دانلود پایان نامه

(برهان) پیک: قاصد، برید. (معین)
معنی و مفهوم: دلیران و دلاوران شجاع، تخت سلطنت شاه اخستان را حمل می‌کنند و تیرهای ترکشش نیز همچون پوپک (هدهد) که برای سلیمان نامه رسانی می‌کرد، پیغام شاه را به اطراف مملکت می‌برد.
آرایه‌های ادبی: دیو دل کنایه از شجاع و دلیر. سرکش و ترکش جناس اختلاف در آغاز دارند. مرغ پران ترکشش اضافه‌ی تشبیهی. پیک صبا استعاره از هدهد. بیت در مصراع اوّل تلمیح به داستان تسلّط سلیمان بر دیوان دارد که تخت او را حمل می‌کردند و در مصراع دوم به سلیمان و هدهد که پیام‌های سلیمان را به بلقیس، ملکه‌ی سرزمین سبا می‌رساند .

توضیحات:
پیک سبا: سلیمان روزی به پرندگان و مرغانی که برتخت وی سایه می‌افکندند رسیدگی می‌کرد و هدهد را نیافت، سلیمان گفت: آیا من هدهد را نمی‌بینم؟ یا آن که هدهد به حضور نپیوسته است ؟ اگر برای غیبت خود حجتی قابل قبول نیاورد او را عذاب خواهم کرد … پس از اندک مدتّی، هدهد به خدمت پیوست و به سلیمان عرضه داشت که بر وقایعی اطلاع یافته است، که سلیمان از آن مطلّع نیست … هدهد گفت: قومی را یافتم که زنی بر ایشان سلطنت می‌کرد و وی و مردمش را یافتم که خورشید را بدون توجه به خدای یکتا عبادت می‌کنند … سلیمان گفت: در مقام تحقیق بر خواهیم آمد تا صدق و کذب سخن تو برما معلوم گردد. این نامه را از جانب من ببر و به ایشان برسان. آن گاه مراقب باش که درباره‌ی آن، چه تصمیماتی اتّخاذ می‌کنند … . (خزائلی، 1371: 365)

91 – افسـر گـوهـر کـیان، گـوهـر افسـر سـران
خـاک درش چـو کیمـیا، بیش بهـای ممــلکت
واژگان: کیان: پادشاهان بزرگ. (برهان) گوهر: مروارید که به عربی لؤلؤ خوانند و مطلق جواهر را نیز گفته‌اند. (برهان)
معنی و مفهوم: شاه اخستان، همچون تاجی بر سر پادشاهان بزرگ است (مایه‌ی افتخار کیانیان است) و در ارزش و برتری همچون گوهری است که در تاج بزرگان تعبیه شده است. خاک درگاه او، مانند کیمیا ارزشمند و قیمتی می‌باشد به حدّی که این خاک، از تمام مملکت با ارزش‌تر است.
آرایه‌های ادبی: افسر گوهر و گوهر افسر نوعی از قلب در بیت ایجاد کرده است. خاک درِ پادشاه، در ارزشمندی به کیمیا تشبیه شده است.

توضیحات:
کیمیا: به اصطلاح ارباب صنعت، علمی و عملی است که روح ونفس اجسام را به مرتبه‌ی کمال رساند و فی المثل قلع و مس را سیم و زر کند. کیمیا را با چهار علم دیگر (سیمیا، لیمیا، ریمیا و هیمیا) علوم غریبه یا خمسه‌ی محتجبه گویند. کیمیا در لغت فارسی به معنی مکر و حیله است. زیرا این علم خالی از فریبی نیست. (یاحقی، 1375: 359- 358)

92 – عقل که دید طلعتـش، حرز بر او دمید و گفت
اینـت شـه مَلـَک سـپه، عرش لوای ممــلکت
واژگان: طلعت: دیدار، روی. (دهخدا) لوا: درفش، رایت، علم. (معین)
معنی و مفهوم: عقل با دیدن فروغ روی شاه اخستان، برایش دعا خواند و بر او دمید که چشم زخمی به او نرسد و چنین گفت: احسنت بر این پادشاهی که سپاهیانش فرشتگان هستند و عرش (فلک الافلاک) به منزله‌ی پرچم و بیرق مملکت اوست .
آرایه‌های ادبی: عرش لوا، اضافه‌ی تشبیهی مقلوب است .

