حجیت صدق نیز می‌تواند برای معیارهای مطلق و پایه مانند ضروریات عقلی و احتجاجات شرعی باشد و می‌تواند برای معیارهای مشروط و غیر پایه مانند نظریات عقلی و تنجیزات شرعی باشد.
معیارهای پایه به معنای عام، آن دسته از ادله عقلی یا دینی هستند که به طور مطلق و به نحو نامشروط خطاناپذیر، خلاف‌ناپذیر، ابطال‌ناپذیر، نقض‌ناپذیر، تعارض‌ناپذیر، انکارناپذیر و زوال‌ناپذیر باشند و به نفس ذاته واقع نما و صدق محض باشند، به خلاف معیارهای غیرپایه که به نحو مشروط یعنی به شرط مطابقت با واقع از این خصایص برخوردارند؛ هرچند به نفس ذاتشان از این خصایص بهره‌ای ندارند.
در پایان، پیش از بررسی مصداق میزان باید به نکته‌ای که به دامنه سنجش مربوط است، توجه داد و آن این که شاید برخی بر این باور باشند که گزاره‌های عرفانی را فقط باید با معیارهای پایه سنجید و در صورت کشف تعارض به خطای آن گزاره‌ها حکم داد و یا در صورت کشف عدم تعارض به صدق آن گزاره‌ها حکم داد و در صورت عدم کشف تعارض به صدق آن گزاره‌ها حکم داد؛ لیکن در نقد این باور باید گفت که عدم کشف تعارض به معنای کشف عدم تعارض نیست، بلکه باید کوشید با عرضه آن گزاره به معیارهای غیرپایه که صدق‌شان مشروط است، تعارض یا عدم تعارض آن گزاره را به دست آورد. در صورت کشف عدم تعارض به امکان صدق گزاره حکم داد تا آن که با تحقیق مدقانه و مراجعه به ادله خاصه آن کشف را به تأیید رساند و به احتیاط عقلی حکم به ثبوت صدق گزاره داد. اینجاست که دامنه سنجش فراتر از سنجش معیارهای پایه رفته و سنجش با معیارهای غیرپایه را نیز دربرمی‌گیرد.
فراز دوم: مصداق میزان عرفان نظری
اکنون که به قدر توان معنا و مفهوم میزان عرفان نظری را روشن ساختیم، نیکوست تا به اشاره از تلاش شماری از عارفان در حوزه عرفان نظری درباره میزان عرفان از حیث دامنه سنجش و اقسام آن سخن گوییم تا پیشنه ذکر و بررسی مصادیق میزان عرفان روشن شود.
بیشترین چیزی که در پژوهش محققان دیروز و امروز درباره میزان به چشم می‌خورد، تأکید آنان بر ضرورت وجود معیار برای سنجش مشاهدات و مکاشفات خیالی در موقعیت مثال مقید است. زیرا این ساحت از شهود به دلیل دخالت برخی از امور چون تخییلات، توهمات، تسویلات و هواجس در آن امکان خطای بسیاری دارد و برای شناختن صواب و خطا به میزان سنجش نیاز هست؛ لیکن مشاهدات فراخیالی در موقعیت مثالی ( مثال مطلق )، عقلی و الهی به دلیل آن که در موقعیت اتصال تام به حقایق موجود در آن مراتب رخ می‌دهد و نسبت به متن آن حقایق علم حضوری تام وجود دارد، عین صواب هستند و هرگز خطا نمی‌پذیرند و لذا نیازی به میزان ندارند. این نظریه یعنی نیاز عرفان به میزان آن هم فقط در ساحت مشاهده خیالی را می‌توان در آثاری بزرگانی چون محقق قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم دید که گفته: هم چنان که ارباب حکمت برای تفکیک صواب و خطای قیاسات به منطق نیاز دارند، ارباب شهود نیز برای تمایز امور حقیقی نفس‌الامری از امور خیالی صرف در عرصه مشاهده به میزان نیاز دارند100.
در مقابل، برخی چون صدرالدین قونوی101 و به تبع وی عبدالرزاق کاشانی102، ابوحامد محمد ترکه اصفهانی103 و محمد بن حمزه فناری104 برای کل دانش عرفان نظری که از گزارش مشاهده‌ها به خصوص مشاهده‌های فراخیالی تشکیل شده‌ است، میزان قائلند. چراکه عرفان نظری از آن روی که علم است و هر علمی بر اساس قاعده « لکل علم معیار » معیاری دارد، باید میزانی داشته باشد تا محققان نه تنها ملاکی برای سنجش صواب و خطای گزاره‌های آن داشته باشند، بلکه از تقلید متتبعانه رها و به وادی تحقیق نقادانه ورود یابند.
