سریالمان، یا آنونس برنامهمان را روی وایبر و واتسآپ و … بگذاریم. در غیر این صورت از آرایش رسانهای ناکارآمد و عقب‌مانده‌ای برخورداریم. برای فیسبوکیها باید به‌صورت فیسبوکی جذب و دعوت و تبلیغ نمود.
نه اینکه از برودکست کم و به برودبند بیفزاییم. بلکه باید به این حوزهها ورود نماییم. تا بتوانیم مخاطب را جذب نماییم و او را به سمت فرستنده اصلی هدایت کنیم. لذا به تناسب آرایش مخاطب، باید آرایش گرفت. به این معنا، مخاطب و تکنولوژی به مثابه دو ریل در حال دگردیسی است و باید رسانه، خود را بر تغییرات هردو خط، منطبق نماید.
بعد دیگر آرایش رسانه‌ای، که به بحث مخاطب نیز مربوط می‌باشد، این است که باید آرایش نیروی انسانی را بر اساس تنوع و تکثر در نظر بگیریم و از قالبهای کلیشهای خارج شویم. معیار‌های ثابت را برای آن نباید در نظر بگیریم. از تولیدات فکر افراد متفاوت در تولید برنامه و سوژه و فرم و … استفاده کنیم که این دیدگاه در رسانههای دولتی، غریب است. در فضای نوین رسانهای، این نگاه غلطی است. رعایت منویات و مبانی، کاملاً صحیح است، اما باید بدانیم که مانع تنوع و تکثر هم نیست. این موجب تکصدایی میشود و مخاطب ما را متهم به یک‌جانبه بودن و یکنواختی میکند و باعث ریزش مخاطب میشود. با عدم تنوع، ممکن است مخاطبان بگویند که تعداد زیادی شبکه تلویزیونی، صرفاً یک حرف را می‌زنند.

تصویر 24-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- حوزه‌های آرایش رسانه‌ای

