فصل دوم: میزان دینی

گفتار اول: شناسه میزان دینی
از باب پیش گفته این سخن را باید به زبان آورد که از دیدگاه اهل معرفت مهم‌ترین و برجسته‌ترین میزان برای عرفان نظری دین است که « معیار الفرق میزان الشرع »108؛ زیرا به دیده آنان در سنجش یک اصل حاکم است و آن این که سنجش وجدان عرفانی و گزاره عرفانی به حکم مناسبت وزن و موزون باید با برترین وجدان عرفانی و صادق‌ترین گزاره عرفانی صورت گیرد109 و این برتری منحصر در دین است. چراکه به دیده آنان نبی خاتم و اوصیای شریفش سلام الله علیهم کامل‌ترین انسان‌ها و کشف‌شان از حقایق هستی برترین و تام‌ترین کشف‌هاست. لذا دین ابلاغی آن شرفا درباره دقایق هستی‌‌شناختی صادق‌ترین گزارش‌هاست، بلکه محض صدق، که خود متن واقع است؛ هر چند باید اذعان داشت که هستی‌شناسی دینی نیز به مراتب قیاس‌ناپذیری برتر از هستی‌شناسی فلسفی و عرفانی است، بلکه نه در عرض و نه در طول این دست هستی‌شناسی‌هاست.
افزون بر این، دین به سه خصیصه منحصر به فرد عمومیت، اطلاق و جامعیت متصف است. چراکه دین از حیث عمومیت برای همه سالکان و عارفان و از حیث اطلاق برای همه مراحل و مراتب سلوکی و عرفانی و در تمام ساحت‌های حضوری و حصولی و از حیث جامعیت برای تمامی شهودها و گزاره‌ها از حقایق کلی تا دقایق جزئی درباره جهان هستی می‌تواند سنجه باشد. از این رو محقق قیصری دین را میزان عام نامیده و نوشته است:
منها ما هو میزان عام و هو القرآن و الحدیث المنبئ کل منهما عن الکشف التام المحمدی، صلى الله علیه و آله 110
برای شناخت میزان دینی در چند ساحت باید بحث نمود:
ساحت اول: ماهیت میزان دینی؛
ساحت دوم: اقسام و گونه‌های میزان دینی؛
ساحت سوم: چرایی و لمّیت میزان دینی.
ساحت اول: ماهیت میزان دینی
در آغاز، پیش از تعریف میزان، باید به این پرسش پاسخ دهیم که دین از چه ساحتی میزان است؟
عارف مشاهد – آن گونه که در گفتار نخست از فصل اول گفته شد – همواره در دو مقام و موقعیت قرار دارد:
موقعیت نخست به هنگامه شهود تعلق دارد؛ هنگامی که قوه ادراک شهودی در مقام ادراک حضوری فعال بوده و بصیرت عارف نیز مستغرق در مشهود است و لذا به آن، مقام حین شهودی گویند.
موقعیت پسین به حالت پس از شهود تعلق دارد؛ زمانی که قوه ادراک مفهومی در مقام ادراک حصولی فعال شده و تبدیل رویداد شهودی به گزاره مفهومی آغاز شده و گزارش از آنچه که در حین شهود رؤیت شده، صورت گرفته است و لذا به آن، مقام پسا شهودی گویند.
آنچه که در اینجا از میزان دینی سخن به میان آمده، میزان سنجش در موقعیت دوم است و نه موقعیت اول.
اینک این پرسش پیش‌روی ما قرار می‌گیرد که دین چیست؟ مقصود از دینی که وصف میزان است، چیست؟
این که دین چیست، پرسش فیلسوفانه جهان معاصر است که با رویکردهای متفاوت در فلسفه دین پاسخ گرفته111و بررسی همه آن تعریف‌ها و رویکرد‌ها روی سخن این نوشته نیست؛ هرچند می‌شاید در تعریف دین به عنصری نظر داشت، که شناخت همگانی به اوست، بی آن که قید فرهنگ و زمانه در بین باشد و رویکرد جامعه‌شناختی، روان‌شناختی و غایت گرایانه و اخلاق‌گرایانه به آن شناخت افزون گردد. آن عنصر مرکز و مبدأ نظام‌واره دین است و متدینان به آن مرکز و مبدأ توجه دارند؛ عنصری که هسته اصلی همه باورهای دینی است، عنصری که به حتم یک امر متعالی است و نه تنها آن متدینان را به آگاهی و ادراک از خود فرامی‌خواند، بلکه آنان را در برابر خویش به احترام و خضوع می‌کشاند و بر سجده سرسپردگی می‌نشاند. بنابراین سنخ دین نظام‌واره‌ای است که یک امر متعالی مبدأ و مرکز آن است و انسان را به ادراک و پرستش آن حقیقت متعالی دعوت می‌کند که البته در فرهنگ اسلامی به او خدا گویند112.
