ساکنان آن بتوانند امیدها و امیال خود را با آن پیوند دهند ، در این صورت است که محیط زندگی به معنای واقعی جایی می شود که مظاهر شناختی «نیکو» دارد.

 

3) تشکل ها ، اجتماعات و پیشروان محلی :

یکی از مهمترین پیامدهای صنعتی شدن و نوسازی به دلیل فراهم آوردن زمینه های لازم برای رشد جمعیت ، بالا رفتن سطح سواد ، تغییر الگوهای مصرفی ، بهبود سطح زندگی ، توسعه ارتباطات و ظهور و گسترش پدیده ای به نام شهر نشینی است .

از طرف دیگر توسعه شهر نشینی خاصه در شهرهای بزرگ موجب تضعیف همبستگی های اجتماعی سنتی ، تضعیف سازمان های سنتی ، مشارکت همسایگی می گردد . و به نوعی شهر نشینان مهاجر وقتی شهر نشینان سنتی را با خلاء نهادها و انجمن های مشارکتی مواجه می کند .

نهادها و اجتماعات محلی ، غالباً تشکل های غیر رسمی هستند و بر مبنای مقررات نا نوشته و مأخوذ از سنت و فرهنگ شکل می گیرند و پیشروان و ریش سفیدان محلی ( کار آفرینان اجتماعی امروز ) در تشکل آنها حائز اهمیت ویژه اند. در حالیکه کشورهای صنعتی توانسته اند در چهار چوب سازمان های جدید ، مشارکت مردم را در سطوح مختلف از جمله سطح محله افزایش دهند ، در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران ، هنوز زمینه ها و شرایط لازم برای مشارکت مردم در نهاد های محلی و مشارکتی فراهم نیامده است .

در کشورهای توسعه یافته ، سازمان های غیر دولتی جایگاهی پر ارزش در نزد مردم دارند و ماهیت آنها به گونه ای است که روز به روز نقش پر رنگ تری در حیات اجتماعی و در برنامه ریزی این کشورها به خود اختصاص می دهند . تشکل های غیر دولتی در شهر ها نقش بسیار مهمی بر دوش دارند و آن کمک به فرایند عمومی توسعه و از میان برداشتن موانع آن از طریق عمل مستقیم و بلا فصل درون گروه های اجتماعی ، بوسیله مشارکت خود مردم در این گروه هاست.

انجام این وظیفه در برخی از حوزه های اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی که جامعه با مشکل بیشتری دست به گریبان است نقش مهمی ایفا می کند . در بعد اجتماعی سازمان های محلی عامل مهمی در تنظیم اجتماعی ، گسترش روابط محله ای ، جلوگیری از انزوا و از خود بیگانگی افراد ، افزایش امنیت اجتماعی ، در بعد فرهنگی باعث ایجاد تفاهم نمادین ، گسترش خدمات آموزشی و فرهنگی و در بعد اقتصادی نقش مهمی در تصمیم ساختاری و گسترش دموکراسی ، مشارکت سیاسی می گردند . این سازمان ها عامل مهمی در وفاق آزادی و عدالت می باشند و از بار مسئولیت و تصدی گری شهرداری و دولت به میزان چشمگیری می کاهند .

توسعه محلی در شهرها خصوصاً کلان شهرها نیازمند ایجاد سازمان ها و انجمن های محلی است که به طور آزاد و داوطلبانه در جهت ارضای نیازهای اجتماعی ، فرهنگی و خدماتی تشکیل یابند . مشارکت بر پایه تعامل شکل گیرد، و در تعامل میان شهروندان و مدیریت محلی ، هر کدام از کار گزاران اصلی وظایف و نقش خود را ایفا نمایند .