7-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام هفتم، تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌
گام هفتم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. مشاهده می‌گردد که این گام به‌کلی به عملیات رسانه‌ای نزدیک شده و به حوزه‌های ملموس رسانه‌ای رسیده است. هر رسانهای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشمانداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. اگر بپرسیم که مأموریت رسانههای ما چیست و چه چشماندازی دارند؟ در پاسخ باید گفت که در رسانه ملی و افق رسانه، مواردی از قبیل چشمانداز در افق دهساله، استراتژیهای پنجساله تولید، اولویتهای برنامهسازی، سازوکارهای اجرایی و بیانیه مأموریت رسانه ملی تدوین شده است. در بیانیه مأموریت آن قید شده است که «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به مثابه دانشگاه عمومی و با بهره‌گیری از هنر فاخر و سمت‌دهی مؤثر و کارآمد آن، از طریق کانال‌های رادیویی و تلویزیونی، و برخوردار از رسانه‌های مجازی (شبکه‌های رایانه‌ای و اینترنتی) و مکتوب، با تولید و پخش برنامه‌های متنوع آموزشی، خبری و اطلاع‌رسانی، سرگرمی و تفریحی و …در حوزه استانی، ملی، منطقه‌ای و جهانی، با مخاطبان گسترده اعم از ایرانیان داخل و خارج از کشور، فارسی‌زبانان آسیای میانه و شبه‌قاره، مسلمانان جهان و دیگر شهروندان جامعه جهانی، مأموریت «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» را بر اساس «اهداف کلان» خود بر عهده دارد.» (افق رسانه, بیانیه ماموریت)
این‌ها مأموریت و چشمانداز و اهداف کلان رسانه ملی به‌صورت کلی هستند. اما آیا هر شبکه باید از چشمانداز و مأموریت و اهداف کلان خود، تابع چشمانداز و مأموریت و اهداف کلان سازمان رسانه‌ای خود، برخوردار باشد؟
بر اساس نظر کارشناسان مورد مصاحبه، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشمانداز و اهداف خود را تعیین کند و آنگاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. هر شبکه باید بتواند خودش را در نظام رسانهای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید. و باید به این پرسش پاسخ بگوید که چه خلائی در میان حوزههای مختلف رسانهای، وجود دارد تا آن بخش را پوشش دهد؟ همچنین نسبت خود را در سپهر رسانهای روشن نماید. یعنی مشخص نماید که چه چیزی را میخواهد برجسته و چه چیزی را میخواهد تضعیف نماید؟ ضمن اینکه نسبت خود را با مخاطب ویژه خود معین نماید تا آنکه معنا یابد. همچنین باید مشخص نماید که چرا مخاطب باید این برنامه را ببیند؟ در بحث بخشبندی محتوا، نیز باتوجه به اهداف هر شبکه، مخاطبان خاص هر شبکه، رده سنی مخاطب و خواست او، جنسیت و محل اقامت او و … میتوان محتوا را تقسیمبندی نمود.
همچنین باید مشخص کند که در رقابت در سپهر رسانه‌ای،‌ این شبکه نسبت به کدام شبکه‌ها باید پاسخگو باشد؟ پس اول نسبت به شبکههای داخلی، دوم به نسبت شبکههای مهم خارجی و شبکه خانگی، سپس در گام آخر نیز، نسبت خود را با مخاطب خود مشخص نماید. سپس به پوشش بخش‌های مختلف محتوا توسط رسانههای خود باید توجه داشته باشیم. یعنی مشخص باشد که هر شبکه باید به پوشش کدام بخش بپردازد. در این صورت آرایش رسانهای ما کامل میگردد.
این بخش‌ها به‌واسطه سیاستی که برای هر شبکه در نظر میگیریم مشخص میشود، وابسته است. مثلاً شبکهی سه، شبکه جوان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل جوانان بپردازد. یا شبکهی چهار، شبکه نخبگان و فرهیختگان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل نخبگان و برنامههای علمی بپردازد. پس استراتژی هر شبکه تعیین‌کننده نوع آرایش آن شبکه در نسبت با کل و به نسبت حوزههای مختلف است.
با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که بر اساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژیها و سیاست‌های مشخص‌شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب، جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویتهای تمدنی به این مواجهه می‌پردازد.
اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی، نیز ظرفیت مناسبی برای تقریب به ذهن شدنِ وضعیت آرایش رسانهای و ترسیم این جبههبندی رسانه‌ای وجود دارد. خیل کثیری از رادیوها و تلویزیونها عضو آن هستند و به 230 عضو رسیدهاند و 23 رسانه نیز تقاضای عضویت دادهاند. این یک سپهر رسانهای را مشخص مینماید. البته تشکیل اتحادیه رادیو و تلویزیونهای اسلامی، الگوی موفقی در کارنامه رسانهای جمهوری اسلامی است که به تشکیل یک جبهه رسانهای منجر شده است. این اتحادیه و بازار فیلم آن در کل یک پیام دارد و اینکه، جمهوری اسلامی در تلاش است که رسانههای همصدا با خود را در دنیا پیدا نموده و باهم هماهنگ نماید. رسانههای عضو، به زبان هر کشور و با همان ادبیات و خلق‌وخو، پیامهای انقلاب را منتشر میکنند. البته در جهان اسلام و عرب نفوذ زیادی وجود دارد؛ اما در خاک تمدن غرب، تقریباً رسانه‌های معدودی وجود دارد. این نمونه‌ای از یک جبههبندی رسانه‌ای است.
پس‌ازاینکه این موارد برای هر شبکه رعایت گردید، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویتهای گفته شده، باید به فرمولبندی پیام پرداخته و با تعیین تاکتیکها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب و همچنین با انتخاب ابزار و گونه‌های رسانه‌ای مناسب پرداخت و پیام‌های تولید‌شده را بر روی آن‌ها بارگذاری و سپس منتشر نمود. با احتساب این نظریات کارشناسان در حوزه تبیین اهداف،‌ مأموریت، چشم‌انداز و انتشار‌، این گام به‌صورت زیر کلاسه‌بندی می‌گردد.

مطلب مرتبط :   است.(، بودجه، نفت، کشت،، عزتی،1378:

تصویر 25-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- اهداف و مأموریت و چشم‌انداز

6-4. سازمان‌دهی در آرایش رسانه‌ای
گفته شد که در مدیریت عمومی، مدیریت را شامل وظایف برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، بسیج منابع و امکانات، رهبری و کنترل میدانند. بر طبق الگوی مدیریت عمومی رسانه‌، گام بعدی اقدام مدیریتی «سازمان‌دهی» می‌باشد و الگوی آرایش رسانه‌ای خارج از چارچوب این الگوی پنجگانه مدیریتی، نمی‌باشد.