این نظام‌واره مجموعه‌ای سازوار از گزاره‌های موجود در کتاب و سنت است؛ به تعبیری منظومه‌ای است از موضوع متعالی به نام خدا و مجموعه‌ای از مطالب مرتبط که از یک سو به گونه هماهنگ نسبت به یکدیگر متناظر و متناسب هستند و از سوی دیگر به گونه همسو به آن موضوع معطوف هستند و این ارتباط هماهنگ و همسو یک نحو سازمندی و ساخت‌مندی به دین بخشیده است. البته با گفتن گزاره معنای دین از دین تکوینی که در لوح محفوظ به قلم الهی نوشته شده و از دسترس مخاطبان خارج است، به دین تشریعی، ارسالی و تنزیلی منصرف شده که به صورت نظام گزاره‌ای از سوی اولیای معصوم – نبی ختمی و اوصیای ختمی – ابلاغ شده و در دسترس همه جهانیان قرار گرفته است.
این نظام‌‌واره – چنان که خواهیم گفت – به دلیل صدق محض میزان سنجش است و گزاره‌های موجود در آن معیارهای سنجش صدق و خطای دیگر گزاره‌های متناسب بشری هستند، بلکه البته اگر این پایه پذیرفته شود که دین همه نیازهای بشری را برطرف می‌سازد و برای همه امور دنیوی و اخروی حکمی دارد، می‌توان دین را میزان همه علوم خطاپذیر بشری برشمرد و از این رهگذر به علم دینی دست یافت که سخن از این نظریه موجب خروج از دایره این نوشته خواهد شد؛ اما آنچه که دراینجا باید پی گرفت این است که در میان گزاره‌های دینی چه نوع گزاره‌‌ای با گزاره‌های عرفان نظری تناسب دارند تا معیار صدق و خطای آن گزاره‌ها باشند؟
اگر گزاره‌های دینی از آن حیث که بر واقعیت‌ها دلالت دارند و از واقعیت‌ها اخبار می‌دهند، لحاظ شوند و به تعبیری از حیث مدالیل واقعی عینی لحاظ شود، بر دو گونه‌اند: گزاره‌های وجودی و گزاره‌های اخلاقی. چراکه واقعیت‌ها نیز بر دو قسمند: واقعیت‌های وجودی مانند جهان و جهانیان و واقعیت‌های اخلاقی که در بایدها و نبایدها تبلور یافته‌اند.
گزاره‌های اخلاقی که در ساحت کردارها هستند، بر دو نوعند: یکی گزاره‌های تکلیفی فقهی که از کردارهای ظاهری جوارحی خبر می‌دهند و در مقام ترسیم آیین شریعت – اوامر و نواهی – می‌باشند و دیگری گزاره‌های تکلیفی سلوکی که بر کردارهای باطنی جوانحی دلالت دارند و در مقام تبیین برنامه‌های طریقت – مهلکات و منجیات – می باشند.
گزاره‌های وجودی در ساحت هستی از واقعیت‌های خارج از قوه شناخت به عنوان حقایق موجود خبر می‌دهند؛ حقایقی که در دستگاه شناخت طرف تعلق باورها هستند. این حقایق از یک جهت در سه موضوع اصلی جای می‌گیرند: خدا، جهان و انسان که هر یک عوارض و احکام خاص به خود دارند.
بر این اساس نوع گزاره‌های دینی به عنوان سنجه گزاره‌های عرفان نظری روشن می‌شود و آن گزاره‌های وجودی است. زیرا فقط این گزاره‌ها هستند که با مسایل عرفان نظری تناسب دارند و تناسب شرط توزین است. پس گزاره‌های وجودی در میزان دینی معیار سنجش هستند.
با توجه به این پیش‌ گفته می‌توان شناسه کلی میزان دینی را این دانست که « میزان دینی که در مقام پسا شهودی و در ساحت فراعرفان ناظر بر گزاره‌های عرفان نظری است، نظام‌واره‌ای از گزاره‌های وجودی موجود در کتاب و سنت است که با هر یک گزاره‌هایش معیار سنجش گزاره‌های عرفانی می‌باشد. » لیک از منظر عرفان این میزان باید علمی، تدوینی و کلی باشد و نه عملی، تکوینی و جزئی. از این رو باید اقسام میزان دینی را که به نوعی در حوزه عرفان نظری ورود دارند، ولی به طور مستقیم میزان گزاره‌های عرفانی نیستند، تعریف و تشریح شوند.
