در کارکنان جهت دست یافتن به اهداف سازمان، با عنایت به ارزش‌های فرد و ارزش‌های حاکم بر جامعه. وظیفه هدایت و رهبری مدیر شامل سه بخش رهبری، انگیزش و ارتباط می‌باشد که در خصوص مؤلفه «ارتباط» در کلام کارشناسان مورد مصاحبه،‌ ‌ازآنجاکه با قید تفکر سیستمی همراه بود، در بخش سازمان‌دهی گنجانده شد.
همچنین بر اساس نظر کارشناسان، شکل‌دهی به رسانه‌های همسو و مالکیت و مدیریت رسانه‌های بین‌المللی همسو نیز از وظایف رهبری در الگوی آرایش رسانه‌‌ای عنوان گردید. ضمن آنکه موارد دیگری که مربوط به هدایت و رهبری صرفاً در طراحی آرایش رسانه‌ای باشد، ‌از دل داده‌های اولیه به‌دست نیامد و به گزاره و کد و مقوله‌ی مربوط به رهبری و هدایت نیز نینجامید و اشباع شده تلقی گردید.

تصویر 29-4 رهبری و هدایت

9-4. نظارت و کنترل در آرایش رسانه‌ای
بخش نظارت و کنترل در آرایش رسانه‌ای زمانی رخ می‌دهد که طراحی صورت گرفته و چیدمان و آرایش رسانه‌ای لازم به‌طور کامل اتخاذ گردیده و سپس، عملکرد آرایش رسانه‌ای اتخاذشده، مورد ارزیابی و نظارت قرار می‌گیرد تا اگر ضعفی در اجرا و یا آسیبی در طراحی آرایش رسانه‌ای موجود وجود دارد،‌یا آنکه شرایط جدیدی بروز نموده و لازم است نسبت به آن موضع گرفت، ‌آن را با ارزیابی صحیح سیستم، شناسایی و سپس با اِعمال انعطاف، سیالیت، چالاکی و توانایی انطباق با شرایط جدید و تغییر اولویت‌ها، به‌روزرسانی نموده و ضعف‌ها و آسیب‌های درونی و تهدیدات جدید بیرونیِ آرایش رسانه‌ای، از طریق بازطراحی آن به قوت بدل گردند.
کارشناسان در مصاحبه‌های عمیق صورت گرفته توسط محقق، اذعان داشتند که انعطاف و توانایی انطباق با شرایط جدید از امور ضروری در آرایش رسانه‌ای است. رسانه می‌بایست در برابر شرایط گوناگون، مثل آب خاصیت ژیروسکوپیک و انطباق با شرایط گوناگون داشته باشد و منعطف باشد و توانایی تغییر اولویتها و تغییر مؤلفه‌ها را دارا باشد.
چراکه آرایش گرفتن و داشتن انعطافپذیری در آرایش رسانه‌ای، تابعی از شرایط است و در نسبت با شرایط تنظیم می‌شود. در برتافتن این انعطاف، ‌استراتژی ما نیز باید پویا بوده و در مقابل شرایط جدید انعطاف‌پذیر و قابل‌تغییر باشد. چراکه هنگام بروز شرایط جدید باید تغییر استراتژی داد و آن را به‌روزرسانی، اصلاح و تقویت نمود. بروز شرایط جدید و موقعیت‌های حساس برای رسانه، که به موضعگیری‌های سریع و واکنش‌های صحیح و به‌موقع نیاز دارد به‌طور مداوم به وجود میآید که میبایست به‌سرعت در مقابل آن‌ها آرایش لازم را گرفت و تغییر آرایش و تنظیم مجدد و اصلاح رویه آن صورت بگیرد. لذا سیستم باید از انعطاف در عمل برای تصمیم و اقدام به‌موقع در مواقع حساس برخوردار باشد.
از منظر کارشناسان، به‌روزرسانی و آسیب‌شناسی دقیقاً به همان بحث کنترل و نظارت در مدیریت برمیگردد که به‌عنوان یک چرخه دائم باید رعایت شود و دوباره به سیستم پس‌خوراند145 بدهد. سیالیت و انعطاف به کارآمدی آرایش میانجامد. مثلاً بخش یا شبکهای اگر از بیننده لازم برخوردار نبود میتوان آن را برچید. این بخشی از انعطافی است که در قبال شرایط جدید داریم. مرکز نوآوری رسانه یا مدیالب (آزمایشگاه رسانه‌ای) که در بخش سازمان‌دهی به‌عنوان نهادهایی که باید در ساختار رسانه‌ای ایجاد شوند، ذکر شد، می‌تواند بخشی از به‌روزرسانی مدام سیستم رسانهای و انطباق با شرایط جدید را بر عهده گیرد.
انطباق با شرایط جدید همچنین در فضای نوین رسانه‌ای جهان نیز، خود را نشان میدهد. مثلاً تحولاتی که در حوزه مخاطب، تکنولوژی و رسانهها و حتی در حوزه ژانر به وجود میآید؛ تحولاتی است که رسانه باید همواره خود را بر آنان منطبق نماید. به‌عنوان نمونه، ادغام تلویزیون با رسانههای جدید مسئله‌ای است که تحولات جدیدی را به وجود آورده و این امر باید توسط تلویزیون بررسی شده و سپس با آن جریان، همراهی نمود. همچنین به برخی وقایع تلخ باید تن داد. مثلاً مخاطبان با موبایل‌های خود پیوند خورده‌اند،‌ لذا سازمان رسانه‌ای باید به این بیندیشد که چگونه کلیپ برنامه‌های خود را به این شبکه‌ها نفوذ دهد.
از نگاه کارشناسان،‌ کنترل کیفی محتوا و سیاست‌گذاری صحیح بر روی محتوا و ارزشیابی عملکرد رسانهای نیز بخشی از نظارت و ارزیابی آرایش رسانهای است. همچنین آثار مخرب تلویزیون باید روی طیفهای مختلف مخاطب بررسی و شناسایی شود. نظرسنجیهایی که پس از پخش هر برنامه انجام میشود، همان آسیبشناسی و نگاه به عملکرد گذشته و بررسی آن است که همه این موارد ذکر شده، برای حرکت بهتر به‌سوی چشمانداز و وضع مطلوب آینده واجد اهمیت است.

