ش رسانه‌ای

7-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام هفتم، تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌
گام هفتم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تبیین اهداف،‌ مأموریت و چشم‌انداز و انتشار‌ مربوط می‌شود. مشاهده می‌گردد که این گام به‌کلی به عملیات رسانه‌ای نزدیک شده و به حوزه‌های ملموس رسانه‌ای رسیده است. هر رسانه¬ای باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آن¬گاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. اگر بپرسیم که مأموریت رسانه¬های ما چیست و چه چشم-اندازی دارند؟ در پاسخ باید گفت که در رسانه ملی و افق رسانه، مواردی از قبیل چشم¬انداز در افق ده¬ساله، استراتژی¬های پنج¬ساله تولید، اولویت¬های برنامه¬سازی، سازوکارهای اجرایی و بیانیه مأموریت رسانه ملی تدوین شده است. در بیانیه مأموریت آن قید شده است که «سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران به مثابه دانشگاه عمومی و با بهره‌گیری از هنر فاخر و سمت‌دهی مؤثر و کارآمد آن، از طریق کانال‌های رادیویی و تلویزیونی، و برخوردار از رسانه‌های مجازی (شبکه‌های رایانه‌ای و اینترنتی) و مکتوب، با تولید و پخش برنامه‌های متنوع آموزشی، خبری و اطلاع‌رسانی، سرگرمی و تفریحی و …در حوزه استانی، ملی، منطقه‌ای و جهانی، با مخاطبان گسترده اعم از ایرانیان داخل و خارج از کشور، فارسی‌زبانان آسیای میانه و شبه‌قاره، مسلمانان جهان و دیگر شهروندان جامعه جهانی، مأموریت «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» را بر اساس «اهداف کلان» خود بر عهده دارد.» (افق رسانه, بیانیه ماموریت)
این‌ها مأموریت و چشم¬انداز و اهداف کلان رسانه ملی به‌صورت کلی هستند. اما آیا هر شبکه باید از چشم¬انداز و مأموریت و اهداف کلان خود، تابع چشم¬انداز و مأموریت و اهداف کلان سازمان رسانه‌ای خود، برخوردار باشد؟
بر اساس نظر کارشناسان مورد مصاحبه، هر شبکه باید در ابتدا مأموریت خود و سپس چشم¬انداز و اهداف خود را تعیین کند و آن¬گاه با درنظر گرفتن آن‌ها آرایش بگیرد. هر شبکه باید بتواند خودش را در نظام رسانه¬ای داخلی و سپس جهانی تعریف نماید. و باید به این پرسش پاسخ بگوید که چه خلائی در میان حوزه¬های مختلف رسانه¬ای، وجود دارد تا آن بخش را پوشش دهد؟ همچنین نسبت خود را در سپهر رسانه-ای روشن نماید. یعنی مشخص نماید که چه چیزی را می¬خواهد برجسته و چه چیزی را می¬خواهد تضعیف نماید؟ ضمن اینکه نسبت خود را با مخاطب ویژه خود معین نماید تا آنکه معنا یابد. همچنین باید مشخص نماید که چرا مخاطب باید این برنامه را ببیند؟ در بحث بخش¬بندی محتوا، نیز باتوجه به اهداف هر شبکه، مخاطبان خاص هر شبکه، رده سنی مخاطب و خواست او، جنسیت و محل اقامت او و … می¬توان محتوا را تقسیم¬بندی نمود.
