خداوند می‌توانست فرشتگان را پایین بفرستد و به همراه آنان یا بدون ایشان بجنگند و مشرکان را نابود کنند همان گونه که عاد و ثمود و قوم لوط را نابود کرد ولی مسأله تنها پیروزی نبود بلکه آنچه هدف اصلی بود تربیت گروه مسلمان بود مسلمانانی که آماده می‌شدند زمام پیشوائی بشریت را در دست گیرند. بشریت با همه ضعفها و نقصها و آرزوها و امیال و جاهلیت و انحرافی که دارد پیشوائی بایسته و شایسته بشریت هم می‌بایست از آمادگی عالی و خوبی برخوردار باشد. نخستین چیزی که لازمه پیشوایی بود عبارت بود از اخلاق زیبا، ثبات و دوام بر حق، صبر جمیل در برابر زحمات و مشقات، شناخت موارد ضعف و قوت نفس بشریت، آگاهی از لغزش ها و انگیزه های انحراف، آشنایی با ابزار و وسائل چاره سازی..بعد از این ها لازمه پیشوایی شکیبایی بر خوشی و داشتن نعمت بود همانگونه که شکیبایی بر ناخوشی و شدت لازم بود. میبایست بعد از خوشی طعم ناخوشی چشیده شود تا طعم گزنده و تلخ آن بهتر درک گردد. این تربیت همان تربیتی است که خداوند گروه مسلمان را با آن پرورش می‌دهد بدانگاه که بدانها اجازه می‌فرماید که زمام پیشوایی را به دست گیرند تا ایشان را را با چنین تربیتی برای ایفای نقش سترگ و سختی آماده سازد که در این زمین بدانان واگذار نموده است خداوند بزرگوار خواسته است که چنین نقشی نصیب انسان سازد. انسانی که او را در این ملک پهناور مسند جانشینی داده است.»768
ب. بهره‌گیری از تاریخ در تفسیر
تبیین بستر تاریخی فرهنگی نزول قرآن به طور کلی و فضای نزول آیات به طور خاص، بهرهگیری از داستانهای تاریخی، ارائه گزارشات تاریخی و مستندسازی آموزههای قرآنی به تاریخ، انعکاس تجلّی عملی آموزههای قرآنی در سیره معصومان( و صالحان و عاقبت نیک و سعادتمندانه آنان و نشاندادن عواقب شوم بیتوجّهی به توصیههای قرآن در رفتار طالحان، تأکید بر آموزههای قرآن از طریق گزارش اعترافات مورخان،769 بیان زوایای ناگفته قرآن از حکایات و قصص قرآن که دارای نکات نیکوی تربیتی است، از جمله نمونههای بهرهگیری از تاریخ در تفسیر به منظور عینیبخشی و ملموسسازی و عبرتگیری و جذّابسازی است. بر ایناساس، از آنجا که مفسّر از تاریخ به منظور فهم بهتر آیه و نزدیکسازی ذهن مخاطب به مقاصد آن استفاده می‌کند، تاریخ نقش ابزار تفسیر را ایفا میکند و اهمیّت مییابد.
برایمثال، یکی از چالشهای تربیتی، شبهاتی است که ممکن است پیرامون برخی از آیات رخ نماید. مفسّر تربیتی با تحلیل این شبهات و با مدد از گزاره های تاریخی به حل آن اقدام کرده به اقناع مخاطب خویش می‌پردازد. یکی از مفسّران در بحث از «فلسفه تعدد زوجات پیامبر9» با تحلیل های عقلی و امداد از تاریخ به آن پاسخ می‌دهد:
«قرائن زیادى در دست داریم که نشان مى‏دهد ازدواج‏هاى پیامبر اسلام 9 حداقل در بسیارى از موارد جنبه سیاسى داشته و بعضى از ازدواج های او مانند ازدواج با زینب بنت جحش براى شکستن سنت جاهلى، بعضى دیگر براى کاستن از عداوت، یا طرح دوستى و جلب محبّت اشخاص و یا اقوام متعصب و لجوج بوده است. روشن است کسى که در سن 25 سالگى که عنفوان جوانى او بوده با زن بیوه چهل ساله‏اى ازدواج مى‏کند، و تا پنجاه و سه سالگى تنها به همین یک زن بیوه قناعت مى‏نماید، و به آن ترتیب دوران جوانى خود را پشت سر گذاشته و به سن کهولت مى‏رسد، و بعد به ازدواج‏هاى متعددى دست مى‏زند حتما دلیل و فلسفه‏اى دارد. و با هیچ حسابى نمى‏توان آنرا به انگیزه‏هاى علاقه جنسى پیوند داد؛ زیرا با اینکه مسئله ازدواج متعدد در میان عرب در آن روز بسیار ساده و عادى بوده، و حتى گاهى همسر اوّل به خواستگارى همسر دوّم مى‏رفته، و هیچگونه محدودیتى براى گرفتن همسرى قائل نبودند براى پیامبر 9 ازدواج‏هاى متعدد در سنین جوانى نه مانع اجتماعى داشت و نه شرائط سنگین مالى، و نه کمترین نقصى محسوب مى‏شد. جالب اینکه در تواریخ آمده: پیامبر 9 تنها با یک زن (باکره) ازدواج کرد، و او عایشه بود. بقیه زنان او همه زنان بیوه بودند که طبعاً نمى‏توانستند از جنبه‏هاى جنسى چندان تمایل کسى را برانگیزند. حتى در بعضى از تواریخ مى‏خوانیم که پیامبر با زنان متعددى ازدواج کرد. و جز مراسم عقد انجام نشد، و هرگز با آنها آمیزش نکرد. حتى در مواردى تنها به خواستگارى بعضى از زنان قبائل قناعت کرد. از سوى دیگر: با اینکه پیامبر 9 مسلما مرد عقیمى نبود ولى فرزندان کمى از او به یادگار ماند. در حالى که اگر این ازدواج‏ها به خاطر جاذبه جنسى این زنان انجام مى‏شد باید فرزندان بسیارى از او به یادگار مانده باشد» 770