مطلب مرتبط :   حقوقی، ابراء، بخشش، گفتار، اراده

تصویر 30-4 نظارت و کنترل

فصل پنجم: بحث و نتیجهگیری

1-5. مقدمه
فصل حاضر به جمع‌بندی و حصول نتایج تحقیق مربوط می‌شود. که در ابتدا به جمع‌بندی سه فصل ابتدایی پرداخته‌شده است و در ادامه، خلاصه‌ای از یافته‌های تحقیق که در فصل چهارم آمده، نگارش یافته است و پس از اندکی بحث در خصوص یافته‌ها، محقق به ارائه نتیجه و پیام حاصل از تحقیق پرداخته است. این نتیجه‌گیری، همان حاصل نهایی تحقیق است که الگویی پیشنهادی،‌ برای طراحی آرایش رسانه‌ای صداوسیما می‌باشد که مورد مداقه محقق بوده و به‌صورت یک الگوی مصور، در بخش نتیجه‌گیری فصل حاضر، ارائه گردیده است.
محقق در فرآیند تحقیق پیش رو، با محدودیت‌هایی مواجه بود که تحت عنوان «محدودیت‌های تحقیق» ارائه گردیده است. پیشنهادهایی در خلال تحقیق نیز ‌به ذهن محقق متبادر شد، که به‌طور مستقیم از تحقیق برخاسته است. این پیشنهادات در ادامه، برای انجام تحقیقات بعدی به سایر محققین ارائه گردیده است.

