دانلود پایان نامه
رضایت تقریبی طرف مقابل را به همراه می داشت
به عنوان مثال اگر روس ها نیروی قزاق را تحت نفوذ خود داشتند انگلیسی ها هم نیروی پلیس جنوب را ایجاد کردند
در مقابل اعطای امتیاز بانک شاهنشاهی، بانک استقراضی روس تاسیس شد و یا از همه مهم تر کشور ایران در جهت منافع آنها در مناطق نفوذ این دو قدرت استعماری تقسیم شده بود
اما پس از انقلاب کمونیستی 1917 و ادعاهای اولیه سران دولت جدید مبنی بر مبارزه با امپریالیسم و حمایت از خلق های زحمتکش در جهان، انگلستان در ابتدا خود را در ایران بی رقیب احساس می کرد ولی پس از گذشت مدت اندکی و شکستن قدرت های اروپایی در سرنگون کردن حکومت شورایی در روسیه به وسیله حمایت از مخالفان آن، انگلستان متوجه خطرات این همسایه شمالی ایران برای منافع خود در جنوب ایران و به طور کلی در همه سرزمین هایی که توسط آنها استثمار می شد گردید
سران دولت جدید به منظور افشاگری سیاست های دول استعمارگر جهان از جمله رژیم سابق تزاری و یا انگلستان در سرزمین های دیگر، قراردادهای محرمانه استعماری بین روسیه تزاری با سیار دول جهان مانند قرارداد 1915 را علنی و افشا کردند که این امر به همراه بیانیه های جذاب سران رژیم جدید مبنی بر حمایت ازهمه زحمتکشان و مظلومان جهان سبب استقبال مردم ستمدیده جهان به خصوص مردم ایران از ایدئولوژی کمونیسم شده بود به خصوص که هنوز ماهیت رژیم جدید و تضادهایی که بعدها این رژیم جدید با مذهب پیدا کرده برای مردم ایران آشکار نشده بود

در واقع، شوروی که از همان ابتدای انقلاب خواهان صدور بلشویسم به شرق (مانند ایران) بود، در آغاز کار جهت جلب توجه ایرانیان به کمونیسم اعلام نمودند که دولت جدید روسیه در راستای اصل عدم مداخله در امور داخلی دیگر کشورها، آماده مذاکره با دولت ایران است35 مردم ایران که از ظلم و تعدی دول استعماری به حقوق خود خسته شده بودند دولت شوروی را حامی ملل مظلوم جهان می پنداشتند به نحوی که مامور سیاسی موقت دولت شوروی در تهران می نویسد تهران براثر تظاهرات و مسرت عمومی واقعا تکان خورده است
آنها حتی در کوچه و خیابان مرا با کف زدن استقبال می کنند(گروه جامی، 1357 :47 )
از سویی دیگر، بریتانیا که به شدت احساس خطر نموده بود، نتوانست اوضاع جاری را تحمل نماید، خصوصا این که همزمان با گرایشات بیشتر کشورهای منطقه به آموزه های کمونیستی، شورش های ضدانگلیسی نیز در مناطق شمالی ایران نظیر تاشکند، خراسان و سیستان صورت گرفت و شرایط بریتانیا را درایران بحرانی تر نمود( Fatemi, 1953: 41-74)

