نفوذ استفاده نماییم. این مشابه شرایط اقدام نامتقارن در نظامی‌گری است.
مثال آن مشابه عضوگیری‌هایی است که توسط گروههای تکفیری، القاعده و داعش است که از سراسر دنیا صورت میگیرد و بدون امکانات و تجهیزات عظیم رسانهای و با شیوههای ویژهی خود اعمال میشود. موفقیت در عضوگیریهای گسترده آنان، گواه شیوهی خاص تبلیغیشان است که قابل توصیف به یک نمونه از آرایش رسانهای نامتقارن است. زیرا توانستهاند حرف خود را به گوش همفکران خود در سراسر دنیا برسانند و موجب جذب آنان به گروههای نظامی خود شوند. لذا استفاده از روش‌های متعارف و مشابه غرب باعث میشود که در تقارن با آن‌ها، بازنده میدان رقابت رسانهای شویم و به اهداف خود نرسیم. لازمه آن طراحی و ابداع جدید و چیدمان جدید رسانههای خود است. پس بنابرنظر کارشناسان امر به‌ویژه کارشناسان طراحی آرایش نظامی، در تطبیق حوزه نظامی با رسانه، انواع آرایش رسانه‌ای به‌صورت زیر قابل‌تفکیک می‌باشند.

تصویر 20-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نوع آرایش
3-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام سوم، تفکیک پارادایم
تمیز و سپس تفکیک مفاهیم دو پارادایم141 اصالت خدا (تئوئیسم142) و اصالت بشر(اومانسیم143) از آنجایی ضروری است که این دو پارادایم نسبت به یکدیگر متناقضاند و درغلطیدن مخاطب و رسانه در ورطه التقاط میان این دو، موجب ضلالت مخاطب به‌جای رشد مخاطب میگردد. همچنین گفته شد که ازآنجاکه جمهوری اسلامی ایران در منازعه پارادایمی با غرب قرار دارد،‌ رسانههای آن نیز در منازعه با رسانه‌های غربی هستند و این یک رقابت سخت را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد که رقابت در محتوا و بر سر جذب مخاطب است.
پارادایم همان چارچوب تصوری و یا شهر ذهنی (نه به معنی آرمان‌شهر) انسان است. در علم جامعهشناسی، پارادایم به معنی چارچوب عمومی است که با رجوع به آن میتوان مسائل را تحلیل نمود. (آزادی، 12:1390ص 12 )
پارادایم انسان غربی، پارادایم اصالت انسان و یا درواقع پارادایم اومانیسم است و پارادایم انسان مسلمان و موحد، پارادایم تئوئیسم و اصالت خداست. انسان غربی «انسان» را در مرکز قرار داده و همه‌چیز را در پیرامون و محیط انسان، تعریف و تفسیر میکند. درحالی‌که بر اساس تعالیم اسلام، «خداوند» در مرکز دایره قرار داشته و همه‌چیز در پیرامون، به خداوند اقتدا و سجده میکند و در نسبت با او تعریف میشود.
لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.

تصویر 21-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تفکیک پارادایم

4-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام چهارم، تعیین حوزه نفوذ تمدنی

در طراحی آرایش رسانه‌ای گام چهارم شامل تعیین حوزه نفوذ تمدنی است که پیش‌ازاین نیز در برآورد وضعیت خودی آمده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که این اقدام می‌بایست در حین طراحی آرایش رسانه‌ای تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما میبایست بر روی آن تمرکز نماید می‌شود. کانون تمرکز را نیز با مثال روشن نمودیم.
اما نکته آن است که،‌ اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و حوزه نفوذ تمدنی برای آرایش رسانهای نیز یک ضرورت است که آن‌ها بتوانند اولویتها را تعیین کنند. اما صداوسیما که متولی این حوزه است، به‌ناچار تنها عمل میکند و کسی به او نمیگوید که چه کند. لذا باید در گام چهارم طراحی به جمعبندی تعیین حوزه نفوذ تمدنی در برآورد وضع موجود و مطلوب پرداخت، که با اجماع نخبگان، حوزه نفوذ تمدنی و کانون تمرکز آن، اولویت‌های نظام و منافع ملی تعیین میگردند.

