ناحقیها جبهه نمیگیرند، ناحقیهایی که جریان حقوق را به سمت انحصارگرایی، یکطرفه میکنند. سکوت در برابر ناحقی، و ظلم و ستم، منجر به خواری و زبونی حق میشود، و خواری و زبونی حق، حکم شکنجه و مرگ تدریجی انسانهای بیشماری در مرداب بیعدالتی است. عدالت علوی در برپایی حق و اجرای عدالت، مرگ با عزت را به زندگی با ذلت ترجیح میدهد، عزتی در مسیر دفاع از حق و برپایی عدالت به بهای فنا، و ذلتی در سکوت در برابر باطل و گستردهشدن ظلم وستم به بهای بقا. فرمول قدرت هوشمند علوی به تلاش در راستای بقای حق به بهای فنای جان، منتهی میشود، بقایی که از مسیر استثمار اذهان و برتری در منفعتطلبی قابل حل نیست، بلکه از مسیر نفوذ در قلبها و برتری در حقانیت قابل درک است. نای میگوید:
این راهبرد جدید بهخاطر تأکید صریح و مفرط بر حملات قبضهای نظامی و افزایش برتری و پیشتازی آمریکا، اعتراضاتی را در داخل و خارج کشور برانگیخت. منتقدان اشاره کردند که تلاش برای پیشتازی اتفاق جدیدی نیست، اما درآوردن آن بهصورت یک اعتقاد و مکتب، هنجارهای بینالمللی را تضعیف میکند و کشورهای دیگر را نیز به درگیر شدن در اعمال مخاطر آمیز تشویق میکند. پیشتازی آمریکا یک واقعیت است، اما نیاز به لفاظی و بیان صریح ندارد؛ زیرا باعث برانگیختن حساسیت دیگران میشود. با وجود چنین خدشههایی، این راهبرد جدید پاسخی بود به گرایشات عمیق سیاست کشورهای جهان که در 11 سپتامبر 2001 مشخص شد. خصوصی سازی جنگ، مثلاً بهوسیلهی گروههای بینالمللی مانند القاعده، یک تغییر عمده به سیاست جهان است که باید به آن اشاره کرد. بههمین دلیل راهبرد جدید بوش راهبرد درستی است. … طبق راهبرد امنیت ملی، بزرگترین تهدیدی که ملت آمریکا با آن مواجه است تروریزم بینالمللی و سلاحهای کشتار جمعی و علیالخصوص ترکیب ایندو است. اما مقابله با چالشهای بهوجود آمده بهوسیلهی سازمانهای نظامی بینالمللی که میتوانند سلاح کشتار جمعی تهیه کنند، نیازمند همکاری کشورهای دیگر است و این همکاری بهوسیلهی قدرت نرم تقویت میشود. بههمین صورت، تلاش برای برقراری دموکراسی در عراق یا مناطق دیگر نیز نیازمند کمک دیگران است. بازسازی عراق و حفظ صلح در کشورهای شکست خورده، اگر بهجای تلقی برتری جویی آمریکا با مشارکت و همکاری کشورها مواجه شود، بسیار موفقتر و کمهزینهتر خواهد بود. واقعیت این است که آمریکا با شیوهای که وارد جنگ عراق شد، قدرت نرم خود را له کرد و بههمین خاطر پیامدهای جنگ عراق بسیار پرهزینهتر از حد مورد انتظار بود(نای،1389، صص231-230).