93 – گفت جهانش ای ملـک، تو ز کیانی از کـیان؟
گفــت ز تخـم آرشـم، نخـل بــقای ممــلکت
معنی و مفهوم: جهان به ممدوح (شاه اخستان) گفت: تو از نسل کدام یک از پادشاهان هستی؟ شاه پاسخ داد، من از نژاد پهلوان آرش هستم و مانند نخلی تناور و استوار، دیرگاهی است که بر این مملکت حکومت می‌کنم.
آرایه‌های ادبی: کیان و کیان جناس ناقص دارند. شاه در استواری و دیرپایی به صورت مجمل به درخت نخل تشبیه شده است.

مطلب مرتبط :   وکالت، وکیل، عزل، انشاء، عقد

94 – گفت به تیغش آسمان، کای گهری، تو کیستی
گفـت مـن آتـش اجل، زهـر گــیای ممـلکت
واژگان: گهری: اصیل، بانژاد. (معین) زهرگیا: گیاهی است که هر کس اندکی از آن بخورد فی الحال هلاک گردد. (برهان)
معنی و مفهوم: آسمان به شمشیر شاه اخستان گفت: ای شمشیر نژاده و گوهرین، (از جنس گوهر) تو چه کسی هستی؟ شمشیر پاسخ داد: من آتش مرگ و نیستی و گیاه زهرآلود و کشنده‌ی دشمنان این مملکت هستم .
آرایه‌های ادبی: آتش اجل اضافه‌ی تشبیهی است . بیت دارای آرایه‌ی تشخیص است.

95 – گرچه به باطل اختـران، افسـر عاجزان برند
اوسـت مظـفر به حـق، خـانـه خـدای ممـلکت
معنی و مفهوم: اگر چه ستارگان مؤثر در طالع و حیات انسان، به ناحق تاج سر پادشاهان ضعیف و ناتوان را می‌ربایند و آن‌ها را از حکم‌رانی بر می‌اندازند؛ امّا شاه اخستان پیروز و ظفرمند راستین، صاحب سرای مملکت می‌باشد (ستارگان نمی‌توانند تاج او را بربایند).
آرایه‌‌های ادبی: بیت دارای آرایه‌ی تشخیص است.

96 – مار به ظلم اگـر بـرد خایـه‌ی موش، ناسـزا
جان پلنـگ چون برد، کوسـت سـزای ممـلکت
واژگان: خایه: تخم، بیضه. (دهخدا)
معنی و مفهوم: شاید مار بتواند از موجود ضعیفی مانند موش دزدی کند و ناروا از او تخم بدزدد، امّا نمی‌تواند به جان پلنگ آسیبی برساند، زیرا پلنگ شایسته‌ی فرمانروایی بر مملکت است.
آرایه‌های ادبی: مار استعاره از دشمنان پادشاه (ممدوح)، موش استعاره از پادشاهان ضعیف و پلنگ استعاره از شاه اخستان است. مار و موش و پلنگ، با هم مراعات نظیر دارند. این بیت تمثیلی برای بیت پیش است.
توضیح: واژه‌ی خایه در مصراع اوّل نامناسب می‌نماید و مفهوم درستی به دست نمی‌دهد، در نسخه بدل‌ها به جای خایه‌ی موش، خانه‌ی موش آمده که درست تر می‌نماید.

97 – مشتری از پی مـلک، کـرد سـجل خط بـقا
بسـت بنـات نعــش را عـقد بــرای ممــلکت
واژگان: سجل: عهد، ثبت. (معین) بنات نعش: هفت اورنگ. (دهخدا) (توضیحات
معنی و مفهوم: مشتری که قاضی و فقیه آسمان‌هاست، برای پادشاه (اخستان) بقا و جاودانگی را ثبت نموده و بنات نعش (دختر آسمان) را برای مملکت (داماد) عقد بست .
آرایه‌های ادبی: بنات النعش به عروسی مانند شده است که او را برای مملکت که همانند داماد است عقد بسته اند. مشتری نیز مانند عاقدی بوده که برای آنان خطبه خوانده است .