تصویر 26-4 الگوی مدیریت عمومی رسانه

نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در آرایش رسانه‌ای مورد توجه واقع شود و هر رسانه برای حفظ و بقای خود به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن مأموریت‌های خود را داشته باشد.
کارشناسانی که از آنان مصاحبه به عمل آمد، در حوزه سازمان‌دهی نکات مهمی را عنوان نمودند که در ادامه میآید.
در حوزه سازمان‌دهی نظر کارشناسان بر این بود که وقتی تعداد شبکهها زیاد میشود، موازی‌کاری اتفاق میافتد. یعنی روی یک موضوع چند شبکه کار می‌کنند و نکته دیگر را هیچ شبکه دیگری پوشش نمیدهد. لذا باید به‌صورت مکمل آرایش گرفت و از رفتار موازی،‌ متداخل و مزاحم پرهیز نمود.
در سازمان‌دهی شبکه‌ها در کنار هم نیز، باید دانست که این‌ها نباید نقطه کور داشته باشند. بنابراین در بخش‌هاییoverlab همپوشانی پیدا می‌کنند. بعضی حوزه وسیع‌تری دارند و بعضی به لحاظ پوشش محدودترند. در کنار پوشش جغرافیایی مثل رسانه‌های محلی، ملی، منطقهای و جهانی پوشش موضوعی را باید در آرایش رسانه‌ای مد نظر داشت. مثلاً اگر الکوثر و العالم را به‌عنوان دو رسانه عرب‌زبان را داریم، چگونه هر دو را به نحوی آرایش دهیم که در حوزههای یکدیگر تداخل و موازیکاری نکنند. هم اینکه منطقه‌الفراق نداشته باشند و جایی خالی نماند. لذا برای تشکیل خط خودی باید ابتدا فهرست کنیم که چه رسانههایی داریم و سپس تعیین کنیم که مأموریت هریک باید چه باشد؟
نکته دیگر سازمان‌دهی که در حوزه تولیدات صنعتی نیز هست، زنجیره تأمین است. یکی از مشکلات رسانه ملی نداشتن زنجیره تأمین است. مثلاً مواد خامی که استخراج شده تا به ذوب فولاد رسیده و به ورق تبدیل شده و شکل گرفته و سپس در کارخانه خودرو طراحی و قالبزدن و نصب و کنترل شود. این زنجیره تأمین خودرو است. همین زنجیره باید در رسانه دیده شود. یا به‌عنوان‌مثال در مبحث حقوق بشر، جرمی بنتام گزاره‌هایی را تولید نموده است و آن را بهینه و به‌روز کرده و سپس به مواد حقوق بشر تبدیل شده و تا به پهنای باند اینترنت به‌عنوان یک تکنولوژی روز و بحث نو دنبالهدار میشود. یعنی ابتدا تولید مفهوم باید صورت پذیرد و سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله توپی میشود که توسط رسانهها شلیک میگردد.
بخشی از موازیکاری و حرف تکراری و درجازدن و… به نداشتن زنجیره تأمین بر میگردد. زنجیره تأمین فضای محلی با ملی، منطقهای، جهانی و متغیر زبان متمایز باید متفاوت باشد. چراکه برد گلولههایی که برای شلیک در هر سطح نیاز است متفاوت میباشد. نکته دیگر داشتن رسانههای عمومی و سپس رسانههای تخصصی در کنار آن‌ها است. آمریکاییها در این زمینه شبکههایی عمومی (مثل cbs, cnn, nbc, abc,) در کنار شبکههایی تخصصی (مثل هیستوریچنل، و نشنالجئوگرافی و …) دارند.
لذا رسانه ملی باید مرکزی را برای تولید استدلال، مفهوم، سابقه تاریخی و … ایجاد کند تا

مطلب مرتبط :   قاضی، حقوقی، دلماس، حقوق، مارتی
دسته بندی : علمی