اگر یکجانبهگرایی آمریکا در ورود به جنگ عراق پیامد ظاهری له شدن قدرت نرم آن کشور بود، ماهیت راهبرد امنیت ملی آمریکا که نای آنرا تأیید میکند، واقعیت اصلی رکود قدرت نرم آمریکا است. خصوصیسازی جنگ و عملیاتهای تروریستی که در قرن بیستویکم میلادی قدرت آمریکا را به چالش کشید، در قرن هفتم میلادی یعنی چهارده قرن پیش، حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را که در سه قارهی جهان نفوذ کرده بود را نیز در سطحی گستردهتر درگیر کرده بود. اگر آمریکا تروریسم و سلاحهای کشتار جمعی را بزرگترین تهدید ملت خود میداند در حالیکه همچنان بزرگترین عامل تکثیر گروههای تروریستی و بزرگترین مالک سلاحهای کشتار جمعی نیز میباشد؛ امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) تروریسم و نسلکشی را بزرگترین تهدید ملتهای جهان میداند در حالیکه اولین و بزرگترین حکومت عدالتگستر در جهان را پایهگذاری کرد. اگر آمریکا راهبرد مبارزه با تروریسم را در راستای امنیت ملی، در پروژهی نظامیگری و هنجارشکنی عملیاتی کرد؛ امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) راهبرد ظلمستیزی و دفاع از مظلوم را در راستای امنیت ملی و جهانی، در پروژهی مساوات بشر در برخورداری عادلانه از حقوق عملیاتی کرد. اگر افزایش فرکانسهای صوتی آمریکا، عامل جهتدهی پوستهی عملیاتهای تروریستی به سمت مشروعیتنمایی گفتمان غرب بود تا هستهی عملیاتهای تروریستی به سمت مشروعیتزدایی گفتمان اسلامی نشانه رود؛ ثبات عملکردهای عادلانهی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) عامل شکافتن پوستهی مشروع و عدالتنمای عملیاتهای تروریستی بود تا هستهی نامشروع و عدالت ستیز آن نمایان شود. و بالاخره اگر آمریکا عنصر جذابیت ارزشهای عام جهانشمول را در راهبرد ناعادلانهی انحصاری به اجرا میگذارد؛ امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) عنصر جذابیت ارزشهای عام جهانشمول را در راهبرد عادلانهی فراگیر به اجرا گذاشت.

مطلب مرتبط :   حکومت، علی(علیهالسلام)، قاعدهی، امیرالمؤمنین، حقوق

10. ماندگاری نتایج قدرت نرم در حکومت امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام)
با توجه به فراوانی دشمنان، گستردگی فتنهها، و سامان یافتن انواع بحرانها، پیروزی و موفقیت حضرت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) یکی از شگفتیهای بزرگ تاریخ بشری است. هم مشکلات فراوان پنج سال حکومت آنحضرت طاقتفرسا و غیر قابل تحمل است، و هم موفقیتهای فراوان امام علی(علیهالسلام) جای بسی شگفتی میباشد. فقر را در شرایط بحرانی جنگ، از بین میبرد؛ عدالت را در روزگار حاکمیت ستم و بدخواهی عدلگریزها، سامان میدهد؛ آرامش را در دل بحرانها و امواج طغیانگر به ملت خود هدیه میکند؛ و تبعیض را در انبوه صف باطلگرایان با امتیاز طلب، ریشهکن میسازد؛ دستی در راه سازندگی و تولید دارد و دستی دیگر در قبضهی ذوالفقار میفشارد؛ هم آب، نان و مسکن کوفیان را به تساوی و عدالت تأمین میکند و هم هرگونه تجاوز و تهاجم مسلحانه را از جامعهی خود دور میسازد؛ هم هجوم جنگطلبان را پاسخ میدهد و هم فریاد صلحخواهی را بیجواب نمیگذارد؛ هم با قلم، قرآن را کتابت میکند و هم با بیل و کلنگ دهها چاه را کنده، وقف یتیمان و مسافران راه میفرماید، و با همان دستان پینهبسته، شمشیر باطلکش را از نیام برمیکشد تا عدالت اجرا شود و عدالتگریزان بگریزند و مزاحم تحقق حق و عدالت نگردند. در میدان تولید، سازندگی، فقر زدایی و رونق اقتصادی، چنان کار میکند و تلاش فراوان دارد که گویا هیچ بحرانی در کشور نیست و خط تهاجمی وجود ندارد. در میدان نبرد، چنان میرزمد و صفها را در هم میشکند که گویا خانه و خانواده و شهر و دیاری وجود ندارد(دشتی،1380،صص1141-1140).
امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) برای اولین بار در طول تاریخ بشریت، وجوه سختافزاری و نرمافزاری قدرت را با حاکمیت عدالت اجتماعی در شکل مطلق و فراگیر آن مدیریت کردند و محدودیتها و فشارهای نظام را به فرصتی جهت اشاعهی عملی عدالت اجتماعی تبدیل کردند. آنچه ماندگاری قدرت نرم حکومت علوی را موجب شد مدیریت عادلانهی قدرت در عملکردهای سیاسی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) بود. دغدغهی عدالتگستر امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) که در آخرین سخنان ایشان آشکار است در ادامه مورد بررسی قرار میگیرد.