ساحت دوم: اقسام میزان دینی
عارفان از آن رو که دلباخته حقیقت هستی بوده‌اند، در راه وصول به آن حقیقت پیوسته سلوک خویش را با میزان سنجش‌گرانه دین تراز نموده‌اند. به گفته ابوحفص حداد ( م 264 هـق ): «هر که در هر وقتى افعال و اقوال و احوال خود را به میزان‏ کتاب و سنت نسنجد، و خواطر خود را متّهم ندارد، وى را از جمله مردان نمى‏شمریم.»113
حارث محاسبی ( م 243 هـق ) چنین می‌گوید:
من صحح باطنه بالمراقبه و الإخلاص بأن راقب حرکاته بقلبه و جوارحه و وزنها بمیزان‏ الشرع‏ الأنور، فکانت روحه مکاشفه فی عالمها منبأه من سیدها.114
بر این پایه آنان برای هموارگی سیر و حرکت در صراط سلوک و التفات و اتصال به مبدأ هستی موازین و ملاکات چندگانه‌ای را تبیین کرده‌اند که بررسی همه آن موازین افزون بر آن که از توان این بی‌بضاعت خارج است، چه بسا به عرفان نظری اختصاص نداشته باشند و سخن از آنها خروج از دستگاه ترسیمی این نوشته باشد. لذا به قدر توان به برخی از آن موازین که به عرفان نظری اختصاص دارند، می‌پردازیم.
الف. میزان عملی و میزان علمی
بنا به دیدگاه عرفای محقق، اهل شهود همواره چه پیش از رخداد شهود و چه پس از آن به میزان نیاز دارند و لذا به دیده آنان عرفان محفوف به میزان است. بر این اساس میزان دینی را به دو قسم تقسیم می‌کنند: میزان عملی و میزان علمی که البته چنان که خواهیم گفت در عرفان نظری یکی از آن دو اهمیت منطقی دارد.
میزان عملی همان نفس اعمال اخلاقی است که نقش تمهیدی داشته و برای اهل معرفت به مثابه عناصر پیشین جهت تحصیل شهود، بلکه شهود صریح است تا مشهود در هوای مغبر در کمند رؤیت نیاید و اصابت به نحو تام صورت پذیرد. زیرا اولا شهود با توجه تام رخ می‌دهد و توجه با تشویش در تضاد است و تشویش ریشه در تعلق دارد و لذا توجه با تعلق در تضاد است. برای دفع تشویش و رفع تعلق باید دست به انجام اعمالی زد که طمأنینه و اطمینان را به ارث بگذارند و ثبات و استقرار را به وجود آورد و اضطراب و تزلزل را دور سازد و این شاخصه‌ها به مثابه آثاری از اعمال اخلاقی بروز می‌کنند 115. صاحب قواعد التوحید، ابوحامد محمد ترکه اصفهانی می‌نویسد:
متی لم یتقدم ریاضه تهذیبه بحقائق العلوم یتشبث بالقلب خیالات فاسده یطمئن النفس الیها مده مدیده فکم سالک سلک هذا الطریق ثم بقی فی خیال واحد منذ عشرین سنه او اکثر من ذلک. 116
ثانیا چنان که پیشتر گفتیم شروط تحقق شهود دو مؤلفه مناسبت مدرِک و مدرَک و ارتباط اتصالی حضوری آن دوست و حصول این دو مؤلفه مشروط به اعمال اخلاقی است. از این روست که علامه محمد حسین طباطبایی در خطاب به علامه حسن حسن‌زاده آملی فرمود: « آقا من هر روز [ که ] مراقبتم قوی‌تر است، در شب مشاهدات من، مکاشفات من زلال‌تر است، صافی‌تر است؛ هر چه روز مراقبت شریفت‌تر باشد، در شب زلال‌تر و صافی‌تر است. »117
نکته دقیق آن که اگر این میزان عملی در آینه یک عمل جامع جسته شود، باید آن را در تقوا جست و انواع و مراتب آن را در تمامی مراتب میزان عملی حاکم دید؛ چنان که کشّاف حقایق امام بحق ناطق امام صادق علیه السلام فرمودند:
اتق اللَّه و کن حیث شئت و من أى قوم شئت…. و هو میزان کل علم و حکمه، و اساس کل طاعه مقبوله، ….فهذا أصل کل حق. 118
میزان عملی بر پایه نوع عمل به دو

مطلب مرتبط :   حقوق، دولتها، حفاظت، ساختارهای، معاهدات
دسته بندی : علمی