مطلب مرتبط :   عدالت، اجتماع، متخلفان، ترمیمی، جرایم

تصویر 22-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تعیین حوزه تمدنی
5-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام پنجم، نیازسنجی

در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ چهارمین گام شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی بود که به‌طور مجمل در آنجا به موضوع مخاطب‌شناسی و تشخیص نیازهای مخاطب پرداخته‌شد. همچنین گفته شد که نیاز مخاطب در حیثیت جمعی خویش همان نیاز جامعه است که باید به آن نیز پرداخته شود. جامعه نیز در حیثیت سیاسی خود واجد حکومت است که اولویتها و نیازهایی دارد. بنابراین نیازسنجی از مخاطب و جامعه و نظام نیز در طراحی آرایش رسانه‌ای موضوعیت می‌یابند و پاسخ‌های این نیازسنجی‌ها از مرحله برآورد وضع موجود و مطلوب در این گام طراحی وارد می‌شوند.

تصویر 23-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نیازسنجی

6-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام ششم، تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نمودهایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویتهای تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نمودهایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای میتوانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزههای آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی، آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، قالبهای رسانه‌ای میگردد.
ابتدا بحث پوشش است. اگر بهترین پیامها و محتوا را تولید نموده و بهرهوری را به آستانه بیشینه برسانیم، اما نتوانیم پیام خود را به شکل مطلوب برای مخاطبهای مختلف، که صرفاً ملی هم نیستند برسانیم، آرایش رسانهای ما مخدوش است. مثل اینکه موشکهای ما برد پایین داشته باشند و هرگز به دشمن نرسد و این موجب عدم بازدارندگی میشود. پوشش رسانهای ما گاهی تا 20 درصد کشور پوشش رادیو و تلویزیون ندارند. این‌ها اشکال آرایش رسانهای است. پس بعد اول حوزه‌های آرایش رسانه‌ای، توان پوشش فراگیر برای مخاطبان رسانه، چه در سطح ملی و منطقهای و بین‌المللی است.
در سطح بین‌المللی اکنون شبکه پرستیوی است. در سطح منطقهای، الکوثر، المیادین، ‌العالم، هیسپنتیوی، سحر، جامجم ها و …در سطح ملی، شبکههای سراسری، یک، دو، سه، قرآن، خبر و شبکههای دیجیتالی که به‌تازگی راهاندازی شدهاند و هر ایرانی بر مبنای ملیت سهمی از آن دارد و میبایست رسانه ملی سهم آن را بپردازد و حول دولت -ملت مردم را جمع نماید و وفاق ملی به وجود بیاورد. در سطح محلی، شبکههای استانی است. که به مشکلات و زبان و سیاستهای محلی و … میپردازد. نکته آنکه شبکههای محلی گاهی به مرکزگریزی میانجامد و باید مراقب این آسیب بود.
نکته دیگر در بحث پوشش اینکه، در اروپا تا مدتی امواج از طریق موج‌کوتاه ارسال میشد. اما با فراگیری اینترنت، دیگر استفاده از موج‌کوتاه بیمعنا شد. اینکه پیامهای ما از طریق برودبند برای مخاطبان بینالمللی پخش شود، این به معنای آرایش جدید رسانهای است. این از برودکست به برودبند رفتن، یک آرایش رسانهای جدید است. لذا در حوزههای آرایش رسانهای پوشش برودبند و برودکست را نیز باید تأمین نموده و سهم بارگذاری نیروی سازمان رسانه‌ای را در هرکدام مشخص نماییم. تعیین میدان عمل اهمیت دارد. اینکه سهمبندی رسانه‌های ما از برودکست و برودبند چقدر است و چه تناسبی دارد و نوع توسعه موازی شما چیست،‌ پرسشی است که به‌طور دقیق باید به آن پاسخ گفت.