توضیحات :
بنات النعش: بنات جمع بنت به معنی دختر، دختران و سه ستاره که بر طول واقع شده، در صورت دب اکبر (هفت اورنگ) به دنبال نعش و سه ستاره به همین شکل در « دب اصغر » اوّلی را بنات النعش کبری و دومی را بنات النعش صغری گفته‌اند. آن‌ها را « سه دختر » و « سه خواهر » و دختر نعش یا دختران نعش هم گفته‌اند. (مصفی، 1366: 92)

98 – بدر ستاره لشـکر است، اوج طراز آسـمان
بحر نهنـگ خنـجر است، ابر سـخای ممــلکت
واژگان: بدر: حالتی از نیم‌کره‌ی روشن ماه. (معین) طراز: نگار، جامه، زیور. (منتهی الارب)
معنی و مفهوم: شاه (ممدوح) به منزله‌ی ماه بدر (کامل) است که ستارگان آسمان لشکر او هستند و او زینت دهنده و زیبایی بخش اوج آسمان‌هاست. او مانند دریایی بزرگ و با عظمت است که خنجرش به منزله‌ی نهنگ این دریاست. سلطان همانند ابر بخشنده‌ای است که بر مملکت عطا و بخشش می‌بارد.
آرایه‌های ادبی: ممدوح به ماه بدر و لشکرش به ستارگان تشبیه شده است، همچنین شاه به دریا و ابر و شمشیرش به نهنگ مانند شده است. ابر سخا، اضافه‌ی تشبیهی است. دریا با نهنگ تناسب دارد. بدر، ستاره و آسمان نیز با هم مراعات نظیر دارند.

مطلب مرتبط :   غزالی، عادت، ، علیّت، ...

99 – بـدر چو شعری دوم، بحر چو کسری سوم
دولـت ظلـم کـاه او، عدل فزای راستـین
واژگان: شعری: نام دو ستاره یکی شعری‌العبور و دیگری شعری‌الغمیصاء. (فرهنگ لغات)(توضیحات.
معنی و مفهوم: شاه اخستان، ماهی است که همچون شعرای دوم (شعرای یمانی) درخشان و پر فروغ است و دریایی است که بعد از خسرو انوشیروان و خسرو پرویز کسری سوم می‌باشد. بخت و اقبال او، موجب کاستن ظلم و افزونی عدل و داد می‌شود.
آرایه‌های ادبی: بدر و بحر هر دو استعاره از ممدوح هستند. ممدوح به صورت مجمل به شعری دوم و کسرای سوم مانند شده است.

توضیحات:
شعری دوم: شعرای یمانی، ستاره‌ی شباهنگ است، که او را روز آهنگ نیز گفته‌اند و همان تیشتر یا تیشتره‌ی پهلوی است. شعرای یمانی خواهر شعرای شامی و سهیل است که به دنبال سهیل از مجره گذشت و درین باور خرافی، او را شعرالعبور خواندند. شعرای یمانی نخستین ستاره‌ی درخشان در صورت کلب اکبر است با قدر 58/1 و فاصله‌ی آن از منظومه‌ی شمسی 9 سال نوری است. (مصفی، 1366: 443)

بند نهم:
کلمات قافیه: نوای ، صفای، قفای و …
حروف اصلی قافیه: ا
حرف روی: ا
حروف الحاقی: ی
ردیف: معرکه

100 – چون شه پـیل تن کشـد، پیل برای معـرکـه
غـازی هـند را نهــد، پیـل بـه جـای معـرکــه
واژگان: غازی: لقب یمین الدوله سلطان محمود غزنوی. (معین)
معنی و مفهوم: چون شاه پیل پیکر و درشت اندام، برای میدان جنگ فیل به راه بیندازد، سلطان محمود غزنوی را که فاتح سرزمین هند و نمونه‌ی دلاوری است، در این میدان شکست خواهد داد.
آرایه‌های ادبی: تن پادشاه در درشتی به فیل مانند شده است. غازی هند، استعاره از سلطان محمود غزنوی و پیل نهادن در مصراع دوم کنایه از شکست خوردن است و همچنین اشاره به مات کردن در بازی شطرنج به وسیله‌ی فیل دارد. پیل در بیت تکرار شده است .

101 – بینی از اژدها دلان، صـف زدگان چـو مورچه
خـایـه‌ی مـورچـه شـده، چـرخ ورای معـرکـه
واژگان: چرخ: سپهر، آسمان. (ناظم)
معنی و مفهوم: هنگام لشکر کشی شاه در میدان کارزار، سپاهیان شجاع او به تعداد بسیار زیاد صف می‌کشند، به گونه‌ای که گویی جماعت مورچگان هستند که صف کشیده‌اند و آسمان در بالای میدان جنگ، در مقابل این عظمت و گستردگی مانند تخم مورچه‌ای خرد می‌نماید .
آرایه‌های ادبی: اژدها دلان استعاره از سپاهیان شجاع است. صف لشکریان را در انبوهی به صف

دسته بندی : علمی