همچنین باید مشخص کند که در رقابت در سپهر رسانه‌ای،‌ این شبکه نسبت به کدام شبکه‌ها باید پاسخگو باشد؟ پس اول نسبت به شبکه¬های داخلی، دوم به نسبت شبکه¬های مهم خارجی و شبکه خانگی، سپس در گام آخر نیز، نسبت خود را با مخاطب خود مشخص نماید. سپس به پوشش بخش‌های مختلف محتوا توسط رسانه¬های خود باید توجه داشته باشیم. یعنی مشخص باشد که هر شبکه باید به پوشش کدام بخش بپردازد. در این صورت آرایش رسانه¬ای ما کامل می¬گردد.
این بخش‌ها به‌واسطه سیاستی که برای هر شبکه در نظر می¬گیریم مشخص می¬شود، وابسته است. مثلاً شبکه¬ی سه، شبکه جوان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل جوانان بپردازد. یا شبکه¬ی چهار، شبکه نخبگان و فرهیختگان است؛ بنابراین باید به حوزه مسائل نخبگان و برنامه¬های علمی بپردازد. پس استراتژی هر شبکه تعیین‌کننده نوع آرایش آن شبکه در نسبت با کل و به نسبت حوزه¬های مختلف است.
با تعیین نقش هر شبکه در نسبت با کل،‌ یک جبهه‌بندی رسانه‌ای در مواجهه با رسانه‌های غیر شکل گرفته است که بر اساس همان مأموریت کلی، در سطوح پوشش تعیین شده و برمبنای استراتژی¬ها و سیاست‌های مشخص‌شده کلی سازمان رسانه‌ای و برای حفظ و تأمین نیاز مخاطب، جامعه و نظام و برای تحقق منافع ملی و اولویت¬های تمدنی به این مواجهه می‌پردازد.
اتحادیه رادیو و تلویزیون¬های اسلامی، نیز ظرفیت مناسبی برای تقریب به ذهن شدنِ وضعیت آرایش رسانه¬ای و ترسیم این جبهه¬بندی رسانه‌ای وجود دارد. خیل کثیری از رادیوها و تلویزیون¬ها عضو آن هستند و به 230 عضو رسیده¬اند و 23 رسانه نیز تقاضای عضویت داده¬اند. این یک سپهر رسانه¬ای را مشخص می-نماید. البته تشکیل اتحادیه رادیو و تلویزیون¬های اسلامی، الگوی موفقی در کارنامه رسانه¬ای جمهوری اسلامی است که به تشکیل یک جبهه رسانه¬ای منجر شده است. این اتحادیه و بازار فیلم آن در کل یک پیام دارد و اینکه، جمهوری اسلامی در تلاش است که رسانه¬های هم¬صدا با خود را در دنیا پیدا نموده و باهم هماهنگ نماید. رسانه¬های عضو، به زبان هر کشور و با همان ادبیات و خلق‌وخو، پیام¬های انقلاب را منتشر می¬کنند. البته در جهان اسلام و عرب نفوذ زیادی وجود دارد؛ اما در خاک تمدن غرب، تقریباً رسانه‌های معدودی وجود دارد. این نمونه‌ای از یک جبهه¬بندی رسانه‌ای است.
پس‌ازاینکه این موارد برای هر شبکه رعایت گردید، محتوای موردنظر نیز برحسب نیازها و اولویت¬های گفته شده، باید به فرمول¬بندی پیام پرداخته و با تعیین تاکتیک¬ها و تکنیک‌های رسانه‌ای آزموده شده، به طراحی و پوشش پیام در ژانرها و گونه‌های مختلف و متناسب با رده‌بندی و تفکیک‌های مخاطب و همچنین با انتخاب ابزار و گونه‌های رسانه‌ای مناسب پرداخت و پیام‌های تولید‌شده را بر روی آن‌ها بارگذاری و سپس منتشر نمود. با احتساب این نظریات کارشناسان در حوزه تبیین اهداف،‌ مأموریت، چشم‌انداز و انتشار‌، این گام به‌صورت زیر کلاسه‌بندی می‌گردد.

