ی متوجه اعتبار این نوع اندازهگیری بزهکاری نبوده است. اولاً متغیرهایی که برای پیشبینی تخلفات خودگزارشی در طرحهای طولی شناسایی شده، در پیشبینی تخلفات فرافکنیشده نیز به اثبات رسیده است. در واقع حداقلهای مبانی موجه نظری برای این وجود دارد که انتظار برد رفتارهای فرافکنیشده و رفتارهای واقعی در تناظر باهم باشند. پشتیبانی تجربی نیز برای گزاره مذکور وجود دارد. برای مثال، تحقیقات رابطه مثبتی میان رفتارهای فرافکنیشده و رفتارهای قبلی اظهارشده در خصوص تخلفاتی مانند رانندگی در حین مستی، سرقت و عدم پرداخت کرایه تاکسی نشان دادهاند (پوگارسکی،115:2004). دوم اینکه، گرین (1989 به نقل از های،2001) با استفاده از یک طرح پانل دو موجی، اثبات کرده که فرافکنیهای کجروی آتی، با کجروی عملی بعدی، همبستگی بالایی (80/0r = ) دارد (های،140:2001). گرین مشاهده کرد که در بین پیشبینهای متعدد و ممکن رانندگی در حال مستی، مثل ادراک قطعیت و شدت مجازات، سن، نژاد، جنس، تعهد اخلاقی و عدم تأیید اجتماعی، قویترین پیشبین رانندگی در حال مستی خوداظهاری بین زمان 1 و زمان 2، برآورد یا تخمین پاسخگویان در زمان 1 از احتمال رانندگی در حال مستی آینده بود. این یافته در مورد مصرف ماریجوانا و تقلب و دزدی از مغازه نیز مشاهده شده است (پوگارسکی،115:2004). بنابراین، شواهد موجود حاکی از این است که سنجههای تخلفات فرافکنیشده، برای پرهیز از مشکلات نظمِ علّی دادههای مقطعی مفید و سودمند هستند
به نظر چنین میرسد این نوع فرافکنیها، اگر نه دقیقاً، ولی کموبیش مشابه سنجههای «نیات رفتاری» باشند . مطالعات متعددی – که تلخیص آنها، چه بسا مستلزم فراتحلیل باشد – ، موید نیات رفتاری در پیشبینی انواع مختلفی از رفتارهای بعدی بوده است (تایتل،601:2003).
به این ترتیب، با توجه به موضوع فوق و اهمیت بزهکاری فرافکنیشده، در این تحقیق، گویههای بزهکاری آتی با این جمله آغاز گشتهاند: «اگر خود را در موقعیتی بیابید که شانس انجام هر کدام از رفتارهای زیر وجود داشته باشد، چقدر احتمال میدهید که دست به چنین کارهایی بزنید؟»پاسخگویان بایستی جواب خود را بر روی یک طیف مدرج از خیلی زیاد تا خیلی کم مشخص نمایند. در ضمن برای اطمینان و دقت بیشتر و همچنین مقایسهپذیر کردن دادههای بدست آمده از بزهکاری آتی با بزهکاری گذشته، بزهکاری گذشته نیز مورد سنجش قرار گرفته است. سوال مورد پرسش از بزهکاری گذشته بدین صورت بوده است: «طی یک سال گذشته، چند بار هر کدام از رفتارهای زیر را انجام دادهاید؟»
برای سنجش بزهکاری از دو بعد تخلفات بزهکارانه و تخلفات منزلتی استفاده شده است. تخلفات منزلتی ناظر به تخلفات افراد زیر سن قانونی و تخلفات بزهکارانه ناظر به تخلفات افراد در همه سنین است. برای سنجش تخلفات بزهکارانه با نظر به تعریف مفهومی و با الهام و اقتباس از تحقیقات پیشین شش مولفه خشونت (مون417،2008؛ لی418،2005؛ پت419،2009؛گو420،2008؛استیوارت421،2002؛هوقوتون422،2002؛ویجتر423،2007؛میگنس424،2010؛چیونگ،2008؛راجماکرز425،2005)، سرقت (مون،2008؛ لی،2005؛پت426،2009؛هوقوتون،2002؛ راجماکرز،2005؛ ویجتر،2007میگنس،2010؛ دیکمپ427،2009؛چیونگ،2008)، وندالیسم (مون،2008؛لی،2005؛ پت،2009؛گو،2008؛ هوقوتون،2002؛ راجماکرز،2005؛ویجتر،2007؛میگنس،2010دیکمپ،2009؛چیونگ،2008)، تقلب امتحانی (مافتیک428،2006؛ هال429،1999؛ لی،2005؛ هوقوتون،2002؛چیونگ،2008)، مصرف الکل و مواد مخدر (مون،2008؛ لی،2005؛ گو،2008؛ هوقوتون،2002؛ چیونگ،2008) و کجروی جنسی (طالبان،1380؛ هوقوتون،2002) در نظر گرفته شد. برای سنجش تخلفات منزلتی با توجه به تعریف مفهومی و تحقیقات پیشین (لی،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛ هوقوتون،2002) از شش معرف مصرف سیگار، فرار از منزل، دیر برگشتن به خانه، رانندگی بدون گواهینامه، بیاحترامی به معلم و والدین و گریز یا غیبت از مدرسه استفاده شده است.