در آثار این بزرگان، به گونه پراکنده و نه منسجم از دو نوع میزان یاد شده که هر یک با ماهیت و مولفه‌هایی از دو نظام دین و عقل برخواسته که می‌توان بر اساس خاستگاه‌شان بر آن دو نام میزان دینی و میزان عقلی نهاد.
این تحقیق با توجه به نقد و بررسی نظریه‌های مقابل نظریه سنجش‌پذیری با نظر محقق قونوی و پیروان وی همراه است. لذا بر پایه نظر آنان میزان عرفان نظری را به سه میزان دینی، عقلی و عرفانی تقسیم کرده و برای هر یک، تعریف مختصری نشان داده است و در آینده ماهیت و مؤلفه‌های هر یک از آنان و دلایل گزینش‌شان را بررسی خواهد کرد.
الف. میزان دینی یک دستگاه نظارتی بر گزاره‌های عرفان نظری است که بر پایه اصول و دلایل دینی به عنوان معیار به سنجش آن گزاره‌ها می‌پرازد؛ اصولی برگرفته از کتاب و سنت، آن هم متناسب با آن گزاره‌ها که به دو گونه معیارهای پایه چون احتجاجات و معیارهای غیرپایه چون تنجیزات تقسیم می‌شوند؛ که اولی به صرف استخراج و عرضه مستقیم نقش‌افرینی می‌کنند و دومی پس از نگاه مجموعی و تحصیل دلیل دینی به روش اجتهادی به دست می‌آیند؛‌ اما این که مقصود از دین چیست، چرا دین به عنوان ملاک صدق و معیار سنجش برگزیده شده، انواع و اقسام معیارهای دینی چیست و روش بکارگیری این میزان در سنجش چگونه است؟ نکته‌ای است که در آینده بررسی خواهیم کرد.
سعید‌الدین فرغانی در منتهی المدارک چنین می‌نویسد:
‌ و لا بدّ لکل خلیفه کامل من میزان کلّی من طرف الحقّ معتدل یحفظ حکم الوحده و العداله على طرف خلقیته التی یتعلق به جانب نبوّته فی نفسه أولا، و فیمن یأخذ المدد الوجودی الوحدانی بوساطته ثانیا؛ لأن لا تعتوره الأحکام الإمکانیه و الآثار المتکثّره النفسانیه و الشیطانیه یسمّى ذلک المیزان شریعه.105
ب. میزان عقلی یک دستگاه سنجشگر ناظر بر عرفان نظری است که بر اساس اصول و دلایل عقلی به عنوان معیار به سنجش گزاره‌های عرفانی می‌پردازد؛‌ اصولی برگرفته از منطق و فلسفه که به دو صنف معیارهای پایه چون ضروریات و معیارهای غیرپایه چون نظریات تقسیم می‌شوند، که اولی با استخراج اصول عام به دست می‌آیند و به صورت مطلق ضرورت صدق دارند و دومی با بررسی اصول خاص به دست می‌آیند و به نحو مشروط ضرورت صدق دارند؛ اما این که مقصود از عقل چیست، چرا عقل به عنوان ملاک صدق و معیار سنجش برگزیده شده، انواع و اقسام گزاره‌های معیار عقلی چیست و روش بکارگیری این میزان در سنجش چگونه است؟ این نیز پرسشی است که در آینده باید از منظر عقل و نقل به آن پاسخ گفت.
ابوحامد محمد ترکه اصفهانی می‌نویسد:
لا بُدَّ للسالکین من اصحاب المجاهده ان یحصِّلوا العلوم الحقیقیَّه الفکریه النظریَّه اولًا بعد تصفیه القلب بقطع العلایق المکدِّره المظلمه و تهذیب الأخلاق و ترتیبها حتى یصیر هذه العلوم النظریَّه التی تکون من جملتها الصناعه الالیَّه الممیِّزه بالنسبه إلى المعارف الذوقیَّه کالعلم الآلىِّ- المنطقی بالنسبه إلى العلوم النظریَّه الغیر المتسقه المنتظمه. 106
ب. روش سنجش گزاره‌های عرفانی
با توجه به این که میزان دینی و عقلی ناظران و سنجشگران برون علمی و برون مجموعه‌ای هستند، می‌بایست در اینجا روش سنجش برون علمی و برون مجموعه‌ای را تشریح نمود.
به نظر می‌رسد روش یاد شده را باید به دو مرحله تقسیم کرد:
1- مرحله پیشا سنجش؛
2- مرحله سنجش.
