م گیری ها اینکه این عده از افراد عوارض کارهای شتاب زده و تصمیمات عجولانه برکنار مانده هرگز خویشتن را شماتت نخواهند کرد.
این چنین بررسی و ارزیابی را دقت گویند در زبان عرب کلمه «دقیق» به «آرد» گفته می شودو تردیدی نداریم که آرد چیزی است که ذرات آن ریز ریز شده است از همین نظر هر کسی کاری را که می خواهدانجام دهد اگر همه ابعاد آنرا ریز ریز کرده و همه ذرات آنرا مورد بررسی قرار دهدچنین شخصی را دقیق گویند.

خداونددر قرآن مجید انسانهارا به تفکرواندیشیدن و دقت وریز بینی فرا خوانده است.یکی از آیاتی که درس تأمل و دقت را به انسان ها میآموزد در سوره بقره آیه 219 آمده است:
یَسْئَلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِما إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَکْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما وَ یَسْئَلُونَکَ ما ذا یُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُون؛ای پیامبر از تو درباره شراب و قمار سوال می کنند در پاسخ به آنان بگودر این دو گناه بزرگی است و همچنین برای مردم منافعی نیز وجوددارد ولکن گناه این دو از منافع آن بزرگتر است.

از این آیه به نکاتی می توان پی برد:
1- در هیچ موضوع و امری نباید به طور سطحی قضاوت کرد؛بلکه همه ابعادآن چیز را باید مورد بررسی ومداقه قرار داد.
2- در بررسی موضوعات باید واقع بینانه قضاوت کرد. با این که قمار و شراب ام الخبائث هستند ولی پروردگار متعال منافع سطحی و صوری این دورا از نظردور ندانسته به وجود آنها اقرار و اعتراف می نمایدبنابراین در قضاوت ها نبایدبه نفی و اثبات ها تنها بر محورخاصی تکیه کرد و به عبارت روشن تری همه انسان ها وهمه چیزها این طورنیستند که فاقدنفع و ارزش باشندو بالاخره هر چیزی و هر کسی کمال و خاصیت خاصی را دارا می باشد.

حال این بحث پیش می آید که ارتباط عقل با دقت چگونه است؟ در پاسخ باید اشاره کردکه هر قدر توان عقلی قوی تر باشد دقت و امعان نظر در مسائل وسیع تر گسترده تر انجام می گیرد.به عنوان مثال کودک پیش از این که عقلش پرورده گردد مسائل خود را تنها در بعد افکار کودکانه ارزیابی مینمایدو از سایر مسائل اصولی و منطقی برکناراست به همین نسبت انسان های بزرگسال که از عقل پرورده محروم هستند آنان نیز مسائل را بادیدگاه های عقل خودمورد مطالعه
قرارمی دهندو همانندکودکان به رویای خاصی از مسائل توجه می نماینددرحالی که انسان های متعالی که دارای عقل پرورده ای هستنددرهمه امورمسائل را ازابعادوسیع مورد ارزیابی خود قرارمی دهنددر نتیجه همه ابعاد آن موضوع ریز ریزشده بیشتریا کل اجزای آن شناسایی می گردد. نتیجه آن که برای امعان نظرکامل در مسائل باید فکرو عقل خودرا پرروده کرده باشیم تا امکان دقت در ما به وجود آید.
در قرآن کلمه«بصیر»زیاد بکار رفته است بدیهی است که کلمه بصیردر برابر اعمی قرار داده شده و کاملاً روشن است که منظور از اعمی شخص کور و نابینا نمی باشد ،بلکه منظور کوری دل و باطن است. به همین نظر منظور از بصیر داشتن چشم و بینایی ظاهری نیست . بلکه منظور بینش و خرد است یعنی شخص خردمند از مرزعه دنیا برای آخرت توشه فراهم می آوردو شخص احمق و بی خردبرای خود دنیا توشه برمی گزیند.
پس در حقیقت بینای واقعی کسی است که هرچه می شنود درباره آن تفکر و اندیشه می نمایدو بینای واقعی کسی است که وقتی نگاه می کند درباره اش اندیشه و تفکر می نماید.منظور از اندیشدن یعنی ریز ریز کردن اجزای آن و این همان معنا و مفهوم دقت کردن است.89
از آنجایی که شناخت حسی ، شناخت سطحی است و به عمق وجود پی نمی بریم پس باید به سراغ شناخت دیگری رفت و از این شناخت به ظاهر اجتناب کنیم.