2-5. خلاصه تحقیق
در فصل اول تحقیق حاضر، که تحت عنوان کلیات بود؛ در بدو امر، به بیان مسئله پرداخته‌شده و سعی نگارنده بر آن بوده تا بیش از هر چیز، چیستی و مسئله‌ی تحقیق را به‌وضوح تبیین نماید. در ادامه ضرورت و اهمیت تحقیق حاضر مورد مداقه‌ قرار گرفت تا آن‌که، فوایدِ انجام و مضراتِ عدم انجام آن، احراز گردد. سپس اهداف و پرسش‌های اصلی و فرعی تحقیق بیان گردیده و درنهایت مفاهیم اصلی پژوهش تعریف شده‌اند. هدف اصلی پژوهش پیش رو، «پیشنهاد الگوی آرایش رسانهای صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران» می‌باشد که در کنار این هدف، دو هدف فرعی را نیز دنبال ‌نمود. یک، بررسی شرایط نوین فضای رسانه‌ای جهان و دوم، آشنایی با حوزهها و جوانب آرایش رسانهای.
نکته آنکه در طرح اولیه تحقیق نیز این‌گونه عنوان شد که، اگر مأموریت صداوسیما «مدیریت و هدایت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» میباشد، برای تضمین اجرای این مأموریت گریزی از آن نیست که، الگویی برای تنظیم آرایش رسانهای تدوین گردد تا با برتافتن آن الگو، آرایش رسانهای صداوسیما در انطباق با شرایط جدید طراحی شده و در مواجهه با امپریالیسم رسانهای دشمن، بر تهدیدات آن نیز فایق آید. لذا الگوی پیشنهادی،‌ لزوماً باید الگویی باشد که برای «طراحی آرایش رسانه‌ای» و برای صداوسیما مورد استفاده قرار گیرد.
فصل دوم تحقیق نیز، به پیشینه و مبانی نظری پژوهش اختصاص یافت که بخش اول آن مربوط به تحقیقات پیشین میباشد. در این بخش تلاش نگارنده بر آن بود که، پژوهشهایی را که به لحاظ موضوعی با این پایاننامه، قرابت دارد، برگزیند و آن‌ها را به ترتیب اولویت، مورد ارزیابی قرار دهد. اما متأسفانه در بررسی حوزه الگوی آرایش رسانهای، تحقیق خاصی مشاهده نگردید و به‌ناچار نزدیک‌ترین پژوهشها به موضوع حاضر، به‌صورت فهرستوار ذکر و ارائه گردید. در بخش بعدی این فصل به مبانی نظری پژوهش پرداخته شد. مواردی از قبیل جنگ نرم ،‌ قدرت نرم، دیپلماسی عمومی، ارتباطات استراتژیک، رقابت در سپهر رسانه‌ای، مدیریت استراتژیک رسانه، رسانه به مثابه پدیده‌ای انسانوار و همچنین سیر تطور رسانه و مخاطب در فضای نوین رسانه‌ای جهان، ازجمله مواردی هستند که مبانی نظری تحقیق حاضر را شکل می‌دهند که در بخش دوم تحقیق آمده است.
در فصل سوم تحقیق نیز به بیان روش تحقیق پرداخته شد، که در کل به‌صورت کیفی انجام شد و گردآوری داده‌ها نیز به روش مصاحبه عمیق با 15 کارشناسان خبره از اساتید علوم ارتباطات و مدیریت رسانه، سینما، علوم نظامی، علوم سیاسی و دانش مدیریت استراتژیک و افرادی با بالای ده سال سابقه رسانه‌ای انجام گرفت که پس از استخراج و کدگذاری داده‌ها به‌صورت گام‌به‌گام و مرحله‌به‌مرحله از مصاحبه‌ها، با استفاده از گراندد تئوری به تدوین الگوی طراحی آرایش رسانه‌ای موردنظر پرداخته شد در کدگذاری باز، تولید مقوله‌ها و ویژگی‌های آن و بررسی انواع مقولات صورت گرفت. پس از آن در مرحله کدگذاری محوری، مقولات به‌صورت منظم پرورده شده و به زیرمقوله‌ها متصل گردید. آن‌گاه در کدگذاری گزینشی، با به اشباع رسیدن مقولات و اتصال و پیوند مقولات اصلی، طرح نظری بزرگ‌تری شکل گرفت و یافته‌ها به‌آرامی شکل نظریه برخود پذیرفت. از این طریق تدوین الگوی موردنظر مورد مداقه قرار گرفت.

مطلب مرتبط :   داستان، منوچهر، یاری، کین، قهرمان

3-5. خلاصه یافتهها
طی مصاحبه‌های به‌عمل‌آمده، بهترین قالب برای تنظیم الگوی آرایش رسانه‌ای که می‌توانست همه داده‌ها را در خود تجمیع نماید، همان مؤلفه‌های ۵گانه مربوط به حوزه‌های مدیریت عمومی تعیین گردید و مطالب به‌دست‌آمده در طبقه‌های برنامه‌ریزی، سازمان‌دهی،‌ منابع‌انسانی و امکانات، رهبری و درنهایت، نظارت و کنترل تدوین و کلاسه‌بندی گردید.
نظر کارشناسان در حوزه عقبه‌ها و پیشنیازهای آرایش رسانه‌ای این بود که،‌ صداوسیما در آرایش رسانه‌ای خود عقبه ندارد و باید به فکر این عقبه نداشتن در آرایش رسانه‌ای بود. ایجاد نظام جامع رسانه‌ای پیشرو، آینده‌نگر و جامع با در نظر داشتن نقشه جامع مهندسی فرهنگی کشور و تنظیم رژیم مصرف رسانه‌ای، سیاست‌گذاری و نهادسازی مرتبط با آن، تولید علم بومی و نظریه‌پردازی در حوزه رسانه و درنهایت، صنعت بومی عظیم برآمده از علوم و مبانی اصیل فکری و فرهنگ بومی کشور به‌عنوان یک پشتوانه، از لوازم داشتن یک آرایش رسانه‌ای مطلوب و بومی است که پیش از آرایش رسانه‌ای باید آن‌ها را محقق نمود.
مشخص نمودن رویکردهای طراحی در بدو طراحی آرایش رسانه‌ای می‌بایست صورت گیرد. لذا اولین رویکرد طراحی، رویکرد آینده‌پژوهانه است. چراکه طراحی باید با نگاه مدیریت استراتژیک و رویکرد آینده‌پژوهانه و چشم‌انداز محور انجام گیرد و ناظر بر تحولات و بررسی چشم‌انداز تکنولوژی در افق‌های ده‌ساله باشد.
رویکرد دوم رویکرد انسان‌شناسانه است. آرایش رسانه‌ای باید برای حداکثری کردن شکوفایی مخاطبان صورت گیرد.

دسته بندی : علمی