اندیشه‏سازی پروپاگاندیست شوند و اگر اندیشمندان تلاش کنند که آنها را به‏سوی اندیشه‏ورزی برند، سرکوب شوند. اندیشمندان، میل به آموزش دارند و هدف آموزش، ایجاد تحول تدریجی است؛ در حالی‏که پروپاگاندیست، نتایج سریع و فوری را دنبال می‏کند. آموزش می‏خواهد به مردم یاد دهد که چگونه فکر کنند، در حالی‏که پروپاگاندیست به مردم یاد می‏دهد که به چه چیزی فکر کنند. سرانجام آموزش وقتی موفق است که ذهن مردم باز شود و پروپاگاندا وقتی موفق است که ذهن مردم را به آنچه که مایل نیست، ببندد. پروپاگاندا بیشتر احساسات و عواطف را هدف قرار می‏دهد؛ در حالی‏که آموزش، ادراکات را نشانه می‏گیرد “. وی پروپاگاندا را به عنوان فرآیند یا فراگرد مطرح کرده و تعریف زیر را ارایه داده است: “پروپاگاندا، فرآیند به‏کارگیری سازمان‏یافته فنون برای تغییر سطوح مختلف شناخت منتسب به جمعیت‏های انسانی در راستای ارزش‏های مورد نظر است ” (محسنیان‏راد، 1384: 761-760).
از تکنیک های مختلف پروپاگاندا در تاثیرگذاری و انتقال پیام به مخاطبان در انیمیشن ها استفاده می شود. انیمیشن های دهه 60 و 70 سرشار از تبلیغات منفی بر علیه مسلمانان است. کلیشه غالب در این بازنمایی تصویر مسلمانان، وحشی، بدوی و شهوت پرست بودن مسلمانان است. مفاهیم دیگری همچون لزوم دخالت آمریکا برای حل بحران های جهانی، مورد حمله دائمی بودن از سوی بیگانگان و… نیز قالب های ثابت انیمیشن ها و فیلم های هالیوود است. والت دیزنی نیز به نوبه خود این تکنیک ها را مداوم مورد استفاده قرار می دهد. تقابل بین شرق و غرب، آمریکا و مسلمانان در همین انیمیشن ها برای مخاطبان نهادینه می شود.
بحث برخی از نظریه پردازان سینما که نظریه دستگاه را ارائه می کنند، این است که شیوه مونتاژ و تدوین «نامرئی» فیلم های هالیوود، ساختار اصلی داستان و محیط فیلم برداری فیلم لزوما تماشاگران و تجربه تماشا یا دیدن را به خاص در روابط و موقعیت های ایدئولوژیک درگیر می کنند (Rosen, 1986: 23).
سایر نظریه پردازان بازنمایی سیاسی و آهنگ ایدئولوژیک فیلم های عامه پسند را بدون توجه به چنین استدلال ها و مفروضاتی مورد بحث قرار می دهند که «ایدئولوژی و بازنمایی سیاسی در فیلم ها به طرح داستانی و سایر تمهیدات سبک سازی بستگی دارد». روزن می گوید: به جای این فرض که تدوین تداومی الزاما چارچوب یا موقعیت از پیش ساخته ای را تجسم بخشد، می توان گفت که ساختار دارای سبک فیلم های هالیوودی می تواند برای نمایش دادن مجموعه ای از موضوع های سیاسی به کار گرفته شود (Rosen, 1986: 6)
با توجه به اینکه سالیان دراز انیمیشن صنعتی هزینه بر بوده و فروش چندانی در جداول فیلم های پرفروش به نسبت هزینه بالای تولید آن نداشته است. با این حال این صنعت همواره ادامه داشته و با تسهیلات فراوانی از سوی کمپانی های انیمیشن سازی آمریکا در اختیار سایر شبکه های تلویزیونی در سایر کشورها قرار می گرفته است (العوینی، 1369: 220-234). بدین منظور به نظر می رسد برای بررسی دقیقتر انیمیشن ها و درک پیام های پنهان آنها ناگزیریم تا برخی از اهداف حکومت آمریکا و به تبع والت دیزنی را اشاره کنیم.