مطلب مرتبط :   رابطه ایمان و مذهبی بودن و ویژگیهای افراد مذهبی

3- پ) تبدیل شناخت سطحی به تعمقی( تعقلی)
انسان یک رابطه ابتدائی و مستقیم با عالم عین دارد که همان رابطه احساسی است. بعد از مرحله احساس، این خود ذهن است که در درون خودش احساس را تا مرحله تعقل و شناخت احساسی و سطحی را تا مرحله شناخت منطقی و عمقی بالا می برد. اینجاست که مشکل بزرگ به وجود می آید و آن اینکه مرحله دوم چگونه می تواند اعتبار داشته باشد؟
تا در مرحله شناخت سطحی هستیم جای اشکال و تردید نیست؛ چون شناخت سطحی معلول رابطه مستقیم دستگاه ادراکی من با عالم عین است. (انسان در مرحله شناخت سطحی) مثل یک دستگاه دوربین فیلمبرداری است که در مقابل یک صحنه قرار می گیرد و از آن آنچنان که هست عکس برمی دارد.مرحله بعد یعنی مرحله تفکر- مرحله شناخت منطقی – که شناخت ما ، هم عمقی است و هم وسیع و گسترده و این در حالی است که این گستردگی را خود ذهن انجام می دهد معلول رابطه ذهن با خارج نیست. ذهن در درون خودش یک نوع عملیاتی انجام می دهد که شناخت سطحی تبدیل به شناخت منطقی می شود، شناخت از یک درجه پائین به یک درجه بالا می رود در حالی که هیچ مربوط به رابطه مستقیم ذهن با عین نیست. مثل این است که یک دستگاه عکسبرداری از صحنهای عکس بردارد، بعد عکاس در تاریکخانه عکاسی یک سلسله چیزها را برعکس بیفزاید. مثلاً اگردرمقابل دوربین ده نفر قرار گرفتهاند و عکس برداشته شده است،عکاس در تاریکخانه،این ده نفر را تبدیل به هزار نفر، بلکه تبدیل به نامتناهی کند.
ذهن، این دستگاه خارق العاده و عجیب – که تعبیر عکسبرداری برایش کوچک است – با دستگاههای فیلمبرداری خودش (یعنی با حواس) از یک عده معدود و محدود عکسبرداری می کند، سپس در تاریکخانه خودش این فیلم را که مربوط به یک صحنه کوچک است به یک صحنه بزرگ و وسیع و در حد نامتناهی گسترده تبدیل می کند در حالی که اعتبار آن ندیده ها و گسترده شده ها – که خود ذهن (قطع نظر از خارج با عمل تعمیم به آنها دست یافته است) از اعتبار آن مقداری که این دستگاه فیلمبرداری فیلم برداشته است یک ذره کمتر نیست، بلکه برابر است. 90
در خلال و لابلای هر شناسایی منطقی تجربی یک شناسایی تعقلی قیاسی استدلالی محض وجود دارد که آن، تکیه گاه شناسایی تجربی است. بنابراین عقل بر تجربه تقدم پیدا می کند، یعنی اگر شناسایی عقلی برهانی که متکی بر بدیهیات اولیه است نبود، شناسایی تجربی منطقی محال بود وجود پیدا کند…ذهن می تواند شناخت را توسعه و گسترش دهد و منبسط کند. از این حیرت انگیزتر و اعجاب آورتر این است که ذهن نه تنها در ابعاد طول و عرض، شناخت را گسترش می دهد بلکه قدرت دارد در یک بعد دیگر نیز شناخت را توسعه دهد که ما آن را ” شناخت عمقی ” اصطلاح می کنیم؛ همان که اسمش را شناخت “استنباطی” گذاشتیم. مسأله خداشناسی در این بعد از شناخت توجیه می شود.91
این نوع شناخت تعقلی همان است که قرآن کریم از آن تعبیر به ” آیه ” کرده است. مانند این آیه که در قرآن آمده است:«وَمِنْ آیاتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِکُمْ وَ أَلْوانِکُمْ إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِلْعالِمِین‏92 ؛و یکی از آیات قدرت الهی خلقت آسمانها و زمین و یکی دیگر اختلاف زبانها و رنگ های شما آدمیان است. در این عبرتهایى است براى دانایان».
و یا آیه شریفه: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً إِنَّ فِی ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُون‏93 ؛ و بکی از آیات لطف الهی آن است که برای شما از جنس خودتان جفتی بیافرید که در بر او آرامش یافته و با هم انس گیرید و میان شما رأفت و مهربانی برقرار فرمود. در این عبرتهایى است براى مردمى که تفکر مى‏کنند».
قرآن تمام عالم طبیعت را یکسره آیه و نشانه برای شناخت ماوراء طبیعت می خواند.اکثر معلومات ما در جهان، به اصطلاح قرآن ” معلومات آیه ای ” است. اگر شما می گوئید فلان کس آدم خوبی است، خوبی او را نمی توانید احساس کنید. نمی توانید آزمایش کنید (اما) کارش را که آیه خوبی است می بینید.پس اکثرشناختهای ما در جهان،شناختی است که نه حسی مستقیم است(یعنی همان شناخت احساسی سطحی)ونه منطقی علمی تجربی که خود موضوع، قابل تجربه و آزمایش باشد بلکه احساس ما به آیه های شی ء تعلق می گیرد ولی ذهن ما همواره از آیات و آثار، مؤثررا در ورای آن می بیند.94

