دارد،‌ رسانه¬های آن نیز در منازعه با رسانه‌های غربی هستند و این یک رقابت سخت را در سپهر رسانه‌ای به همراه دارد که رقابت در محتوا و بر سر جذب مخاطب است.
پارادایم همان چارچوب تصوری و یا شهر ذهنی (نه به معنی آرمان‌شهر) انسان است. در علم جامعه-شناسی، پارادایم به معنی چارچوب عمومی است که با رجوع به آن می¬توان مسائل را تحلیل نمود. (آزادی، 12:1390ص 12 )
پارادایم انسان غربی، پارادایم اصالت انسان و یا درواقع پارادایم اومانیسم است و پارادایم انسان مسلمان و موحد، پارادایم تئوئیسم و اصالت خداست. انسان غربی «انسان» را در مرکز قرار داده و همه‌چیز را در پیرامون و محیط انسان، تعریف و تفسیر می¬کند. درحالی‌که بر اساس تعالیم اسلام، «خداوند» در مرکز دایره قرار داشته و همه‌چیز در پیرامون، به خداوند اقتدا و سجده می¬کند و در نسبت با او تعریف می¬شود.
لذا ضرورت دارد که در همان ابتدای آرایش رسانه‌ای، صداوسیما پارادایم خود را از پارادایم دشمنان و معارضان خود تفکیک نماید.

تصویر 21-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تفکیک پارادایم

4-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام چهارم، تعیین حوزه نفوذ تمدنی

در طراحی آرایش رسانه‌ای گام چهارم شامل تعیین حوزه نفوذ تمدنی است که پیش‌ازاین نیز در برآورد وضعیت خودی آمده بود و شناخت آن حاصل شده بود، که این اقدام می‌بایست در حین طراحی آرایش رسانه‌ای تبیین گردد. در این برآورد ابتدا می‌بایست که شناخت و تعیین حوزه نفوذ تمدنی صورت گیرد، که شامل شناخت منافع ملی نظام و شناخت حوزه نفوذ تمدن و کانونی که تمدن ما می¬بایست بر روی آن تمرکز نماید می‌شود. کانون تمرکز را نیز با مثال روشن نمودیم.
اما نکته آن است که،‌ اجماع نخبگان برای تعیین اولویت‌ها و حوزه نفوذ تمدنی برای آرایش رسانه¬ای نیز یک ضرورت است که آن‌ها بتوانند اولویت¬ها را تعیین کنند. اما صداوسیما که متولی این حوزه است، به‌ناچار تنها عمل می¬کند و کسی به او نمی¬گوید که چه کند. لذا باید در گام چهارم طراحی به جمع¬بندی تعیین حوزه نفوذ تمدنی در برآورد وضع موجود و مطلوب پرداخت، که با اجماع نخبگان، حوزه نفوذ تمدنی و کانون تمرکز آن، اولویت‌های نظام و منافع ملی تعیین می¬گردند.

تصویر 22-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- تعیین حوزه تمدنی
5-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام پنجم، نیازسنجی

در شناخت وضعیت خودی و غیر،‌ چهارمین گام شناخت مخاطبان رسانه‌های خودی بود که به‌طور مجمل در آنجا به موضوع مخاطب‌شناسی و تشخیص نیازهای مخاطب پرداخته‌شد. همچنین گفته شد که نیاز مخاطب در حیثیت جمعی خویش همان نیاز جامعه است که باید به آن نیز پرداخته شود. جامعه نیز در حیثیت سیاسی خود واجد حکومت است که اولویت¬ها و نیازهایی دارد. بنابراین نیازسنجی از مخاطب و جامعه و نظام نیز در طراحی آرایش رسانه‌ای موضوعیت می‌یابند و پاسخ‌های این نیازسنجی‌ها از مرحله برآورد وضع موجود و مطلوب در این گام طراحی وارد می‌شوند.

