سه فصل، برخوردهای مثبت نسبت به آیات بررسی خواهند شد و همچنین آثار و زمینه‏های ‏آنها مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
با توجّه به تقسیم بندی‏های انجام گرفته، برخوردها و مواجهه‏ها با آیات به دو دسته‏ی اعتقادی و رفتاری تفسیم بندی گردید که مواجهه‏های اعتقادی از حساسیت بیشتری نسبت به مواجهه‏های رفتاری برخوردار هستند. برای مثال ابتدا فرد در برابر آیات الهی ایمان می‏آورد و پس از ایمان و پذیرش در برابر آنها سر تسلیم فرود می‏آورد و به شنیدن آیات اقدام می‏کند و به دلیل رقّت قلب و خضوع و خشوع در برابر آیات الهی، معنای آیات بر روح و جانش اثر می‏گذارد و از شدّت شوق اشک از چشمانش سرازیر می‏شود و بر خاک سجده، فرو می‏افتد و خاشعانه خدا را شکر و تسبیح می‏گوید. در این مثالی که ذکر شد زنجیره‏ای از برخوردهای مثبت در برابر آیات از انسان سر می‏زند که برخورد اعتقادی به عنوان زمینۀ اصلی، منجر به برخوردهای بعدی می‏گردد.

 

3.1. فصل اول
گونه های مواجهه‏های مثبت در برابر آیات الهی

گونه های مواجهه‏های مثبت در برابر آیات الهی
همانگونه که ذکر شد برخوردهای انسان در برابر آیات به دو دسته‏ی بزرگ مثبت و منفی تقسیم می‏گردند که در این فصل به ذکر برخوردها و مواجهه‏های مثبت در برابر آیات الهی پرداخته خواهد شد و همچنین آثار و زمینه‏های ‏آن نیز در فصل‏های مجزا مورد بررسی قرار خواهند گرفت. شاید اصطلاح مثبت در مورد برخوردها اصطلاح مناسبی نباشد و تنها در اینجا به برخوردها و مواجهه‏هایی شایسته و مناسبی گفته می‏شود که در شأن و منزلت انواع آیات، از آدمی بروز داده می‏شود. برخوردها و مواجهه‏‏های مثبت عبارتند از:

برخوردهای مثبت اعتقادی در برابر آیات الهی
1) ایمان آوردن در برابر آیات
2) تقوا در برابر آیات الهی
3) تدبّر و تفکر نسبت به آیات الهی
4) تسلیم و تصدیق در برابر آیات
5) متذکّر شدن در برابر آیات

برخوردهای مثبت رفتاری در برابر آیات الهی
1) اخلاص و خلوص نسبت به آیات الهی
2) سجده و تسبیح در برابر آیات
3) حمد و شکردر برابر آیات الهی
4) ذکر آیات الهی
5) گریه در برابر آیات الهی
6) خضوع و خشوع در برابر آیات الهی
7) تلاوت آیات

3.1.1. برخوردهای مثبت اعتقادی
برخوردهای اعتقادی به رفتارهایی گفته می‏شود که از ذهن و جان آدمیان نشأت می‏گیرد و فکر و تعقّل در انجام آنها نقش بسزایی دارند. برخوردهای اعتقادی از اهمّیّت ویژه‏ای نسبت به برخوردهای رفتاری برخوردار است و به عنوان زمینۀ اینگونه برخوردها به حساب می‏آیند.

3.1.1.1. ایمان آوردن در برابر آیات
یکی از بهترین برخوردهایی که در طول تاریخ، از سوی بشر در برابر آیات نشان داده شده است، ایمان آوردن نسبت به آیات و پذیرش آنها بوده است که در آیات بسیاری از قرآن کریم آثار و زمینه‏های ‏متعدد آن ذکر گردیده است. ایمان آورندگان در برابر آیات سر تسلیم فرود می‏آورند و به تلاوت آیات، گوش جان می‏سپارند.
اهل ایمان نه تنها به آیات قرآن بلکه به کتاب‏های آسمانی دیگر و نیز آخرت، یقین دارند آنها در حالی که بر انجام نمازهای خود مراقبت می‏‏کنند به آخرت و آیات الهی ایمان می‏‏آورند.
و ایمان به خدا و روز بازپسین (قیامت) زمینه‏ای را در انسان ایجاد می‏کند تا از دستور‏های الهی پند بگیرد و در برابر آن متذکّر شود، همچنین ایمان و انجام اعمال صالح باعث می شود آنها در برابر خالق هستی خاشع و فروتن گردد، خداوند در قرآن کریم خاشعین را کسانی معرفی می کند که به معاد و آخرت ایمان دارند و یکی از مهمترین مواردی که اهل ایمان باید نسبت به آن خشوع داشته باشند، نماز معرفی می‏شود، آنها نشانه ها را در می‏یابند و به آنها ایمان می آورند و با عبور از آنها به حقیقت دست می‏یابند.
زیرا تنها کسانی‏ که به نشانه‏ها و آیات الهی ایمان بیاورند و در برابر اوامر الهی از تسلیم شدگان باشند، می‏توانند حقایق را دریابند و هدایت شوند.
مومنان به ذکر خدا و آیات الهی اقدام می‏کنند و بدین وسیله دل‏های خود را با یاد او آرام می‏کنند. آنها با یاد خداوند قلبهای خود را جلا می‏دهند و به وسیلۀ تلاوت آیات بر ایمان خویش می‏افزایند و تنها بر خداوند توکل می‏کنند. علی (علیه السلام) در این زمینه می‌فرماید:
«یاد خدا خصلت هر نیکوکار و خوی هر مؤمنی است.»