2-2.1. دیپلماسی عمومی ایالات متحده و نیاز به در اختیار گرفتن رسانه های جمعی
کمیسیون مشاوره در امور دیپلماسی عمومی آمریکا دیپلماسی عمومی را به مثابه فرایند اطلاع رسانی تعامل و تاثیرگذاری بر مردمان کشورهای خارجی به گونه ای که بتوانند در مقابل، حکومت های خود را ترغیب کرده تا از سیسات های کلیدی ایالات متحده حمایت کنند، تعریف می کند. (The US advisory commission on public diplomacy. 2005) . این کمیسیون تصریح می کند که هدف مرکزی دیپلماسی عمومی دفاع از سیاست ها است. ایالات متحده بعضا از دیپلماسی عمومی برای براندازی حکومت های مخالف خود، مانند ایران و کوبا نیز استفاده کرده و می کند. دیپلماسی عمومی شامل فعالیت های رسانه ای برون مرزی دولتی، برنامه های فرهنگی، آموزشی و اطلاعاتی و تبادلات بین مردمی است (ایزدی، 1389: 50)
جنگ جهانی اول تولد «نهادینه کردن حرفه ای انگاره» را به همراه داشت. تیلور مدعی است که تبلیغات سیاسی در کشورهای غربی، تا اندازه زیادی در نتیجه افراط های جنگ جهانی اول (1918-1914) دارای یک معنای تحقیر آمیز و پست شد. با منفی شدن معنای تبلیغات سیاسی در اذهان عمومی، دولت ها از بکارگیری این واژه برای توصیف برنامه های تبلیغی خود اجتناب کردند و دیپلماسی عمومی حسن تعبیری شد برای تبلیغات سیاسی. نلسون تبلیغات سیاسی را به مثابه «شکلی منظم از اقناع هدفمند که تلاش دارد تا عواطف، نگرش ها، افکار و اعمال یک مخاطب هدف مشخص شده را برای اهداف ایدئولوژیک، سیاسی یا تجاری با انتقال پیام های یک پهلو (که ممکن است واقعی باشند یا نباشند) و از طریق مجراهای رسانه ای جمعی و مستقیم، تحت تاثیر قرار دهد» تعریف می کند (Nelson, 1996: 232). اینگونه تبلیغات سیاسی تنها نیست و منفعت منبع پیام یعنی تبلیغ کننده را در نظر می گیرد دیپلماسی عمومی آمریکا منطبق با تعریف نلسون از نوع تبلیغات سیاسی است؛ زیرا هدف مرکزی آن «ترویج سیاست ها» با استفاده از روش های ارتباطاتی مخفی و آشکار است (ایزدی، 1389: 51).
امروزه حکومت ایالات متحده رسانه های کثیری را بدین منظور تامین مالی می کند. از جمله رادیو فردا برای ایران، رادیو و تلویزیون مارتی برای کشور کوبا، رادیو آسیای آزاد، تلویزیون الحره و رادیو ساوا (هر دو برای کشورهای عربی). این ایستگاه های رادیویی و تلویزیونی همه تحت نظارت هیئت امنای شبکه های رادیو-تلویزیونی دولتی ایالات متحده بوده و از طریق بودجه های مصوب کنگره تامین مالی می شوند (ایزدی، 1389: 52).
در حالی که پخش بین المللی برنامه های رادیو-تلویزیونی برای تاثیر مستقیم بر مردم کشورهای دیگر مورد استفاده قرار می گیرد، برنامه های فرهنگی و آموزشی برای اثر گذاشتن بر نخبگانی که بنا بر عقیده این سیاست گذاران، بر افکار عمومی موثر واقع می شوند به کار گرفته می شود (Gilboa, 2001: 4)
میرلیس معتقد است که تهاجم فرهنگی آمریکا به عنوان یک راهبرد دیپلماسی عمومی به مثابه امپریالیسم فرهنگی است. استفاده از رسانه های جمعی به عنوان وسیله ای برای انتقال فرهنگی را می توان برای ایالات متحده، به عنوان عنصری از حمایت و ترویج طرح های دموکراتیک سازی، به مثابه ابزاری برای جلوگیری از پیشروی کمونیسم یا اسلام گرایی ضد آمریکایی در کشورهای جهان سوم تحلیل کرد. نظریه نوسازی، وقوع شکست ها را در فرایند توسعه به عوامل درونی مانند ارزش های اجتماعی و ساختارهای سنتی (که فی نفسه یک نقطه نظر شرق شناسانه است) نسبت می دهد. در مقابله، نظریه وابستگی، توسعه نیافتگی را با ارجاع به روابط نابرابر میان جوامع توسعه یافته و توسعه نیافته توضیح می دهد.‌(ایزدی، 1389: 61)