مطلب مرتبط :   شرمساری، سلطه، اجتماع، آزادی، بریث

جدول ‏41: ابعاد، مولفه ها و معرفهای متغیر بزهکاری
متغیر
ابعاد
مولفه ها
معرفها
بزهکاری
تخلفات بزهکارانه
خشونت
درگیری خیابانی یا زد و خورد فیزیکی در خانواده یا مدرسه (مون،2008؛استیوارت،2002؛ هوقوتون،2002؛ گو،2008؛ لی،2005؛ بوت،2008؛)

آسیب زدن به کسی، طوری که نیاز به دکتر و پانسمان داشته باشد. (پت،2009؛هوقوتون،2002؛راجماکرز،2005؛ گو،2008)

حمل چاقو یا اشیاء تیز و کشنده (بائو،2012؛بوت،2008؛گو،2005؛استیوارت،2002)

سرقت
برداشتن وسایل از مغازه بدون پرداخت پول (لی،2005؛پت،2009؛هوقوتون،2002؛ویجتر،2007؛بویسورت،2012)

برداشتن وسایل دوستان یا همکلاسیها (مون،2008؛لی،2005؛ ورمن،2007؛پاولز،2008؛بائو،2012)

برداشتن پول از جایی و یا از کسی بدون اجازه (راجماکرز،2005؛ویجتر،2007؛لی،2005؛)

وندالیسم
شکستن وسایل پارک و خراب کردن صندلی یا شیر آب در پارک (علیوردی نیا،1391)

نوشتن و نقاشی روی دیوارها و میز و صندلی در مدرسه (راجماکرز،2005؛ ورمن،2007،بائو،2012)

واژگون کردن سطل زباله و ریختن زباله در کلاس (علیوردی نیا،1391).

خسارت به متعلقات مدرسه مثل میز، نیمکت، تخته سیاه، کتاب و… (هوقوتون،2002؛ گو،2008؛ پت430،2009؛ ورمن،2007)

تقلب امتحانی
نوشتن پاسخ سوالهای امتحانی روی دست، زیردستی و … (هال،1999؛مافتیک،2006؛لی،2005؛)

نگاه کردن از روی دست دیگران و یا در معرض دید قرار دادن برگههای امتحانی (هال،1999؛مافتیک،2006؛لی،2005؛)

رد و بدل کردن برگههای امتحانی (هال،1999؛مافتیک،2006؛)

استفاده از موبایل برای تقلب و تبادل جواب ها در امتحان (هال،1999؛مافتیک،2006؛لی،2005؛)

مصرف مواد و الکل
مصرف مشروبات الکلی (هوقوتون،2002؛لی،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛)

مصرف تریاک، حشیش، شیشه، هروئین، اکستازی و قرصهای روانگردان

کجرویهای جنسی
تماشای فیلمهای غیرمجاز (طالبان،1380)

رد و بدل کردن عکس و فیلم غیرمجاز (هوقوتون،2002)

معاشرت و دوستی با جنس مخالف (طالبان،1380)

شرکت در پارتی های مختلط دوستانه (طالبان،1380)

بازدید از سایتهای غیراخلاقی (طالبان،1380)

تخلفات منزلتی

مصرف سیگار (لی،2005؛ مون،2008؛ بوت،2008؛)

فرار از منزل (هوقوتون،2002؛لی،2005؛ مون،2008؛)

دیر برگشتن به خانه (لی،2005؛)

رانندگی بدون گواهینامه

بی احترامی به معلم یا والدین (لی،2005؛)