تصویر 23-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- نیازسنجی

6-4-5-4 طراحی آرایش رسانه‌ای در برنامه‌ریزی- گام ششم، تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای
گام ششم از مراحل طراحی آرایش رسانه‌ای به تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای مربوط می‌شود. لذا باید بررسی نمود که نیازهای جامعه و مخاطب و نظام را که در گام قبل برآورد نموده¬ایم و همچنین منافع ملی،‌ اولویت¬های تمدنی و نظام و کانون تمرکز تمدنی را که مبتنی بر پارادایم اعتقادی خود تعیین نموده¬ایم، اکنون در چه چارچوب و حوزه‌های رسانه‌ای می¬توانیم وارد نماییم. نام این اقدام را «تنظیم حوزه‌های آرایش رسانه‌ای»‌ نامیده‌ایم. این حوزه¬های آرایش رسانه‌ای به ترتیب شامل آرایش جغرافیایی، آرایش مخاطب، آرایش نیروی انسانی و درنهایت، قالب¬های رسانه‌ای می¬گردد.
ابتدا بحث پوشش است. اگر بهترین پیام¬ها و محتوا را تولید نموده و بهره¬وری را به آستانه بیشینه برسانیم، اما نتوانیم پیام خود را به شکل مطلوب برای مخاطب¬های مختلف، که صرفاً ملی هم نیستند برسانیم، آرایش رسانه¬ای ما مخدوش است. مثل اینکه موشک¬های ما برد پایین داشته باشند و هرگز به دشمن نرسد و این موجب عدم بازدارندگی می¬شود. پوشش رسانه¬ای ما گاهی تا 20 درصد کشور پوشش رادیو و تلویزیون ندارند. این‌ها اشکال آرایش رسانه¬ای است. پس بعد اول حوزه‌های آرایش رسانه‌ای، توان پوشش فراگیر برای مخاطبان رسانه، چه در سطح ملی و منطقه¬ای و بین‌المللی است.
در سطح بین‌المللی اکنون شبکه پرس¬تی¬وی است. در سطح منطقه¬ای، الکوثر، المیادین، ‌العالم، هیسپن-تی¬وی، سحر، جام¬جم ها و …در سطح ملی، شبکه¬های سراسری، یک، دو، سه، قرآن، خبر و شبکه¬های دیجیتالی که به‌تازگی راه¬اندازی شده¬اند و هر ایرانی بر مبنای ملیت سهمی از آن دارد و می¬بایست رسانه ملی سهم آن را بپردازد و حول دولت -ملت مردم را جمع نماید و وفاق ملی به وجود بیاورد. در سطح محلی، شبکه¬های استانی است. که به مشکلات و زبان و سیاست¬های محلی و … می¬پردازد. نکته آن¬که شبکه¬های محلی گاهی به مرکزگریزی می¬انجامد و باید مراقب این آسیب بود.
نکته دیگر در بحث پوشش اینکه، در اروپا تا مدتی امواج از طریق موج‌کوتاه ارسال می¬شد. اما با فراگیری اینترنت، دیگر استفاده از موج‌کوتاه بی¬معنا شد. اینکه پیام¬های ما از طریق برودبند برای مخاطبان بین¬المللی پخش شود، این به معنای آرایش جدید رسانه¬ای است. این از برودکست به برودبند رفتن، یک آرایش رسانه¬ای جدید است. لذا در حوزه¬های آرایش رسانه¬ای پوشش برودبند و برودکست را نیز باید تأمین نموده و سهم بارگذاری نیروی سازمان رسانه‌ای را در هرکدام مشخص نماییم. تعیین میدان عمل اهمیت دارد. اینکه سهم¬بندی رسانه‌های ما از برودکست و برودبند چقدر است و چه تناسبی دارد و نوع توسعه موازی شما چیست،‌ پرسشی است که به‌طور دقیق باید به آن پاسخ گفت.
بعد دوم، قالب¬های رسانه¬ای است. یعنی قالب¬های متنوع و متکثر تولید بسته¬های رسانه¬ای. یعنی آنچه که در رادیو و تلویزیون و فضای مجازی به‌عنوان ژانرهای رسانه¬ای می¬شناسیم، مثل سریال¬ها، جنگ¬ها، برنامه-های ترکیبی، آنونس، تیزر و… . ما در آرایش رسانه¬ای باید به‌طور جدی به دنبال تولید قالب¬های جدید رسانه¬ای باشیم، که این از الزامات و ضرورت¬های آرایش رسانه¬ای است. به این معنا، رسانه¬هایی که توان تولید قالب¬های جدید و توان برنامه¬ریزی و تخصیص منابع برای ارائه قالب¬های متعدد ندارند، در عرصه رقابت رسانه¬ای، دچار شکست خواهند شد. در نظامی¬گری نیز، لشکرهایی در جنگ¬های کلاسیک موفق بوده-اند که از حداکثر تنوع یگان¬ها مثل پیاده و سواره و کماندار و … برخوردار بوده¬اند. در جنگ¬های مدرن نیز به همین صورت است. باید انواع قالب¬های نظامی را در چنته داشت. ضعف یک حوزه، آرایش را به چالش می¬کشاند و عامل شکست از همان ناحیه می¬گردد. چیزی که رقبای رسانه ملی نیز به آن توجه ویژه داشته¬اند. بی¬بی¬سی فارسی، اگرچه یک شبکه خبری است، اما در آرایش رسانه¬ای خود، صرفاً به خبر بسنده نمی¬کند، بلکه فیلم سینمایی، مستند، موسیقی، گفتگو و … را نیز در قالب¬های خود چیدمان نموده است. این‌ها قالب-های رسانه¬ای در محتواست.