اصولی چون اعطای امتیازات به تصمیم گیران و مدیران محلی ، پاسخگویی ، مشارکت ، اصل نظارت و … حقوق و تکالیف را در مردم سالاری محلی پی ریزی می کند . مشارکت مدنی با استفاده از ساز و کارهای تعامل تشکل ها و شوراها با شهروندان محقق می گردد . تشکل ها و اجتماعات محله ای گروه های فرصت ساز برای به دست گرفتن ابتکار عمل مدیریت محلی می باشد ، که کنش های اجتماعی را در عرصه های مختلف حیات اجتماعی تسهیل مینماید.

مطلب مرتبط :   بودجه، است.(، درآمد، عزتی،1378:، کشت،

تشکل های اجتماعی متشکل از سرمایه اجتماعی است که منبع کنش جمعی است و بر خلاف سرمایه های دیگر که معمولاً متعلق به فرد است بیشتر به جمع تعلق دارد و ویژگی بنیادی گروه های فرا فردی ای چون شهر ، محله و به طور کلی حیات اجتماعی به شمار می آید. به گونه ای که وجود سرمایه اجتماعی در قالب تشکل ها و اجتماعات محلی ، محله را سالم ، توانگر و شاید با تدبیر تر و شکیبا تر می سازد .

 

4) امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله)

از آنجا که فضای شهر و امکانات تخصیص یافته در هر جامعه ای ، ریشه در فرهنگ آن جامعه دارد ، از این رو امکانات زیر ساختی و فضاهای محلی می تواند بیانگر هویت محله بوده و آن را از سایر محلات متمایز نماید.

وجود امکانات رفاهی محله ای ، ساکنان محله را از ترددهای مکرر به بیرون از محله جهت برآورده نمودن نیاز میرهاند و به تعلق آنان به محله شان می افزاید .

بنابر این تعریف شاید بتوان بر اساس سه عملکرد مهم فضاها را تقسیم بندی کرد :

– محل رفت و آمد ( راه ، کوچه ، خیابان و … )

– محل کار و تفریح ( ورزشگاه ، ادارات دولتی ، مؤسسات خدماتی و …)

– محل خدمات عمومی ( مدارس، مراکز خرید، پارک، مسجد، کلیسا و … )

  • فضاهای عمومی دوره معاصر :

مهمترین فضاهای عمومی این دوره را می توان به گونه زیر بر شمرد :

پارک ها ، خیابان ها، میدان ها، رستوران ها، کافی شاپ، کتابخانه ها، پاساژهای خرید ( بازارچه ها )، کوه ، سینما، تئاتر، کافی نت، فرهنگسرا، مساجد و حسینیه ها، نمایشگاه و موزه ها، استادیوم ها و باشگاه های ورزشی و سالن های کنسرت .

  • آسیب شناسی فضاهای عمومی :

– با وجود تغییرات و تحولات ایجاد شده زندگی خصوصی ، خصوصی تر شد و زندگی عمومی ، عمومی تر، در نتیجه اشتراک فضای بین فضای عمومی و خصوصی کم رنگ تر شد .

– با رواج و اشاعه زندگی آپارتمانی ، فضاهای نیمه خصوصی ( پذیرایی مهمان و … ) کمتر و نیاز به فضاهای نیمه عمومی ( رستوران ها ، سالن های پذیرایی و … ) بیشتر شد .

– ورود اتومبیل به زندگی موجب کاهش پیاده روی و در نتیجه ، تغییر عملکرد خیابان از یک نقطه ملاقات و برخورد به مسیری سریع برای عبور ماشین گردید .

– جوانان و نوجوانان کمتر بر سر گذر محله رفته ، و به حضور در نقاط دور تر و عمومی تر راغب هستند.

– فضای عمومی طبقاتی شده و فضای خاص هر طبقه به وجود آمد .

– حضور مردم در مراسم مذهبی در شهرهای بزرگ و محلات مرفه نیز تغییر یافت .

– با متمرکز شدن دولت مرکزی ، نقش دولت در ایجاد ، اداره و کنترل فضاهای عمومی بیشتر شد .

مطلب مرتبط :   الهیات، تطبیقی، دینی، ادیان، گفت‌وگوی

– فضاهای عمومی مانند مساجد و بازار موجب شکل گیری تقاضای حقوق فردی ، اجتماعی و سیاسی شد .