بند4- جنگ جهانی دوم، از پایان ماموریت های انگلیسی رضاشاه در ایران تا بازخورد حضور نیروهای ارتش بریتانیا در ایران:
ماخودمان او را آوردیم و خودمان او را برکنار کردیم him, We took him We brought “”
سخنان چرچیل در مورد رضاشاه پهلوی در کنفرانس تهران، 1320 (فاروقی و لوروریه،1358: 28)
روابط سیاسی ایران و آلمان پس از سفر دوم ناصرالدین شاه به اروپا و دیدار با امپراتور آن کشور (ویلهلم اول) و بیسمارک صدراعظم وقت آلمان آغاز شد
پس ازنهضت مشروطه و به علت سابقه سو و رقابت مستمر دو کشور روسیه و انگلستان درایران، سیاستمداران کشورمان متوجه قدرت درحال ظهورسوم شدند تا رقابت روسیه و انگلستان‏را در ایران محدود کنند
همچنین، سیاست گسترش نفوذ امپراتوری آلمان در این‏زمان در خاورمیانه سبب گردید تا روابط بازرگانی و تجاری بین دو کشور گسترش‏یابد
همچنین حمایت آلمان از دولت موقت در زمان اشغال ایران در جنگ اول جهانی، باعث افزایش محبوبیت و نفوذ بیشتر آن کشور در ایران شد( میر احمدی،1368 :71-65 )

با روی کار آمدن رضاشاه در ایران و تبعیت وی از گرایش به قدرت سوم موضوع رابطه با آلمان بار دیگر در محافل سیاسی کشور، مطرح ومورد توجه قرار گرفت
برای بسیاری از رجال سیاسی ایران انقراض سلسله قاجار به منزله پایان سلطه دودمانی بود که در سال های طولانی حاکمیت خود،‌ ایران را در برابر دو قدرت توسعه طلب روس و انگلیس تا سر حد یک مستعمره تحقیر کرده بودند
تاریخ روابط روسیه و بریتانیا با ایران درعصر قاجار پرونده‌ای مملو از امتیازخواهی‌های انحصاری، تعرض، تجزیه کشور، کاپیتولاسیون و تحمیل تحت‌الحمایگی و انواع خسارات جانی و مالی و حیثیتی بر سیاستمداران ایران بود
روسیه و انگلیس در طی قریب به یک قرن بسیاری از دولتمردان و زمامداران ایران را فریفتند یا خریدند و به هر نحو با خود همراه کردند و هر بار که دولت ایران از توان می‌افتاد و به

همچنین طی پنج سال یعنی تا 1319 مبادلات بازرگانی ایران و آلمان با چنان سرعتی افزایش یافت که صادرات آلمان به ایران پنج برابر شد و آلمان نیز بزرگترین خریدار مواد خام صادراتی ایران گردید
در سال 1317 خط کشتیرانی مستقیم بین هامبورگ و خرمشهر دایر شد و شرکت هواپیمایی لوفت‌هانزا نیز خط هوایی تهران ـ برلین را تأسیس کرد
سپس یک خط کشتیرانی بین بندر هامبورگ در آلمان و بنادر خلیج فارس، توسط آلمانی‌ها برقرار شد و شرکت آلمانی هانزا در شهرهای جنوبی ایران مانند اهواز،‌ بندر شاهپور و بوشهر شعباتی دایر کرد
متخصصین، کارشناسان، تکنسین‌ها، مدیران و کارمندان متعدد آلمانی در تمام شئون اقتصادی، صنعتی، بازرگانی، کشاورزی، فرهنگی و حتی سازمان های دولتی و ملی ایران مشغول کار و فعالیت بودند و تلاش فوق‌العاده‌ای از سوی هر دو کشور ایران و آلمان به عمل می‌آمد تا حجم مبادلات بازرگانی هر چه بیشتر افزایش یابد و روابط فرهنگی و سیاسی ایران و آلمان نیز توسعه بیشتری پیدا کند(عظیمی،1374: 269)