بعد دیگر قالب¬های رسانه¬ای، قالب¬های ارائه است. امروز هیچ رسانه¬ای نمی¬تواند مدعی آرایش هوشمندانه رسانه¬ای باشد و بی¬اعتنا به فرم¬های ارائه محتوا باشد. مثلاً رادیو اگر بخواهد صرفاً صوتی و شنیداری باشد محکوم به شکست است؛ چراکه باید هم صوت باشد و هم متن و هم تصویر و آن‌ها را از بسترهای مختلف مثل اینترنت و پادکست و … پخش نماید. یعنی ما از تمام ظرفیت¬های فناوری¬های نوین ارتباطی برای ارائه و انتشار پیام خود استفاده کنیم ، و این یک معنای آرایش رسانه¬ای است.
زمانی صرفاً رادیو بود و کار خود را به همان قالب خاص خود انجام می¬داد. اما با ظهور پادکست که ترکیب آی¬پاد و برودکست است، رادیو به عرصه جدیدی به نام پادکست، قدم نهاد. اکنون نیز با ظهور اینستارادیو، هر رادیویی لازم می¬بیند که به آن عرصه نیز ورود نماید. این همان انطباق با شرایط در حوزه آرایش رسانه¬ای است. لذا باید در همه قالب¬ها، ژانرها و گونه‌های رسانه‌ای پیام¬های خود را بارگذاری و انتشار نمود.
در بعد دیگر حوزه‌های آرایش رسانه¬ای، در نظر گرفتن آرایش مخاطب است. یعنی باید مخاطب¬های متنوع، متعدد و متکثر را در شرایط، وضعیت¬ها و ذائقه‌های متغیر در نظر گرفت. ما هرگز نمی¬توانیم یک تعریف ثابت و شناخت دقیق از مخاطب داشته باشیم. برخی رسانه¬ها دچار این اشتباه شده¬اند که می¬خواهند از مخاطبان خود، تعارف و مفروضات کلیشه¬ای ارائه دهند. مثلاً آیا همه مخاطبان یک رسانه به موسیقی بیشتر علاقه دارند؟
طبیعتاً مخاطبان به‌طور دائم و توأمان در حال تغییر ذائقه، ترجیحات، سلایق، علایق، سبک زندگی، سبک کسب اطلاعات و سبک ارتباطات است. وقتی مخاطب بیشترین زمان زندگی خود را با گوشی همراه خود می¬گذراند، چگونه به‌عنوان یک رسانه، می¬توان با این تغییر سبک زندگی او انطباق یافت؟ شاید باید سکانس¬های جذاب سریال¬مان، یا آنونس برنامه¬مان را روی وایبر و واتس¬آپ و … بگذاریم. در غیر این صورت از آرایش رسانه¬ای ناکارآمد و عقب‌مانده‌ای برخورداریم. برای فیس¬بوکی¬ها باید به‌صورت فیس¬بوکی جذب و دعوت و تبلیغ نمود.
نه اینکه از برودکست کم و به برودبند بیفزاییم. بلکه باید به این حوزه¬ها ورود نماییم. تا بتوانیم مخاطب را جذب نماییم و او را به سمت فرستنده اصلی هدایت کنیم. لذا به تناسب آرایش مخاطب، باید آرایش گرفت. به این معنا، مخاطب و تکنولوژی به مثابه دو ریل در حال دگردیسی است و باید رسانه، خود را بر تغییرات هردو خط، منطبق نماید.
بعد دیگر آرایش رسانه‌ای، که به بحث مخاطب نیز مربوط می‌باشد، این است که باید آرایش نیروی انسانی را بر اساس تنوع و تکثر در نظر بگیریم و از قالب¬های کلیشه¬ای خارج شویم. معیار‌های ثابت را برای آن نباید در نظر بگیریم. از تولیدات فکر افراد متفاوت در تولید برنامه و سوژه و فرم و … استفاده کنیم که این دیدگاه در رسانه¬های دولتی، غریب است. در فضای نوین رسانه¬ای، این نگاه غلطی است. رعایت منویات و مبانی، کاملاً صحیح است، اما باید بدانیم که مانع تنوع و تکثر هم نیست. این موجب تک¬صدایی می¬شود و مخاطب ما را متهم به یک‌جانبه بودن و یکنواختی می¬کند و باعث ریزش مخاطب می¬شود. با عدم تنوع، ممکن است مخاطبان بگویند که تعداد زیادی شبکه تلویزیونی، صرفاً یک حرف را می‌زنند.

مطلب مرتبط :   حقوق، جنایی، تکالیف، سیاستگذاری، فقهیپژوهش درموردتحقیق با کلمه کلیدی:

تصویر 24-4 برنامه‌ریزی- طراحی آرایش رسانه‌ای- حوزه‌های آرای

  • 2
دسته بندی : علمی