مطلب مرتبط :   اسلام، ابنعباس، کعب، پیامبر(،

1-ایمان زمینۀ تقوا
در فرهنگ قرآن کریم، متقی کسی است که با ایمان و عمل صالح برای خود ملکه‏ای نفسانی فراهم می‏سازد تا او را از آسیب‏های درونی (هوای نفس) و بیرونی (شیطان) مصون دارد. در اصل او ابتدا ایمان می‏آورد و سپس تقوا پیشه می‏کند.
متقین و پرهیزکاران، همان مؤمنان هستند و پرهیزگاری، صفتی است که در تمام مراحل ایمان پس از تحقق ایمان پیدا می‏شود. دلیل آن هم این است که خداوند آن را به عنوان یک صفت خاص برای طبقه مخصوص از مؤمنان (با آن همه اختلاف درجاتی که دارند)، بیان نکرده است.
همچنین ایمان، زمینۀ گریه در برابر آیات الهی را برای آدمی فراهم می کند است و تا بدین وسیله دل را برای دریافت حقایق آماده سازد و در برابر عظمت الهی سر تسلیم و تواضع فرود آورد و با چشمانی اشک بار در برابر خداوند به حمد و ستایش او بپردازند.

3.1.1.2. تقوا در برابر آیات الهی
یکی دیگر از برخوردهای مثبت اعتقادی در برابر آیات الهی، داشتن تقوا در برابر آنهاست. قرآن کریم فجور و تقوا را امری الهام شده از جانب خداوند به انسان دانسته و پس از یازده قسم که بیشترین قسم قرآن برای یک مطلب است، می‏فرماید:
(وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا، فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا، قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا، وَقَدْ خَابَ مَن دَسَّاهَا)
فلاح و رستگاری و رهایی انسان تنها با تقوا امکان پذیر است و اسارت و بدبختی او با گناه و فجور گره خورده است. بنابراین در نزد خالق عادل و حکیم هستی، متقی و گناه کار برابر نخواهند بود.
از آنجا که سعادت بشر در گرو تقواست، تقوا مهمترین توصیه خداوند مهربان به اوست، چون هیچ چیز برای آفریدگار، ارزشمند تر از تقوا نیست.
شهید مطهری می‏گوید:
«تقوای دینی و الهی یعنی این که انسان خود را از آنچه دین در زندگی معین کرده و خطا و گناه و پلیدی و زشتی شناخته شده، حفظ و صیانت کند و مرتکب آنها نشود. »
به عقیده شهید مطهری، دو نوع تقوا وجود دارد، تقوایی که ضعف است و تقوایی که قوت است. نوع اول این است که انسان برای این که خود را از آلودگی‏های معاصی حفظ کند، از موجبات آنها فرار می‏کند و خود را همیشه از محیط گناه دور نگه دارد و نوع دوم این که در روح خود حالت و قوّتی به وجود آورد که به او مصونیت روحی و اخلاقی دهد که اگر فرضا در محیطی قرار گیرد که وسایل و موجبات گناه فراهم باشد، آن حالت و ملکۀ روحی، او را حفظ کند.
تقوا، معیار ارزشها و مهمترین برخورد و مواجهه‏ی آدمی‏ در برابر آیات الهی است. مکتب الهی اسلام همه معیارهای نادرست را درهم ریخته و تقوا را یگانه معیار تام و تمام برای ارزیابی انسانها قرار داده است.
از همین رو، در «چهل و نه» موضع، متقین را ستود و در «هشتاد و سه» موضع، از پاداش ها و اثرات نیکوی تقوا یاد نموده است.
آیاتی از قرآن، تقوا را وسیله فوز و نایل شدن به خداوند سبحان و مایۀ قبولی اعمال و محور کرامت انسان و زمینۀ حصول میزان تشخیص حق از باطل و راه خروج از بن بست‏های فکری، عملی و اخلاقی معرفی می‏کند.
نظر به اینکه به نسبت رشد و تعالی فکری و عملی انسان، ناپسندی ها متفاوت است. خداوند آدمیان را به تقوای هر چه بیشتر در حد توان و استعداد فکری و عملی سفارش می‏کند.
تقوا باعث ایمان و ایمان باعث تقوای بیشتر و عمل صالح می‌شود. ایمان و عمل صالح باعث تقوای بیشتر و تقوای بیشتر موجب ایمان و عمل صالح بالاتر می‌گردد. این سیر هم چنان ادامه خواهد داشت و مراتب مختلف تقوا را پدید خواهد آورد.

