برای نیّت و اخلاص در عبادت، درجات گوناگونی ذکر شده است، چنان‌که عبادت برخی به ‌دلیل ترس از عذاب الهی‏، عبادت برخی دیگر به امید رسیدن به ثواب الهی و عبادت آزادگان از روی محبّت و برای شکرگزاری از خداوند دانسته شده است. راه گروه آخر در عبادت، راه معرفت و محبّت بوده و از نظر آنان، روش دو گروه دیگر فاقد اخلاص کامل است و در آن شائبه‌ای از شرک و خودپرستی به چشم می‏‌خورد، زیرا این دو گروه، برای رهایی از عقوبت یا رسیدن به نعمت، خدا را عبادت می‏‌کنند و اگر برای رسیدن به این هدف، راهی دیگر جز عبادت پیش روی خود می‏‌دیدند، آن را نیز برمی‏‌گزیدند.
خداوند در قرآن مخلَصین را کسانی معرفی می‏کند که خداوند تعالی‏، آنان را برای خود خالص کرده است. در شماری از آیات، از انسان‏هایی با عنوان مخلَصین به صیغه مفعول یاد‌شده است، یعنی انسان‏هایی که خداوند آنها را پاک و خالص کرده است. علامه طباطبایی در زمینه می نویسد:
«درباره هدف از برگزیدن مخلَصین باید گفت: لازم است خداوند همواره در میان انسان‏ها، افرادی را برانگیزاند که اخلاص کامل داشته و دارای نفوس پاک، قلوب طاهر و فطرت مستقیم توحیدی باشند تا توحید در جامعه بشری را حفظ کنند.»
اخلاص، معیار ارزش عبادت، مقامی ‏از مقامات مقرّبان الهی و هدف دین و یکی از بهترین برخوردهایی است که از سوی بشر در برابر آیات الهی نشان داده شده است. هر کس آن را یافت، موهبتی الهی نصیبش گشته که به وسیله آن به مقامات بزرگی خواهد رسید. خداوند متعال، بندگانش را به آن امر کرده، می‏فرماید:
(فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ کَرِهَ الْکافِرُونَ)
در سخنان پیشوایان معصوم، تعابیر گوناگونی، از قبیل بهترین عبادت، ثمرۀ عبادت، غایت دین، عبادت مقرّبان الهی و مانند آن دربارۀ فضیلت اخلاص آمده است. در اهمّیّت اخلاص همین بس که شرط قبولی عمل است و اگر در عملی موجود نباشد، بی هدف و بی نتیجه خواهد بود. از این رو، علی (علیه السلام) فرمود:
«عمل هر کس که با اخلاص همراه نباشد، قبول نمی‏شود.»
خالص کردن و پاکیزه نمودن عمل از غیر خدا مراتبی دارد. هر چه درجۀ اخلاص بیشتر باشد، عمل ارزش بیشتری نزد خدا پیدا می‏کند، به هدف و مقصد نزدیک‌تر شده و شخص را زودتر به کمال مطلوب خود می‏رساند و هر چه درجه اخلاص کمتر باشد، به همان اندازه از ارزش عمل کاسته شده و شخص از کمال مطلوب باز می‏ماند و از این رهگذر درجات مؤمنان در نزد خدا متفاوت خواهد بود، چنانچه پیامبر اکرم ( صلی الله علیه و اله ) فرمود:
«درجات مؤمنان به وسیله اخلاص برتری می‏یابد.»
اگر کسی از روی خلوص نیّت، رو به سوی خدا کند، در برابر عظمت او اشک از چشمانش سرازیر خواهد شد و مواجهه‏های مثبت دیگری در برابر آیات از خود بروز خواهد داد.