مطلب مرتبط :  

تصویر 25-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- اهداف و مأموریت و چشم‌انداز

6-4. سازمان‌دهی در آرایش رسانه‌ای
گفته شد که در مدیریت عمومی، مدیریت را شامل وظایف برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی، بسیج منابع و امکانات، رهبری و کنترل می¬دانند. بر طبق الگوی مدیریت عمومی رسانه‌، گام بعدی اقدام مدیریتی «سازمان‌دهی» می‌باشد و الگوی آرایش رسانه‌ای خارج از چارچوب این الگوی پنج¬گانه مدیریتی، نمی‌باشد.

تصویر 26-4 الگوی مدیریت عمومی رسانه

نهادسازی ازجمله مواردی است که می‌بایست در آرایش رسانه‌ای مورد توجه واقع شود و هر رسانه برای حفظ و بقای خود به ساختارهای جدیدی نیاز دارد که توان عملیاتی نمودن مأموریت‌های خود را داشته باشد.
کارشناسانی که از آنان مصاحبه به عمل آمد، در حوزه سازمان‌دهی نکات مهمی را عنوان نمودند که در ادامه می¬آید.
در حوزه سازمان‌دهی نظر کارشناسان بر این بود که وقتی تعداد شبکه¬ها زیاد می¬شود، موازی‌کاری اتفاق می¬افتد. یعنی روی یک موضوع چند شبکه کار می‌کنند و نکته دیگر را هیچ شبکه دیگری پوشش نمی¬دهد. لذا باید به‌صورت مکمل آرایش گرفت و از رفتار موازی،‌ متداخل و مزاحم پرهیز نمود.
در سازمان‌دهی شبکه‌ها در کنار هم نیز، باید دانست که این‌ها نباید نقطه کور داشته باشند. بنابراین در بخش‌هاییoverlab همپوشانی پیدا می‌کنند. بعضی حوزه وسیع‌تری دارند و بعضی به لحاظ پوشش محدودترند. در کنار پوشش جغرافیایی مثل رسانه‌های محلی، ملی، منطقه¬ای و جهانی پوشش موضوعی را باید در آرایش رسانه‌ای مد نظر داشت. مثلاً اگر الکوثر و العالم را به‌عنوان دو رسانه عرب‌زبان را داریم، چگونه هر دو را به نحوی آرایش دهیم که در حوزه¬های یکدیگر تداخل و موازی¬کاری نکنند. هم اینکه منطقه‌الفراق نداشته باشند و جایی خالی نماند. لذا برای تشکیل خط خودی باید ابتدا فهرست کنیم که چه رسانه¬هایی داریم و سپس تعیین کنیم که مأموریت هریک باید چه باشد؟
نکته دیگر سازمان‌دهی که در حوزه تولیدات صنعتی نیز هست، زنجیره تأمین است. یکی از مشکلات رسانه ملی نداشتن زنجیره تأمین است. مثلاً مواد خامی که استخراج شده تا به ذوب فولاد رسیده و به ورق تبدیل شده و شکل گرفته و سپس در کارخانه خودرو طراحی و قالب¬زدن و نصب و کنترل شود. این زنجیره تأمین خودرو است. همین زنجیره باید در رسانه دیده شود. یا به‌عنوان‌مثال در مبحث حقوق بشر، جرمی بنتام گزاره‌هایی را تولید نموده است و آن را بهینه و به‌روز کرده¬ و سپس به مواد حقوق بشر تبدیل شده و تا به پهنای باند اینترنت به‌عنوان یک تکنولوژی روز و بحث نو دنباله¬دار می¬شود. یعنی ابتدا تولید مفهوم باید صورت پذیرد و سپس این مفاهیم به‌عنوان خرج یا گلوله توپی می¬شود که توسط رسانه¬ها شلیک می¬گردد.
بخشی از موازی¬کاری و حرف تکراری و درجازدن و… به نداشتن زنجیره تأمین بر می¬گردد. زنجیره تأمین فضای محلی با ملی، منطقه¬ای، جهانی و متغیر زبان متمایز باید متفاوت باشد. چراکه برد گلوله¬هایی که برای شلیک در هر سطح نیاز است متفاوت می¬باشد. نکته دیگر داشتن رسانه¬های عمومی و سپس رسانه¬های تخصصی در کنار آن‌ها است. آمریکایی¬ها در این زمینه شبکه¬هایی عمومی (مثل cbs, cnn, nbc, abc,) در کنار شبکه¬هایی تخصصی (مثل هیستوری¬چنل، و نشنال¬جئوگرافی و …) دارند.
لذا رسانه ملی باید مرکزی را برای تولید استدلال، مفهوم، سابقه تاریخی و … ایجاد کند تا آنکه خبرنگاری که درون صحنه و میدان درگیر است، از حیث محتوا تأمین شود و او را به لحاظ محتوا تأمین نمود. پس چینش رسانه¬ها در نسبت و تناسب باهم و دیگری ایجاد زنجیره تأمین از گزاره‌های مهم سازمان‌دهی است.
مؤلفه‌ای دیگر که باید روی آن تأکید نمود، ایجاد مرکز غنی¬سازی رسانه¬ها است که بتواند مفاهیم تولید کند و رسانه‌های یک جبهه صرفاً از آنجا تغذیه شوند. نه آنکه خود رسانه دغدغه تولید محتوا و مفاهیم را نیز داشته باشند. به‌عنوان نمونه رسانه ملی باید مرکز مدیریت آمریکا در افکار عمومی ایران، داشته باشد. سپس از شبکه پویانمایی برای کودکان تا شبکه¬های خبری، آن مفاهیم را به تولید برنامه منجر نمایند.
باید به فکر حل معضل «نداشتن عقبه» در آرایش رسانه‌ای بود. رسانه‌های ما تولید حرف نو نمی¬کنند و حرف¬های دیگران را پرداخت می¬کنند و کپی می¬کنند مثل بفرمایید شام و شام ایرانی. این موضوع فقدان سوژه¬سازی را به‌وضوح در رسانه ‌ملی نمایان می¬کند. چراکه «تکرار» سم مهلک یک رسانه است و اگر رسانه ملی به دام روزمرگی بیفتد مرگ او فرارسیدهاست.
در راستای تدوین زنجیره تأمین نکته دیگری وجود دارد که تأمین آزمایشگاه رسانه‌ای است. آمریکا یک مدیالب دارد؛ که در بحث روایت¬ها بر روی center for future story telling کار می¬کند. این مرکز را باید در آرایش رسانه¬ای تعریف نمود. آزمایشگاه رسانه¬ای که مفهوم را آزمایش می¬کند و سپس در محیط

مطلب مرتبط :   مدنی،، اعتماد، .(، دولت،، تمدن

  • 3
دسته بندی : علمی