رضاشاه و حکومت آلمانوفیل او نیز از یکسو از توسعه روابط همه جانبه با آلمان خشنود بودند و از سوی دیگر پیشروی‌های نظامی و فتوحات هیتلر را با دقت و رضایت خاطر دنبال می‌کردند
با پیشرفت آلمانی‌ها در جنگ و نزدیک شدن آنها به کوه های قفقاز، گرایش ولیعهد (محمد‌رضا) هم به آلمان زیاد شد و رضاشاه اکنون دشنام علیه بریتانیا را سرلوحه کار خود قرار داده بود
امارویکرد وی از نگاه لندن پنهان نبود
با شروع شکست آلمان در جبهه‌ها رضاشاه دستپاچه شد و منصورالملک را که از مهره‌های انگلیسی به شمار می‌رفت، نخست‌وزیر کرد
او به رضاشاه گفت انگلیسی‌ها از وجود مهندسین و متخصصین آلمانی در ایران ناراضی‌‌اند و رضاشاه بلافاصله بیش از 600 کارشناس آلمانی را ظرف 24 ساعت با کامیون به ترکیه تحویل داد
او تصور می‌کرد که با این عمل مسئله حل شده و انگلیسی‌ها با بقای او موافقت می‌کنند ولی اشتباه می‌کرد(فردوست، 1379: 89-96)

مطلب مرتبط :   اراده، ایقاع، حقوقی، عقد، عقود

در 1941 حدود 50 درصد تجارت خارجی ایران منحصر به روابط با آلمان بود
دولت ایتالیا نیز که متحد آلمان به شمار می‌رفت کمک‌های گران بهایی در به وجود آوردن نیروی دریایی ایران نمود
ساختمان وتحویل فوری کشتی‌هایی که دولت ایران سفارش داده بود، آموختن فنون دریانوردی به افسران جوان ایرانی که به ایتالیا فرستاده شده بودند و اعزام مربیان و مستشاران ایتالیایی نیروی دریایی، باعث شد که دولت ایران بتواند در مدت کوتاهی دارای نیروی دریایی کوچکی شده و پس از قرن ها راسا دفاع از آب های ساحلی خود در بحر خزر و خلیج فارس را به عهده بگیرد
بدیهی است که این روابط نزدیک ایران با دولت هایی که محور برلن ـ رم را بوجود آورده بودند با نظر خوشی از طرف شوروی و انگلستان تلقی نمی‌شد( امینی، 1381: 64)
پس از گرایش رضاشاه به آلمان و حضور گسترده آلمانیها در ایران، انگلیس که منافع خود را در خطر دید با کمک سایر متفقین و برای بستن نفوذ آلمان در ایران (به خاطر جنگ متفقین در اروپا بر علیه تجاوزات آلمان) و با شعار جلوگیری از نفوذ فاشیسم36 در ایران، به کشورمان، حمله کرد که می توان هجوم بریتانیا را تحت چالش های خشونت آمیز ساندرز و در قالب جنگ قلمداد نمود
لندن که می دید فردی که تاج و تحت خود را مدیون حمایت از انگلیس است اکنون در بسیاری ازپروژه های نظامی و غیر نظامی مهندسان آلمان، ایتالیا، فرانسه و حتی شوروی کمونیست را به ژنرال های انگلیسی ترجیح می دهد بی سر و صدا و آرام آرام  به دنبال سرنگونی رضاشاه از طریق نفوذ در بین سرداران ارشد ارتش ایران رفت و در این راه آنچنان قوی عمل کرد که موفق شد رضاشاه و ارتش بزرگش را در شهریور 1320 نجنگیده وادار به تسلیم کند
سرانجام نیروهای بریتانیا به بهانه بیرون نکردن عمال آلمانی از ایران مبادرت به عبور نیروهایشان از ایران کردند و نیروهایشان مشغول پیشروی در ایران شدند
بدین ترتیب ایران در سوم شهریور 1320 به اشغال نیروهای متفقین درآمد(عظیمی،1374: 283) و بحران رضاشاه و سیاست های آلمانوفیل وی این چنین از سوی انگلیس مدیریت شد

در واقع هنگامی که بحران نازیسم اروپا و حیات سیاسی بریتانیا را به شدت با خطر مواجه نمود، بریتانیا یکی از راه های حل مدیریت بحران نازیسم را استفاده از جوامع تحت سیطره همچون ایران دانست
چرا که ایران می توانست پل ارتباطی بسیار مهمی در راستای کمک به شوروی و ارسال