مطلب مرتبط :   عقل، کلیسا، ، رنسانس، فرهنگ

3.1.1.3 تدبّر نسبت به آیات الهی
یکی از بهترین برخوردهایی که در طول تاریخ از سوی انسانها در برابر آیات قرآن کریم نشان داده شده است، تدبّر و تفکر در مورد انواع آیات است. اسلام دین اندیشه و تفکر، و قرآن کتاب خرد، اندیشه و تعقّل و عمل است.
مرحوم علامه طباطبایی می‌گوید:
«چیزی که قابل شک و تردید نیست، ‌این مسأله است که حیات و زندگی انسان یک حیات فکری است، بدون اندیشه زندگی انسان پا نمی‏گیرد، در نتیجه هر چه اندیشه صحیح‌تر و کامل‌تر باشد حیات انسان نیز دیر پاتر خواهد بود، و این حقیقت را قرآن در آیات مختلفی مانند: «سوره انعام/ آیه122»، «سوره زمر/ آیه 9»، «سوره مجادله/ آیه 11» و … بیان نموده است.»
در قرآن کریم بیش از هزار بار از «علم» و دانش (محصول اندیشه) در «مادّه» و شکل‌های مختلف سخن به میان آمده، و بیش از پنجاه نوبت به صورت‌های گوناگون از «عقل و تعقّل» و مدح آنهایی که عقل خود را به کار می‌گیرند، و مذمت و سرزنش از آنهایی که فکر و اندیشه را به کار نمی‌بندند، سخن به میان آمده است و بیش از 17 آیه، به صراحت تمام بشریت را به تفکر و اندیشه دعوت نموده، و بخش پایانی بسیاری از آیات با تفکر یا تعقّل و یا تذکر (لعلهم یتفکرون. . .) خاتمه می‌یابد.
و افزون بر ده مورد جمله‌ «اُنظُروا» و مشتقات آن مردم را به دقّت و اندیشه در سرگذشت پیشینیان و خلقت بعضی موجودات دعوت نموده و در چهار آیه صریحا مردم را دعوت نموده که دربارۀ قرآن، این کتاب اندیشه، اندیشه کنید.
مرحوم طباطبایی می نویسد:
«الفاظی که در قرآن درباره‏ی اندیشه و تفکر به کار رفته و انواع آن را بیان می‌کند بیش از بیست نوع است، مانند گمان، حسبان، شعور، ذکر، عرفان، فهم، فقه، درایت، یقین، فکر، رأی و نظر، زعم، حفظ، حکمت، آگاهی و خبرویت، شهادت و عیان بودن، عقل، بصیرت و . . . و فکر عبادت است از سیر و مرور هر معلومات موجوده برای دستیابی به مجهولات »
در آیات متعدّد و نیز روایات بسیار به تفکّر، ترغیب و سفارش شده است. تدبّر در معانی آیات قرآن کریم، توصیه شده است زیرا تفکّر در آیات و نشانه‏های پروردگار برای بنده، ممکن و سزاوار است.
به طور یقین در فهم و درک معارف بلند و لطایف دقیق قرآن، عقل نقش اساسی دارد. قرآن کریم در آیات فراوانی منکران خود را افرادی سفیه و کم عقل معرّفی می‏کند، و دربارۀ مؤمنان می‌فرماید:
«کسانی که عالمند، قرآن را خوب می‌فهمند و چون آن را فهمیدند، به حقّ بودن آن و نازل شدن آن از سوی خداوند ایمان می‌آوردند.»
یعنی علم نردبان عقل است و تعقّل وقتی بهتر صورت می‌پذیرد که علم بیشتری در اختیار انسان متعقّل باشد. راسخان در علم به همۀ قرآن و به محکمات و متشابهات آن ایمان دارند؛
(وَ الرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا)
و

  • 8
دسته بندی : علمی