«نوف بکالی» یکی از یاران امام علی(علیهالسلام)، نقل کرد که امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در سال چهل هجری در اواخر زندگی خود در شهر کوفه بر روی سنگی ایستاد، در حالیکه پیراهنی خشن از پشم بر تن، و شمشیرش با بندی از لیف خرما بر گردن، و کفشی از لیف خرما بر پا، و بر پیشانی او پینه از کثرت سجود آشکار بود، فرمود:
ستایش خداوندی را سزاست که سرانجام خلقت، و پایان کارها به او باز میگردد. … ای بندگان خدا! شما را به پرهیزکاری و ترس از خدایی سفارش میکنم که بر شما جامهها پوشانید، و وسایل زندگی شما را فراهم کرد. اگر راهی برای زندگی جاودانه وجود داشت، یا از مرگ گریزی بود، حتماً سلیمان بن داوود(علیهالسلام) چنین میکرد، او که خداوند حکومت بر جن و انس را همراه با نبوت و مقام بلند قرب و منزلت، در اختیارش قرار داد. اما آنگاه که پیمانهی عمرش لبریز و روزی او تمام شد، تیرهای مرگ از کمانهای نیستی بر او باریدن گرفت، و خانه و دیار از او خالی گشت، خانههای او بیصاحب ماند، و دیگران آنها را به ارث بردند. مردم! برای شما در تاریخ گذشته درسهای عبرت فراوان وجود دارد، کجایند عمالقه و فرزندانشان؟ کجایند فرعونها و فرزندانشان؟ کجایند مردم شهر رس، آنها که پیامبران خدا را کشتند، و چراغ نورانی سنت آنها را خاموش کردند، و راه و رسم ستمگران و جباران را زنده ساختند؟ کجایند آنها که با لشکرهای انبوه حرکت کردند و هزاران تن را شکست دادند، سپاهیان فراوانی گرد آوردند، و شهرها ساختند؟
(حضرت مهدی«عجل الله تعالی فرجه الشریف») زره دانش بر تن دارد و با تمامی آداب، و با توجه و معرفت کامل آنرا فراگرفته است. حکمت، گمشدهی اوست که همواره در جستوجوی آن میباشد، و نیاز اوست که در به دست آوردنش میپرسد. در آنهنگام که اسلام غروب میکند و چونان شتری در راه مانده، دم خود را به حرکت درآورده و گردن به زمین میچسباند، او پنهان خواهد شد، او باقیماندهی حجتهای الهی و آخرین جانشین، از جانشینان پیامبران است.
ای مردم! من پند و اندرزهایی که پیامبران در میان امتهای خود داشتند، در میان شما نشر دادم، و وظایفی را که جانشینان پیامبران گذشته در میان مردم خود به انجام رساندند، تحقق بخشیدم. با تازیانه شما را ادب کردم، نپذیرفتید، به راه راست نرفتید، و با هشدارهای فراوان شما را خواندم ولی جمع نشدید. شما را به خدا! آیا منتظرید رهبری جز من با شما همراهی کند و راه حق را به شما نشان دهد؟ آگاه باشید! آنچه از دنیا روی آورده بود پشت کرد، و آنچه پشت کرده بود روی آورد، و بندگان نیکوکار خدا آمادهی کوچ کردن شدند، و دنیای اندک و فانی را با آخرت جاویدان تعویض کردند.
آری! آندسته از برادرانی که در جنگ صفین خونشان ریخت، هیچ زیانی نکردهاند، گرچه امروز نیستند تا خوراکشان غم و غصه، و نوشیدنی آنها خونابهی دل باشد. به خدا سوگند! آنها خدا را ملاقات کردند، که پاداش آنها را داد و پس از دوران ترس، آنها را در سرای امن خود جایگزین فرمود. کجا هستند برادران من که بر راه حق رفتند، و با حق درگذشتند؟ کجاست عمار؟ و کجاست پسر تیهان؟ و کجاست ذوالشهادتین؟ و کجایند همانند آنان از برادرانشان که پیمان جانبازی بستند، و سرهایشان را برای ستمگران فرستادند؟(پس دست به ریش مبارک گرفت و زمانی طولانی گریست و فرمود:) دریغا! از برادرانم که قرآن را خواندند و بر اساس آن قضاوت کردند، در واجبات الهی اندیشه کرده و آنها را برپا داشتند، سنتهای الهی را زنده و بدعتها را نابود کردند، دعوت جهاد را پذیرفته و به رهبر خود اطمینان داشته و از او پیروی کردند. (سپس با بانگ بلند فرمود:) جهاد! جهاد! بندگان خدا! من امروز لشکر آماده میکنم، کسی که میخواهد به سوی خدا رود همراه ما خارج شود.
نوف گفت: برای حسین(علیهالسلام)، ده هزار سپاه، و برای قیسبن سعد، ده هزار سپاه، و برای ابو ایوب، ده هزار سپاه قرار داد، و برای دیگر فرماندهان

مطلب مرتبط :   حقوق، عدالت، قضایی، بشر، کشتار