بعد دوم، قالبهای رسانهای است. یعنی قالبهای متنوع و متکثر تولید بستههای رسانهای. یعنی آنچه که در رادیو و تلویزیون و فضای مجازی به‌عنوان ژانرهای رسانهای میشناسیم، مثل سریالها، جنگها، برنامههای ترکیبی، آنونس، تیزر و… . ما در آرایش رسانهای باید به‌طور جدی به دنبال تولید قالبهای جدید رسانهای باشیم، که این از الزامات و ضرورتهای آرایش رسانهای است. به این معنا، رسانههایی که توان تولید قالبهای جدید و توان برنامهریزی و تخصیص منابع برای ارائه قالبهای متعدد ندارند، در عرصه رقابت رسانهای، دچار شکست خواهند شد. در نظامیگری نیز، لشکرهایی در جنگهای کلاسیک موفق بودهاند که از حداکثر تنوع یگانها مثل پیاده و سواره و کماندار و … برخوردار بودهاند. در جنگهای مدرن نیز به همین صورت است. باید انواع قالبهای نظامی را در چنته داشت. ضعف یک حوزه، آرایش را به چالش میکشاند و عامل شکست از همان ناحیه میگردد. چیزی که رقبای رسانه ملی نیز به آن توجه ویژه داشتهاند. بیبیسی فارسی، اگرچه یک شبکه خبری است، اما در آرایش رسانهای خود، صرفاً به خبر بسنده نمیکند، بلکه فیلم سینمایی، مستند، موسیقی، گفتگو و … را نیز در قالبهای خود چیدمان نموده است. این‌ها قالبهای رسانهای در محتواست.
بعد دیگر قالبهای رسانهای، قالبهای ارائه است. امروز هیچ رسانهای نمیتواند مدعی آرایش هوشمندانه رسانهای باشد و بیاعتنا به فرمهای ارائه محتوا باشد. مثلاً رادیو اگر بخواهد صرفاً صوتی و شنیداری باشد محکوم به شکست است؛ چراکه باید هم صوت باشد و هم متن و هم تصویر و آن‌ها را از بسترهای مختلف مثل اینترنت و پادکست و … پخش نماید. یعنی ما از تمام ظرفیتهای فناوریهای نوین ارتباطی برای ارائه و انتشار پیام خود استفاده کنیم ، و این یک معنای آرایش رسانهای است.
زمانی صرفاً رادیو بود و کار خود را به همان قالب خاص خود انجام میداد. اما با ظهور پادکست که ترکیب آیپاد و برودکست است، رادیو به عرصه جدیدی به نام پادکست، قدم نهاد. اکنون نیز با ظهور اینستارادیو، هر رادیویی لازم میبیند که به آن عرصه نیز ورود نماید. این همان انطباق با شرایط در حوزه آرایش رسانهای است. لذا باید در همه قالبها، ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای پیامهای خود را بارگذاری و انتشار نمود.
در بعد دیگر حوزه‌های آرایش رسانهای، در نظر گرفتن آرایش مخاطب است. یعنی باید مخاطبهای متنوع، متعدد و متکثر را در شرایط، وضعیتها و ذائقه‌های متغیر در نظر گرفت. ما هرگز نمیتوانیم یک تعریف ثابت و شناخت دقیق از مخاطب داشته باشیم. برخی رسانهها دچار این اشتباه شدهاند که میخواهند از مخاطبان خود، تعارف و مفروضات کلیشهای ارائه دهند. مثلاً آیا همه مخاطبان یک رسانه به موسیقی بیشتر علاقه دارند؟
طبیعتاً مخاطبان به‌طور دائم و توأمان در حال تغییر ذائقه، ترجیحات، سلایق، علایق، سبک زندگی، سبک کسب اطلاعات و سبک ارتباطات است. وقتی مخاطب بیشترین زمان زندگی خود را با گوشی همراه خود میگذراند، چگونه به‌عنوان یک رسانه، میتوان با این تغییر سبک زندگی او انطباق یافت؟ شاید باید سکانسهای جذاب

مطلب مرتبط :   آرایش، رسانه‌ای، رسانهای، برنامه‌ریزی، به‌صورت
دسته بندی : علمی