3.1.2.2. سجده و تسبیح در برابر آیات
یکی از مهمترین برخوردهای مثبت رفتاری در برابر آیات الهی سجده و تسبیح در برابر آیات الهی است که معمولا پس از تسلیم شدن و ایمان آوردن در برابر آیات الهی، از انسانها نشان داده می‏شود. در قرآن کریم اینگونه برخورد در برابر خداوند به تمام موجودات اختصاص داده شده است و در آیات متعددی از قرآن کریم، تمام موجودات عالم را در حال سجده بر خدا معرفی می‏شوند.
خداوند، تمرّد از سجود، یعنی سرپیچی از اطاعت و عبادت خودش را، سبک انگاشتن حق حساب کرده و سبک انگاری حق را، سبک کردن شخصیت انسان به دست خویش برشمرده است و هر کس به خفت و خواری و سبکی که معلول سرپیچی از فرمان خداست گرفتار شود، راهی برای مکرمت و بزرگواری و شخصیت نخواهد داشت و دربارۀ سجود موجودات می‏‏فرماید:
«آن چه در آسمان‏ها و زمین از جنبندگان و فرشتگان وجود دارد، فقط برای خدا سجده می‏‏کنند و تکبّر و سرکشی نمی‏‏ورزند. از پروردگارشان که بر فراز آنان است، می‏‏ترسند و آن چه را به آن مأمور می‏‏شوند، انجام می‏‏دهند.»
و نیز در قرآن مجید می‏‏فرماید:
«کسانی که در آسمان‏ها و زمین هستند، از روی میل و رغبت یا بی‏‏میلی و کراهت و نیز سایه‏هایشان بامداد و شام گاه برای خدا سجده می‏‏کنند و برای آنها در این امر اختیاری نیست و نه تنها موجودات در آسمان و زمین حتی گیاهان و درختان نیز برای او سجده می‏کنند»
با توجّه به آیات ذکر شده در قرآن کریم تمام موجودات آفرینش سر تسلیم در برابر یکتای بی همتا فرود می‏آورند و در برابر عظمت او به سجده می‏افتند. بنابراین برای اینکه انسان بخواهد به هدایت و درستی برسد باید با دیگر موجودات هم سو و هم جهت شود و در برابر آیات الهی به سجده بپردازد و خدای بی همتا را تسبیح و تنزیه کند و به خاطر نعمت‏های فراوانی که در اختیار او قرار داده است، او را حمد و شکر کند.
سجده ایمان آورندگان به درگاه الهی جهت عرض حال، تقصیر و شکر می‏باشد که بارزترین نمونه آن را در فعل و رفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلّم) و ائمه معصومین (علیه السلام) مشاهده می‏شود و نیز در قرآن مجید، سجده یکی از نشانه‏های بندگان حقیقی خود شمرده شده است و می‏فرماید:
«تنها کسانی به آیات الهی گرایش و ایمان پیدا می‏کنند، که زمان یادآورری آیات به آنها، سجده‏کنان به روی زمین می‏‏افتند و به ستایش پروردگارشان تسبیح می‏‏گویند و پروردگارشان را از هر عیب و نقصی منزه می‏دانند در حالی که از سجده و سپاس و تنزیه‏، تکبّر و سرکشی نمی‏‏ورزند.»
در آیه‏ای دیگر خداوند می‏فرماید:
«از خواب خود می‏زنند و پهلوهایشان از خوابگاه‏هایشان دور می‏‏شود در حالی که همواره پروردگارشان را به علّت بیم از عذاب‏ و امید به رحمت و پاداش‏ می‏‏خوانند. آنها کسانی هستند که از آن چه خداوند به آنها روزی داده است، انفاق می‏‏کنند.»
فیلسوف بزرگ اسلامی مرحوم صدر المتألهین شیرازی در توضیح این دو آیه می‏‏فرماید:
«در این دو آیه سه خصوصیت علمی قلبی و سه خصوصیت عملی جسمی برای مؤمن ذکر شده، تا در پرتو این شش برنامه روشن شود که کلمه شهادت بدون معرفت برهانی یا کشفی موجب آزادی از شقاوت ذاتی علمی نیست و به عبارت دیگر علم تنها، که محصول یادگرفتن یک سلسله الفاظ است بدون تعمق برهانی یا کشفی در مفهوم و حقیقت آن علّت نجات نیست و مجرد اعمال بدنی بدون تهذیب و تزکیه باطن موجب نجات از عذاب الیم نیست.»
1) سه صفت علمی قلبی سجده: 1- ذکر خدا. 2- تسبیح و حمد به حقیقت 3- آزادی از تکبّر و در برابر حق
2) سه صفت و سه خصوصیت عملی سجده: 1- بیرون آمدن از رختخواب به وقت نیمه شب جهت عبادت 2- دعا در دل تاریک شب 3- انفاق از آن چه روزی شده در راه خدا
گریه نیز در سجده آن قدر ارزشمند است که خداوند از اهل آن تجلیل کرده است. «سُجَّداً وَ بُکِیًّا» گریه و زارى به درگاه الهى، نشانه‏ى رشد، شناخت، توفیق و برگزیدگى است.
مهمترین صفت اینان پس از آن که خدا ایشان را هدایت کرده و برگزیده علاقه آنها به خداست و نزدیکى معنوى است به او و این مقام تقرب بالاترین مقامى است که انسان مؤمن صادق به آن دست مى‏یابد.
به برنامه‏هاى اخلاقى او آگاه شوند به سجده مى‏افتند و این سجده را دلالت بر این است که آنچه را شنیده‏اند قبول کرده‏اند و آماده اجراى آنها هستند.
سجود اظهار خشوع به عمل و گریه اظهار خشوع در روح است ، زیرا چون آدمى تحت تأثیر موعظه‏اى قرار گیرد اشکش جارى مى‏شود. اینان در برابر آیات خدا هم سجده مى‏ کنند و هم مى‏گریند.
(إِذا تُتْلى‏ عَلَیْهِمْ آیاتُ الرَّحْمنِ خَرُّوا سُجَّداً وَ بُکِیًّا)
«و چون آیات خداى رحمان بر آنان تلاوت مى‏شد گریان به سجده مى‏افتادند.»
مهمترین صفت اینان پس از آن که خدا ایشان را هدایت کرده و برگزیده علاقه آنها به خداست و نزدیکى معنوى است به او و این مقام تقرب بالاترین مقامى است که انسان مؤمن صادق به آن دست مى‏یابد چون آیات خدا بر مؤمنان تلاوت شود و آنان اوامر و نواهى خدا را بشنوند.