مطلب مرتبط :   وحی، مقدس، یهودیان، میشود،، -

نتیجه ای که از ژرف اندیشی (عمق نگری به جای سطحی نگری) حاصل ما می شود چیست؟
1- 3- پ ) عرفان ( شناخت حقیقی)

«وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ95 ؛ و این گونه، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‏کنندگان باشد».

بنابراین کلمه «ملکوت» مجازاً به معناى هر چیزى مملوکى که در آسمانها و زمین است بکار رفته است.
امام باقر(علیه السلام) فرمود: خداوند از روى زمین‏ها و آسمانها پرده را از برابر دیدگان ابراهیم خلیل(علیه السلام)برداشت تا هر چه در زمینها و زیر آنها بود و آسمانها و فرشتگان و حمله عرش را دید.
«وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ »: اینها را بدین جهت به ابراهیم نمایاندیم تا یقین کند که خداوند آفریدگار و مالک آنهاست.96

شک نیست که ابراهیم یقین استدلالى و فطرى به یگانگى خدا داشت؛ اما با مطالعه در اسرار آفرینش این یقین به سر حد کمال رسید. همانطور که ایمان به معاد و رستاخیز داشت ولى با مشاهده مرغان سر بریده‏اى که زنده شدند، ایمان او به مرحله” عین الیقین” رسید.97
قرآن کریم براى علم یقینى به آیات خداوند، آثارى برشمرده است که یکى از آن آثار این است که پرده حواس، از روى حقایق عالم کون کنار رفته و از آنچه در پس پرده محسوسات است آن مقدارى که خدا خواسته باشد، ظاهر مى‏شود.98
پس حضرت ابراهیم با عمق نگری که به ملکوت آسمان و زمین داشت واز خداوند طلب کرد به حقایق و شناختی رسید که برای دیگران این امر مقدور نبود.پس می توان نتیجه گرفت که با شناخت سطحی و ظاهری نمی توان به این مقامات رسیدبرای رسیدن به مقامات عالیه و مکشوف شدن حقایق می بایست به امور عمقی نگریست.

بخش دوم- محدودیت وخطای عقل

الف- ماهیت و چیستی عقل
همان طور که قبلاً بدان اشاره شد به غیر از حس ، عقل نیز یکی دیگر از ابزارهای شناخت هست.انسان برای شناختن، به نوعی تجزیه و تحلیل و گاهی به انواع تجزیه و