فرار یا غیبت از مدرسه (مون،2008؛)
متغیرهای مستقل
به هم پیوستگی خانوادگی431:
بههمپیوستگی به شرایط و وضعیت افراد اطلاق میشود. یعنی میزان مشارکت افراد در شبکههایی که برای دستیابی به اهداف ارزشمند به افراد دیگر وابستهاند و دیگران نیز متقابلاً به آنها وابستگی دارند. حتی اگر افراد، وابسته به کسانی غیر از افراد وابسته به آنها باشند، میتوان شخص را به عنوان فردی که در وضعیت بههمپیوستهای قرار دارد، معرفی کرد. از نظر بریث ویت، بههمپیوستگی تقریباً معادل پیوند اجتماعی، پیوستگی و تعهد در نظریه کنترل است (کالن،258:2011؛ ونتارا،18:2006). در نظریه بریث ویت، بههمپیوستگی اساساً اجتماعگرایی در سطح فردی است. به این معنا که بههمپیوستگی سطح فردی مشارکت در شبکههای اجتماعی و اجتماع کلی است (میلر432،4:2009). برای اندازهگیری متغیر بههمپیوستگی در عرصه خانواده، از چهار معرف زیر که مورد نظر بریث ویت (1989) بوده، استفاده شده است: دلبستگی433به والدین، ارتباطات434، ادارک435 نوجوانان از احساس دلبستگی والدین و احترام به والدین. گویههای بکار رفته برای سنجش متغیر بههمپیوستگی، با اقتباس از تحقیقات پیشین (لییو،2011؛ بائو،2012؛چاپل،2005؛ اریکسون،2000؛ بارنت،1996؛ دلیسله،2010؛ لی،2007؛ های،2001؛ پیکرو،2010؛ لییو،2011؛ لوسونز،2007؛ دیبل،2011) به شرح زیر میباشد:

مطلب مرتبط :  

جدول‏42: ابعاد و گویههای متغیر به هم پیوستگی خانوادگی

متغیر
ابعاد
گویه
به هم پیوستگی

پیوستگی با والدین
برایم داشتن روابط خوب و صمیمانه با والدینم، بسیار مهم است. (لییو،2011)
والدینم را بسیار دوست دارم (بائو،2012؛ لی،2007).

ادارک نوجوانان از احساس دلبستگی والدین
احساس میکنم والدینم، بیشتر اوقات با من قهرند و علاقهای به من ندارند. (های،2001).
والدینم سعی میکنند مشکلات و نگرانیهایم را درک کنند (های،2001).

ارتباطات والدین-نوجوان
اغلب اوقات افکار و احساساتم را به راحتی با والدینام در میان میگذارم (های،2001).
من از روابط خود با والدینام رضایت دارم. (های،2001).

احترام به والدین
نسبت به والدینم، احترام زیادی قائلم (لوسونز،2007)
در بیشتر کارها و تصمیمات خود، نظر والدینم را جویا میشوم. (دیبل،2011)

متغیرهای میانجی436
بوچکوار و تایتل (2005) به تفصیل در باب ابهامات و دشواریهای نظریه شرمساری بازپذیرکننده بحث کردهاند. ابهام در تعریف مفاهیم، فقدان شفافیت در امکان خنثی بودن شرم، ترتیب توالی شرمساری بازپذیرکننده، و دفعات مقتضی شرمساری بازپذیرکننده برای اثربخش بودن از جمله مواردی است که توسط این محققان مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. اولاً روشن نیست که شرمساری رفتاری خاص و ویژه مشتمل بر داوری اخلاقی است یا به تنهایی توبیخ و عدم تأیید است. بریث ویت، در تعریف منقول از شرمساری، خاطر نشان ساخته است که شرمساری متضمن عدم تأیید به قصد ایجاد احساس توبیخ و پشیمانی و ندامت و/یا محکومیت از طرف دیگران است (بریث ویت،100:1989). وی تاکید میکند که شرمساری حاوی یک عنصر اخلاقی است: «شرمساری، برخلاف مجازات بازدارنده صرف، به منظور اخلاقیکردن متخلف با ربط دادن دلایل ناپسند بودن کنشهای او، طراحی و اجرا میشود». ولی در جای دیگر (بریث ویت،58:1989) شرمساری صرفاً به «عدمتأیید» به همراه مجازاتی که خود شکلی از عدمتأیید است، اشاره دارد. بنابراین، شرمساری اگر چیزی بیش از عدم تأیید نباشد، در این صورت راهی برای تمییز آن از سایر اشکال مجازات وجود ندارد و لذا تئوری شرمساری، چیزی بیش از تأیید استدلال نظریه بازدارندگی نیست. های (2001) با توجه به این نوع اختلافات در تفسیرها، کوشید در شاخصسازی شرمساری عنصری اخلاقی وارد سازد، در حالی که زنگ و زنگ (2004) تنها به توبیخ ادراکی437 اکتفا کردند.
دومین اختلاف حول این محور شکل گرفته که آیا شرمساری میتواند خنثی و بیطرف باشد یا نه (شرمساری که نه بازپذیرکننده باشد و نه جداکننده). بریث ویت در بعضی جاها اظهار داشته