– رسانه های جدید نظیر رادیو ، تلویزیون ، ویدئو بخشی از زندگی عمومی را به فضای خصوصی کشاند.

5) نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی :

با توجه به لزوم نظارت و هماهنگی رفتاری در انسجام بخشیدن به فعالیت های جمعی روزمره محلی و همچنین هماهنگی فرایندهای محله ای با برنامه ریزی های کلان شهری به عنوان یک جزء از کل وجود قوانین محلی ( که برگرفته از نیازهای واقعی مردم محله است ) و یک نظام ارزشی و رفتاری مشترک که در بر گیرنده منافع اکثریت ساکنان باشد ، ضروری است. تدوین و اعمال قوانین و قراردادهای شهروندی از طریق یک نهاد محله ای مشخص (مانند شورای محله) ، رکن اساسی و هویت بخش محله محسوب میگردد.

برنامه ریزی برای محله ( نتایج کاربردی و پیشنهادات ) :

هدف از بررسی مقدماتی مفاهیم مرتبط ، شناخت نقاط همپوشانی اهداف و سیاست های سازمان های شهرداری تهران با ارکان، مشخصه ها و ویژگی های محله های شهری بوده ؛ تا شاید بتوان بر اساس آن حیطه اثر گذاری و نحوه مداخله سازمان را در محله ها مشخص نمود. از سوی دیگر احیاء محلات امر ساده ای نیست که یک سازمان بتواند تنها و بدون مشارکت سایر نهادها و ارگان های مسؤول ، ذینفع و تأثیر گذار و همچنین همراهی شهروندان ساکن در محله به انجام آن مبادرت نماید. زیرا برنامه ریزی بخشی به عملکردهای جزیره ای و گاه موازی و یا متناقض نتیجه ای جز اتلاف منابع ندارد. در مقابل برنامه ریزی جامع نگر حاصل تفکر جمعی است و موجب قوام یافتگی و پویایی شناخت، و رشد مستمر از جزء به کل و از کل به جزء میشود و فراگیری همه اجزا و روابط بین آنها را دربرمیگیرد.

برنامه ریزی را نمی توان بدون رویکرد جامع نگر پیش برد و از این رو دانش برنامه ریزی متکی بر اصول بنیادی است که همان اصول جامع نگرانه در برنامه ریزی هستند.این اصول را در چهار مفهوم اساسی زیر چنین می توان بر شمرد :

  • 1- متغیر پذیر بودن: درک ویژگی ها و نیازهای منحصر به فرد مکانها ، طبقات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی، صنفی ، جنسیت ، سن ، خرده فرهنگ های مختلف و … .
  • 2- پایداری : یعنی توجه به موضوعات برنامه ریزی در افق های زمانی کوتاه مدت ، میان مدت و دراز مدت.
  • 3- یکپارچگی: تلفیق مناسب ریز برنامه ها ، هدف ها و فعالیت های مرتبط جهت بدست آوردن کلیت اثر بخش و کارآمد.
  • 4- فراگیری و مشارکت : شناخت ، جلب مشارکت و تعامل با افراد و سازمانهای ذینفع در فرایند برنامه ریزی.

پیشنهادات

1) تشکیل کار گروه برای طراحی و اجرای طرح های توانمند ساز خانواده محور و شهروند محور با شیوه های متناسب با لحاظ متغیر های مختلف گروههای مخاطب .

2) طراحی و اجرای برنامه هایی جهت ظرفیت سازی و اجتماع سازی های محلی (Local Community Building )

3) طراحی و اجرای برنامه های ویژه توانمند سازی شهروندی برای کودکان و نوجوانان بعنوان مخاطب خاص .

4) طرحهای آزمایشی در چند محله منتخب ( مانند طرح محله نمونه ) و بسط نتایج آن به سایر محلات مشابه.

دسته بندی : علمی