متفکرین آمریکایی رسانه های جمعی مانند دانیل لرنر و ویلبر شرام رسانه های جمعی را به مثابه مجراهایی آرمانی برای ترویج نوسازی غرب محور در کشورهای جهان سوم دیدند. لرنر و شرام رسانه های جمعی را به عنوان ابزارهایی مفید برای نوسازی می دیدند. آنها اینگونه استدلال می کردند که رسانه ها مردم را به اطلاعاتی که برای توسعه نیافتن نیاز دارند مجهز می کنند، به آن ها انگیزه برای دگرگونی می دهند و فنونی را که برای ایجاد تغییر به آن نیاز دارند، به آنها می آموزند. مبتنی بر این دیدگاه، جریان محصولات تفریحی مانند فیلم، موسیقی و تلویزیون به القاء برتری سبک غربی نوسازی، و نقد سبک های سوسیالیستی و کمونیستی کمک کردند. این رسانه های تفریح محور برای نشان دادن زندگی پررونقی که نوسازی متعهد آن شده بود طراحی شده بودند (ایزدی، 1389: 61)
پروفسور حمید مولانا الگویی از وابستگی رسانه ای بین المللی را که در آن درجه وابستگی یا استقلال یک کشور بر اساس دو بعد فناوری و ارتباطات محسابه می شود، طرح می کند. محور تکنولوژی این مدل دربرگیرنده تقابل میان سخت افزار تکنولوژیک در مقابل نرم افزار بوده و محور ارتباطات آن تقابل میان تولید و توزیع را در بر می گیرد. کشورهای کمتر توسعه یافته جهان سوم غالبا برای تولید محصولات فرهنگی، وابسته به کشورهای غربی-ودر اصل ایالات متحده- اند. به عقیده مولانا، شکستن این قالب وابستگی به خاطر اتکای تکنولوژیک کشورهای جهان سوم بر کشورهای غربی در رابطه با سخت افزارهای تولید (مانند استودیو، چاپخانه و…) و نرم افزارهای آن (مانند محتوای واقعی، حقوق نمایش محصولات، مدیریت و …) و نیز سخت افزار توزیع (مانند دستگاه های فرستنده، ماهواره ها و…) و نرم افزار آن (مانند تبلیغات، بازاریابی و…) تقریبا ناممکن است. در نتیجه، وابستگی رسانه ای تنها منحصر به محتوای فرهنگی نیست؛ بلکه دربرگیرنده شرایط وابستگی های چندگانه در جریان اطلاعات از کشورهای مرکز به کشورهای پیرامون است (ایزدی، 1389 :62).
روزن معتقد است که آنجا که دنیای تخیلی داستان های هالیوود، ارزش های فرهنگی-اجتماعی دیرپا و جا افتاده را در بر می گیرند یا زیر سوال می برند، جامعه رو به سوی مسائل سیاسی و تاریخی جهان واقعی بر می گرداند (مثلا موضوع تروریسم) و آنجا که جهان تخیلی این فیلم ها، لزوما از چنین ارزشهایی نشئت می گیرند، فیلم های عامه پسند، عامدانه سیاسی اند. اینجا «سیاست» به معنای حوزه صور خیال و ارزش های جمعی ای است که اساس سیستم اجتماعی-اقتصادی و رفتارهای جهان واقعی اند و در واقع به آن شکل می دهند(Rosen, 1986: 7).
خلاصه آنکه فیلم ها و انیمیشن های هالیوودی از ابتدا تا انتها از نظام های اجتماعی و سیاسی تاثیر پذیرفته اند. علاوه بر این، فیلم سازی موضوعی، خواه به دلیل الزامات اقتصادی جذب سطح وسیعی از مردمان نامتجانس و خواه به علت ضرورت تشریک مساعی که از خصوصیات امر فیلم سازی است، و خواه بر اثر گرایشی دموکراتیک برای برقراری رابطه با مسائل اجتماعی همواره به این ویژگی سینمای آمریکا پای بند بودند که برای توده مردم هم در داخل و هم در خارج جذاب باشند. گردش فیلم های هالیوود در سراسر جهان با جذابیت ویژه شان، برای مخاطبان داخلی و خارجی، تولید و ساخت فیلم هایی با ایجاد تصویرهای سیاسی بین المللی، درون بازاری و فراملی و رویه گسترش، تحلیل های سیاسی جداگانه ای می طلبد.
در این زمینه نمونه های ذیل در تایید بحث سیاسی بودن انیمیشن های هالیوود قابل ملاحظه است:
ژانت مازلین در نقد خود در مورد فیلم مرگ بهتر از ننگ است در نیویورک تایمز نوشت: فیلم ها به دنبال چند مرد خوب می گردند تا چهره سیاست خارجی آمریکا را تغییر دهند و در این تلاش رمبوتر از رمبو را می سازند (nytimes , February 2

مطلب مرتبط :   می­خواهد، سرنوشت، تقصیر، سرمشق، هایدگر

  • 2
دسته بندی : علمی