مرحله پیشاسنجش
این مرحله برای فراهم ساختن بستری روشن جهت سنجش و خیزش سنجش‌گر است که به حوزه عرفان پژوهی و به تخصص محقق در دانش عرفان نظری برمی‌گردد.
این مرحله با چند گام تحقق می‌یابد107:
– کنار گذاشتن تعصب‌های مدافعانه و حذف پیش‌فرض‌ها با رویکردی عالمانه و منصفانه در زمان ورود به عرصه سنجش‌ها؛
– تشخیص باور عرفانی به عنوان مسأله مورد سنجش که با تقریر متتبعانه و محققانه از باور جهت تعریف اصطلاحات، تفکیک اصل مدعا از فروع، رفع تعارضات در تفسیرها، رفع تعارض مدعا با اصول اصلی و مشترک عرفان نظری و فهم کامل و جامع از آن مدعا صورت می‌گیرد؛
– استخراج دلایل و استدلالهای موجود در متن گزاره باور، اعم از دلیل کشفی، نقلی و عقلی؛
– کشف و بررسی مبانی (= پیش‌فرض‌ها ) و لوازم (= باورهای در پی ) مدعا تا دامنه سنجش تنها به اصل مدعا محدود نشود و نقاط ضعف و قوت – چه پنهان و چه آشکار – به دست آید؛
– روشن ساختن دامنه مسأله مورد سنجش که آیا اصل باور و مدعاست یا دلایل و حدود وسطای آن باورست یا هر دو که البته در عرفان استخراج حدود وسطا کاری دشوار اما برای سنجش کاری ضروری است؛
– تبیین پیشینه مدعا که پیشینیان در این باره چه ظرایف و دقایق تفسیرگرایانه‌ای داشته‌اند و یا چه نقدها و ابرام‌هایی بر آن مدعا نگاشته‌اند تا پرسش‌های سنجشگرانه در صحرای ابهام سرگردان نمانند.
مرحله سنجش
این مرحله، مرحله ورود در عرصه داوری و ارزیابی است تا در فرجام، صدق و یا خطای گزاره به دست آید.
این مرحله با چندین گام تحقق می‌یابد:
– تفکیک سنجش باورها از سنجش استدلالات آن باورها و سنجش مبانی آن باورها جهت روشن ساختن میدان سنجش؛
– مرحله بندی عرضه سنجش‌گرایانه باورها به معیارها برای کشف صدق و خطا؛ مرحله اول کشف تعارض و عدم تعارض و مرحله دوم کشف تطابق و تأیید پس از کشف عدم تعارض؛
– روشن ساختن نوع باور مورد سنجش که به کدام حوزه وجود شناسی تعلق دارد؛ توحید شناختی، جهان شناختی و یا انسان شناختی؛
– عرضه باور یا دلیل باور به معیارهای پایه موجود در میزان‌ها مانند ضروریات و احتجاجات تا در اولین گام، تعارض و یا عدم تعارض آن باور با آن اصول کشف شود که در صورت عدم کشف تعارض عرضه به معیارهای غیرپایه و مشروط انجام می‌گیرد؛
– بررسی متتبعانه و محققانه اصول و دلایل موجود در میزان‌ها جهت استخراج اصول معیار متناسب با آن باور که این بررسی یا در حیطه میزان دینی صورت می‌گیرد تا اصول استنباطی به دست آیند و یا در حوزه میزان عقلی که اصول نظری به دست آیند؛
– عرضه آن باور و یا دلیل آن باور به آن اصول استخراجی که یا به کشف تعارض‌ها می‌انجامد که بر خطای باور و یا خطای دلیل باور دلالت دارند و یا به عدم کشف تعارض که بار امکان صدق را دارد، می‌انجامد تا آن که با مراجعه به معیارهای غیر پایه و کشف عدم تعارض به نحو مشروط دلالت بر ثبوت صدق آن باور و یا صدق دلیل باور داشته باشد؛
– اقدام به اصلاح و تکمیل باور در صورت صدق مشروط باور و یا خطای دلیل که در صورت اول بدون تغییر قالب کلی گزاره در نسبت محمول به موضوع، با افزودن یک یا چند قید یا حیثیت به نهادهای گزاره انجام می‌گیرد و در صورت دوم نیز با جایگزینی دلیل صادق به جای دلیل پیشین صورت می‌بندد؛
– اقدام به تأسیس در صورت خطای باور به همراه خطای دلیل که با جایگزینی باور نو به جای باور پیشین و طرح دلیل جدید به جای دلیل پیشین با هدف ایجاد روند معمارگرایانه درباره مجموعه عرفان نظری انجام می‌گیرد.

مطلب مرتبط :   علیّت، «ب»، غزالی، «الف»، رابطه‌ی
دسته بندی : علمی