مطلب مرتبط :   اخلال، ارزی، بانک، اسکناس، صادراتی

3.1.2.3. حمد و شکردر برابر آیات الهی
یکی دیگر از برخوردهای مثبت رفتاری در برابر آیات الهی حمد و سپاس در برابر آیات الهی است که به حمد و سپاس از خالق آنها منجر می‏‏گردد. چنانچه خداوند در قرآن کریم تمام موجودات آفریده شده را، در حال تسبیح و حمد پروردگار معرفی می‏کند، در حالی که انسانها از درک آن غافل هستند؛
(تُسَبَّحُ لَهُ السَمواتُ السَبعُ و الاَرضُ و مَن فیهِنَّ وَ اِن شَیءٍ إِلّا یُسَبَّحُ بِحَمدهِ ولکِن لا تَفقَهُونَ تَسبیحَهُم . . .)
قرآن کریم می‌فرماید:
«ای آل داود، شکر این همه نعمت را به‌جای آورید.»
از این آیه دریافته می‏شود که شکر، بیشتر از مقوله‏ی “عمل‌” است و باید آن را در لابه‌لای اعمال انسان دریافت و شاید به همین علّت‌، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعی را اندک شمرده است‌ و در آیه 73 سوره نمل نیز می‌فرماید:
(وَ لَـَکِن‌َّ أَکْثَرَهُم‌ْ لاَ یَشْکُرُون‌َ)
از طرف دیگر، با توجّه به این نکته که نعمت‌های خداوند که سر تا پای وجود انسان را احاطه کرده‌، آنقدر زیاد است که قابل شماره نیست‌، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعی‌اش در برابر تمام نعمت‌ها به گونه‌ای که همه را بدون استثنا در طریق بندگی خدا (که نعمت‌ها برای آن آفریده شده است) به کار گیرد کم‌تر یافت می‌شود.
به تعبیر دیگر و به گفته بعضی از مفسران بزرگ‌، “شکر مطلق‌” آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد، بدون هیچ گونه فراموشی و در راه او گام بردارد، بدون هیچ‌گونه معصیت‌ و خالی از هرگونه سرپیچی‌ اطاعت فرمان او کند و مسلم است که این اوصاف در کمتر کسی جمع می‌شود. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام)‌ شکر به معنای پرهیز از گناهان تعبیر شده است؛
«شکر نعمت‌، پرهیز از گناه است‌.»
شکرگزاری بدرگاه الهی از مهمترین برخوردهای انسان در برابر آیات الهی است. گرچه نعمت ها و فضل پروردگار بسیار زیاد می‏باشد و قابل احصاء نیست، امّا همین معرفت و شناخت که بشر بداند از شکر الهی عاجز است مقدمه‏ای بر رویش این برخورد در وجود او خواهد بود.
همچنین علامه طباطبائی در توضیح آیه ( . . . سیجزی اللّه الشاکرین) می‏فرماید:
«و حقیقت شکر اظهار نعمت است. چنانکه حقیقت کفری که مقابل آن است، اخفا نعمت می‏باشد و اظهار نعمت عبارت از استعمال آن در محلی است. پس شکر خدا به این است که انسان نعمت را در محل خودش بکار برده و در موقع استفاده از آن نیز متذکّر خدا بوده باشد.»
شکر حالتی نفسانی است که در نتیجه معرفتی خاص حاصل می‏‏شود و رفتاری خاص را موجب می‏‏گردد. معرفتی که پدیدآورنده‏ی این حالت نفسانی است، شناخت نعمت و نعمت دهنده و شناخت این حقیقت است که این نعمت از سوی آن منعم عنایت شده است. شکر خداوند به این معناست که درک شود که هر نعمتی که به انسان می‏‏رسد، از سوی خداست و هر چیز دیگری که واسطه

مطلب مرتبط :   (اختیار، مشی‌های، نیازسنجی، زیست‌محیطی، کارگذاریعنوان نوشته :تحقیق درمورد

  • 10
دسته بندی : علمی