ایشان در تفسیر آیه «الرَّحْمنِ الرَّحیم»771 نیز مینویسد:
«این دو صفت که از مهم‏ترین اوصاف الهى است در نمازهاى روزانه 60 مرتبه تکرار می‌شود. این در حقیقت درسى است براى همه انسانها که خود را در زندگى بیش از هر چیز به این اخلاق الهى متخلق کنند، به علاوه اشاره‏اى به این واقعیت است که اگر ما خود را عبد و بنده خدا مى‏دانیم مبادا رفتار مالکان بى رحم نسبت به بردگانشان در نظرها تداعى شود. در تاریخ بردگى مى‏خوانیم: «صاحبان آنها با قساوت و بى‏رحمى عجیبى با آنها رفتار مى‏کردند، چنان که مى‏گویند اگر بنده‏اى در انجام خدمات اندک قصورى مى‏ورزید مجازات‏هاى سخت مى‏دید: شلاق مى‏خورد، او را به زنجیر مى‏کشیدند، به آسیابش مى‏بستند به حفر معادن مى‏گماشتند، در زیر زمینها و سیاه‏چال‏هاى هولناک حبس مى‏کردند و اگر گناهش بزرگتر بود به دارش مى‏آویختند… غلامان محکوم را در قفس درندگان مى‏انداختند و اگر جان سالم به در مى‏بردند درنده دیگرى را داخل قفس او مى‏کردند»772 این بود نمونه‏اى از رفتار مالکان با بردگان خویش، امّا خداوند جهان در قرآن کرارا تذکر مى‏دهد که اگر بندگانم بر خلاف دستورم عمل کردند و پشیمان شدند مى‏بخشم، مى‏آمرزم، رحیم و مهربانم آنجا که مى‏فرماید:
«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً؛ اى کسانى که از حریم بندگى سرباز زده‏اید از رحمت خدا مایوس نشوید، خداوند همه گناهان را مى‏آمرزد»773
اینجا است که انسان متوجّه مى‏شود چقدر فاصله است بین رفتار خداوند بزرگ با بندگان خویش، و روش مالکان با زیردستان خود، مخصوصا در عصر شوم، بردگى» 774
در نمونهای دیگر از این بحث، ایشان در تحلیل از حکمت آفرینش شیطان، بعد از اشاره به اینکه خداوند شیطان را شیطان نیافرید؛ بلکه خود مایه گمراهی خویش را فراهم ساخت، به بیان نکتهای تربیتی در وجه مثبت وجود شیطان در آفرینش به عنوان عامل ترقّی و تکامل انسان ها پرداخته مینویسد:
«انسان تا در برابر دشمن نیرومندى قرار نگیرد هرگز نیروها و نبوغ خود را بسیج نمى‏کند و به کار نمى‏اندازد، همین وجود دشمن نیرومند سبب تحرک و جنبش هر چه بیشتر انسان و در نتیجه ترقى و تکامل او مى‏شود. یکى از فلاسفه بزرگ تاریخ معاصر” تواین‏بى” مى‏گوید:” هیچ تمدن درخشانى در جهان پیدا نشد، مگر این که، ملتى مورد هجوم یک نیروى خارجى قرار گرفت و بر اثر این تهاجم نبوغ و استعداد خود را به کار انداخت و آن چنان تمدن درخشانى را پی ریزی کرد»775
مصداقسازی آیات قرآن با استفاده از حقایق تاریخی به مخاطبان میآموزد که چگونه آموزههای قرآن توانست مردمی را که از کمترین ارزشهای اخلاقی، فرهنگی و اجتماعی برخوردار بودند در مدتی کوتاه به پایهگذاران بزرگترین تمدّن بشری تبدیل سازد. مطالعه تاریخ نشان میدهد که آنان با نزول آیات قرآن به سرعت به سمت عمل به آیات حرکت میکردند و هدف نزول را چیزی جز عمل به آن نمیدانستند. از «ابن مسعود» روایت شده است: «وقتى یکى از ما ده آیه را مى‏آموخت، به سراغ آیات دیگر نمى‏رفت تا اینکه معانى آن آیات را به طور کامل فرا گیرد و به آنها عمل کند.»776 «عبد الرحمن سلّمى» نیز گوید: «ما قرآن و عمل به آن را با هم مى‏آموختیم»777
یکی از مفسّران در تفسیر آیه 161 آل عمران می‌نویسد:
«وَ ما کانَ لِنَبِیٍّ أَنْ یَغُلَّ وَ مَنْ یَغْلُلْ یَأْتِ بِما غَلَّ یَوْمَ الْقِیامَهِ ثُمَّ تُوَفَّى کُلُّ نَفْسٍ ما کَسَبَتْ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ»
آیه فوق و احادیثى که در نکوهش خیانت از پیامبر 9 صادر شده بود اثر عجیبى در تربیت مسلمانان گذاشت و آن چنان پرورش یافتند که غالبا کمترین خیانت، مخصوصا در غنائم جنگى و اموال عمومى از آنها سر نمى‏زد و چنان بود که غنائم گرانبها و در عین حال کم حجم را که خیانت در آن، چندان مشکل نبود کاملا دست

مطلب مرتبط :   شاه، کودتا، مصدق، -، بی‌بی‌سی
دسته بندی : علمی